-
مدیر بازنشسته
متن آهنگ چاله به چاه از شاهرخ
دکلمه
گر چرخ به کام ما نگردد
کاري بکنيم تا نگردد
هرگز قد مردمان آزاد
در زير فشار تا نگردد
اندر کف مردمان آزاد
نبود گرهي که وا نگردد
آواز
دوباره فتنه ي چشم تو
فتنه بر پا کرد
دلم
دلم ز شهر
چو ديوانه رو به صحرا کرد
ز بخت ياري بيجا طلب مکن
کين شوم چو جغد، ميل به ويرانه داشت
غوغا کرد
خدا خراب کند
خدا خراب کند
خانه ي کسي که مملکتي
براي مصلحت خويش خوان يغما کرد
افسوس که از چاله به چاه افتاديم
از اوج سحر به شامگاه افتاديم
رفتيم به جستجوي راهي بهتر
گم کرده جهت، به کوره راه افتاديم
رفتيم به جستجوي راهي بهتر
گم کرده جهت، به کوره راه افتاديم
اين بود نتيجه ي ندانم کاري
بيچارگي و اسيري و غم خواري
هشدار که گرگان به کمينند هنوز
اين قوم ندانند به جز مکاري
هشدار که گرگان به کمينند هنوز
اين قوم ندانند به جز مکاري
افسوس که از چاله به چاه افتاديم
از اوج سحر به شامگاه افتاديم
رفتيم به جستجوي راهي بهتر
گم کرده جهت، به کوره راه افتاديم
رفتيم به جستجوي راهي بهتر
گم کرده جهت، به کوره راه افتاديم
اين بود نتيجه ي ندانم کاري
بيچارگي و اسيري و غم خواري
هشدار که گرگان به کمينند هنوز
اين قوم ندانند به جز مکاري
هشدار که گرگان به کمينند هنوز
اين قوم ندانند به جز مکاري
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن