آيا تا به حال برايتان پيش آمده كه خواسته باشيد احساسات خود را با همسرتان در ميان بگذاريد و او سعي كرده كه يا با عجله شما را از آن احساس بيرون كشيده و يا اينكه كاري كند تا دست از آن برداريد؟ شما فقط مي خواهيد كمي گريه كنيد، اما او طوري برخورد ميكنيد كه انگار شما دچار يك بيماري جسمي يا رواني شده ايد.
مردها غالبا احساساتي برخورد كردن زنها را يك اشتباه ميگيرند و فرض را بر اين ميگذارند كه وضعيت روحيتان خرابتر از آن است كه تصورش را ميكنيد. آنها ميترسند مبادا هرگز دست از گريه كردن برنداريد.
براي اغلب مردان ، نشان دادن احساسات نظير عجز، ناتواني و يا ترس بسيار مشكل است . تنها زماني چنين احساساتي را از خود بروز ميدهند كه وضع آنها خيلي خراب باشد، بنابراين وقتي ميبينيد از چيزي ناراحت هستيد، اين استنداردهاي احساسي خودشان را بر روي شما فرافكن كرده و فرض را بر اين ميگذارند كه الان بايد وضعتان خيلي خراب باشد. مردها نميتوانند درك كنند كه زنها چطور ميتوانند راجع به يك مورد چنان احساسات قوي را در يك لحظه تجربه كنند، بدون اينكه تعادل رواني و احساسي خود را از دست بدهند.
مردها فكر ميكنند به محض اينكه شروع به شكايت كرديد، ديگر دست از اين كار برنداشته و تا ابد اين كار را ادامه ميدهيد. به همين دليل است كه ميگويند: همينطور ميخواهي به اين حرفها ادامه دهي؟ الان حوصله ندارم، درگير يك دعواي بزرگ شويم، وقتش را نداريم! بفرما دوباره شروع شد، احتمالا تا صبح بايد بيدار باشيم، شب خراب شد/
ممكن است فقط به 5 دقيقه از توجه، محبت و عشق آنها نياز داشته باشيد و آنها به گونه اي پاسخ دهند كه گويي از آنها انتظار يك ماراتن 12 ساعته را داريد.
اين بدان معناست كه يك زن ميتواند يك لحظه گريه كند و لحظه ديگر بخندد. ما زنها ميتوانيم يك لحظه عصباني باشم و لحظه ديگر بسيار بخشنده و مهربان. مردها به سختي ميتوانند از يك حالت احساسي به حالت ديگر تغيير وضعيت دهند. بنابراين فرض را بر اين ميگذارند كه اين تغيير حالت براي زنان غير ممكن است، به همين دليل هنگامي كه ما خيلي ناراحت هستيم وحشت ميكنند.