4ـ عدم استجابت و هنگام گرفتار شدن به عذاب الهي:


دعا و استغفار هنگام گرفتار به عذاب خداوند چه در دنيا و چه در آخرت مورد قبول واقع نخواهد شد. مشرکين به هنگام مرگ وقتي همه آمال و آرزوهاي خود را بر باد رفته مي بينند و چشم حق بينشان باز مي شود و وعدة الهي را نزديک مي بينند و سرنوشتي که انتظار شان را مي کشيده با چشم يقين مي بينند دست به دعا بلند مي کنند همچنين بعد از گرفتاري به عذاب اخروي از کردار گذشته خود پشيمان شده و تنها راه رهائي از عذاب سخت جهنم را درخواست مهلت و بازگشت به دنيا مي يابند دعا مي کنند ولي هرگز دعايشان مستجاب نمي شود و امکان بازگشتي نخواهد داشت چرا که در دنيا پيامبران بشير و نذير حجت را بر همه تمام کرده اند و ديگر راه فراري نمانده است:


« حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعو لعلّي اعمل صالحاً فيما ترکت کلّا انها کلمة هو قاءلها[82]» ( آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مي دهند ) تا زماني که مرگ يکي از آنان فرا رسد مي گويد» پروردگار من , مرا بازگردانيد ؛ شايد در آنچه ترک کردم ( و کوتاهي نمودم ) عمل صالحي انجام دهم ( ولي به او مي گويند: ) چنين نيست اين سختي است که او به زبان مي گويد ( و اگر بازگردد کاش همچون گذشته است).


« ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون , قال احسئوا فيها و لاتکلّمون[83] »؛ پروردگارا ما را از اين (دوزخ) بيرون آر, اگر بار ديگر تکرار کرديم قطعاً ستمگريم ( و مستحق عذاب ). ( خداوند ) مي گويد: دور شويد در دوزخ و با من سخن بگوييد!


5ـ عدم استجابت دعاي مومنين براي مشرکين:


استغفار براي مشرکين هيچ گاه پذيرفته نخواهد شد , حتي اگر از طرف برترين خداوند درخواست شده باشد همانطور که استغفار ابراهيم (ع) براي عمويش آزر پذيرفته نشد[84].


بطور کلي استغفار براي مشرکين امري مزموم و از آن تهي شده است « ما کان للنبي و الذين آمنو ان يستغفروا للمشرکين ولو کانوا اولي قربي من بعد ما تبيّن لهم انهم اصحاب الجحيم[85]» ؛ براي پيامبر و مؤمنان شايسته نبود که براي مشرکان ( از خداوند ) طلب آمرزش کنند هر چند از نزديکان شان باشند؛ ( آن هم ) پس از آنکه بر آنها روشن شد که اين گروه اهل دوزخند.


البته استغفار حضرت ابراهيم (ع) براي عمويش بخاطر وعده اي که او آزر داده بود و نمي دانست که عمويش دشمن الهي است و زماني که متوجه اين مسأله شد از او دوري جست[86]»





انواع استجابت:


عده اي بعد از اينکه شرايط و آداب دعا را رعايت کردند اين پرسش برايشان مطرح مي شود که چرا دعايشان مستجاب نشد در صورتي که هيچ مانعي هم از استجابت وجود نداشت؟ در پاسخ به اين پرسش بايد بيان داشت که استجابت داراي انواع مختلفي است که با تحقيق در آيات به بعضي از آن اشاره مي کنيم.


گاهي اوقات خداوند استجابت را به تأخير مي اندازد تا زماني ديگر که ارزش بالاتري برخوردار است به آن اجابت گويد همانطور که امام صادق (ع) مي فرمايد : همانا مؤمن دعا مي کند ولي اجابتش تا روز جمعه به تأخير مي افتد[87].» و يا در موارد استجابت به تأخير مي افتد تا براي سوال کننده بزرگتر و بخشش آن براي آرزومند بيشتر باشد چنانچه در سخنان امام علي(ع) چنين مطلبي به چشم مي خورد[88].


در مواردي ديگر هم خواسته بنده اجابت نمي شود تا خداوند بيشتر از آنچه بنده خواسته از فضلش به او عطا کند « و يزيد من فضله»


بنابراين با تأمل بيشتر نسبت به خواسته هاي خود درمي يابيم که امکان دارد خواسته مشروع , به يکي از روشهاي بالا اجابت شود و هميشه عين آنچه خواسته شده استجابت دعا محسوب نمي شود.








1. قيومي مصباح الميز ذيل ماده دعو/ خليل بن احمد در العين / راغب در مفرات / سعيد شرتوني ذر اقرب موارد / ذيل ماده دعو


2. راغب ؛ مفردات / قيومي , مصباح الميزان / شرتوفي اقرب الموارد / ذيل ماده دعو


3. خليل بن احمر العين/ جوهر , مصاح اللغه / ابن فارس , مقاييس الغه / حسن مصطنوي , التحقيق ذيل ماده دعو


4ـ راغب , مفردات / فيومي مصباح الميز / ذيل ماده دعو


5. حسن مصطفوي ؛ التحقيف ذيل ماده دعو / علامه طباطبائي تفسير الميزان ذيل آيه 25 يونس


6. الميزان ذيل آ؟يه 25 سوره يونس


7. غافر (40) : 60


8. لسان العرب« ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالکم» اعراف (7) 194؛ مجمع البحرين « لولا دعائکم فقد کذبتم » فرقان (25) :77 « ودعواهم فيها سبانک اللهم » يونس ( 10 ) : 10.


9. مجمع البحرين ذيل ماده دعو.


10. بقره (2) : 23.


11. راغب در مفردات « قالوا ادع لنا ربّک» سوره بقره آيه 68 ؛ همچنين قيومي در مصباح الميزان.


12. اسراء (17) : 110.


13. مجمع البحرين ذيل مادّه دعو


14. راغب در مفردات ذيل ماده دعو.


15. بقره (2) : 17.


16. مريم (19) : 91


17. مجمع البحرين ذيل ماده دعو.


18. تفسير الميزان ذيل آيه 25 يونس؛ آيت الله دشتي در کتاب معارف و معاريف ذيل کلمه دعا؛ لسان العرب اين معنا را به ابواسحاق نسبت مي دهد نقل کلام در تفسير الميزان : براي صاحب تفسير المنار مشبه شده که عبادات شرعي دعا نيستند لذا مي فرمايد« نماز و روزه در اصطلاح شرعي دعا نيست» اما منشا اشتباهخ ايشان اين است که گمان کرده دعا به معناي فرياد زدن براي در خواست است( نداءً للطلب» و از معناي شرعي دعا غافل شده است . امات با اين توضيح مشخص شد که عبارتي همچون نماز روزه در اصطلاح شرعي دعا محسوب مي شود.


19. سوره لقمان(31) :آيه 32.


20. گنجينه اسرار , صفحه 15


21. سوره واقعه(56): آيه 79.


22. سوره انعام (6) آيه 59.


23. ترجمه الميزان جلد 20 , صفحه 682. جواب علامه به يک اشکال به اين دسته از روايات اشکال شده است که اين روايات با مصونيت پيامبر (ص) از تأثير سحر سازگاري ندارد لکن اين اشکال وارد نيست زيرا منظور مشرکين از محور خواندن پيامبر (ص) اين بوده که آن جناب بي عقل و ديوانه است اما تأثير سحر به اين معنا که مرضي در بدو آن جناب پديد آيد و يا اثر ديگري نظير آن را در پي داشته باشد مورد نفي روايات و آيات نيست و دليلي بر مصونيت آن حضرت از چنين تأثيراتي در دست نيست.


24. اصول کافي , جلد 6 , صفحه 17.


25. اصول کافي , جلد 6 , صفحه 43.


26. سوره طه (20) :آيه 124.


27. سوره غافر (40) : آيه 60.


28. اصول کافي جلد 6 صفحه 20.


29.اصول کافي جلد 6 صفحه 18


30. اصول کافي جلد 6


31. به نقل از کتاب پرورش در پرتو نيايش


32. اصول کافي جلد 6 صفحه 20


33. سوره بقره (2) : آيه 186


34. سوره توبه (9): آيه 99.


35. سوره فرقان 025) :آيه 77


36. سوره بقره (2) :آيه 152


37.سوره آل عمران (3) :آيه 147 ـ 148.
38. بحارالانوار جلد 90 , صفحه 322


39. محجه البيضاء, جلد 2 , کتاب الاذکار و الدعوات


40. بحارالانوار , جلد 63 صفحه 314


41. محجه البيضاء, جلد 2 , کتاب الاذکار و الدعوات


42. کافي , جلد 2 صفحه 484


43. کافي , جلد 2, صفحه 486


44. سوره اعراف , آيه 205


45. کافي , جلد 2 صفحه 476


46. همان جلد 2 صفحه 475


47. همان جلد 2 صفحه 475 / بحار الانوار جلد 90 صفحه 8-374


48. صحيفه سجاديه فيض الاسلام ص388


49. کافي جلد 2 صفحه 472


50. کافي جلد 4 صفحه 221-219


51. الميزان جلد 2 صفحه 54


52. کافي جلد 2 صفحه 487


53. کافي جلد 2 صفحه 487


54. بحار جلد صفحه 70


55 سوره اعراف آيه 205


56. کافي جلد 2 صفحه 480


57. سوره غافر آيه 14


58. کافي جلد 2 صفحه 16


59. کافي جلد 2 صفحه 473


60. الميزان , جلد 2 صفحه 62-61


61.بحار جلد 93 صفحه 313


62.ديوان حافظ شيرازي


63 سوره طور , آيه 49


64. کافي جلد 4 صفحه 8- 226


65.


66. کافي جلد 2 صفحه 477


67.بحار جلد 48 صفحه 166


68. سوره بقره , 200


69.


70. کافي جلد 4 صفحه 145


71. شيخ صدوق بسند معتبر از امام رضا روايت کرده ( مفاتيح الجنان / فضيلت ماه رمضان)


72. الفقيه , جلد 2 صفحه 138


73. بحار ج 6 صفحه 94


74. بقره , سوره 186


75. ترجمه تفسير الميزان جلد 3 صفحه 42 آيه 186


76. همان صفحه 44


77. سوره روم آيه هاي 34 و 33


78. سوره انعام آيه هاي 64-63 آيات ديگري هم وجود دارد که به جهت اختصار ازذکر آن خود داري مي کنيم – سوره عنکبوت آيه 66-65 سوره انعام آيه 41-40


79. سوره اعراف آيه 143


80. سوره رعد , آيه 11


81. سوره اسراء آيه 11


82. سوره مومنون آيه 99


83. سوره مومنون آيه هاي 107- 108 آيات ديگري نيز وچجود دارد که به دليل اختصار ازذکر آنها خودداري مي کنيم:سوره فاطر آيه 37 – سوره زخرف آيه 77 – سوره ابراهيم آيه 44 - سوره سبأ آيه 19 – سوره منافقون آيه 10


84. ر.ک: سوره مريم آيه 47


85. سوره توبه آيه 113


86. ر.ک سوره توبه آيه 114


87. روضة المتقين جلد 12 صفحه 29


88. مجمع البيان جلد 1 صفحه 27