اسب:اسب هميشه خود را آراسته و ستودني مي نمايد . جاذبه جنسياو خيره كننده است و مي داند چگونه لباس بپوشد. او به مكان هاي عمومي مانند: كنسرت،تئاتر، گردهمائي ها، مسابقات ورزشي ومهماني ها علاقه خاصي دارد. وي اغلب خوش اندامو ورزشكار است.

اسب بسيار خوش برخورد ، خوش صحبت، با نشاط، دلسوز،‌شوخ،سرگرم كننده و در همه حال محبوب و دوست داشتني است.

روحيه اسب با فعاليتهاي سياسي بسيار سازگار است و اين گونه كارها او را خشنود مي كند و به او امكان رشدمي دهد. اسب با شگردي خاص ، ديگران را زير سلطه خود در مي آورد و فرمان بردار خودمي كند.

اسب بسيار حاضر جواب است و پيش از آن كه لب به سخن بگشاييد بحثوگفت و گويي چه در آن سر رشته داشته باشد يا نه ـــ وارد شود و بر ديگران پيشيبگيرد.

اسب در كارهاي عملي هم به اندازه كارهاي فكري ، توانمند،‌ خلاق وماهر است. اما در حقيقت ، او بيشترزرنگ است تا با هوش و خودش نيز اين را مي داند؛به همين دليل، برخلاف ظاهري آرام و مطمئن ، اعتماد به نفس ندارد و موجودي ضعيف است.

اسب بي تاب ، تند خو، نازك دل و پرشور و حرارت است؛ از اين رو گاه از نفوذكلام خود براي سيطره بر ديگران استفاده مي كند. كساني كه يك بار از خشم و غضب اسبآسيب ديده باشند، ديگر هرگز نسبت به او خوش بين نخواهد بود و هميشه از او مي هراسدو براي پيروزي در زندگي بايد خود را كنترل كند.

اسب موجودي خود خواه است وهر كس كه در راه رسيدن او به اهدافش مانع ايجاد كند ، لگد كوب مي كند. افزون براين،‌تا اندازه اي متكبر و خودپسند است و به مشكلات و ناراحتي هاي ديگران اهميت نميدهد وتنها به امور مربوط به خودش مي پردازد؛ با اين حال ، در صورت لزوم ، با شجاعتتمام در امور ديگران دخالت و وساطت مي كند. اسب مستقل ، سر كش و خود سر است. اوهميشه راه خود را مي رود و نصايح ديگران را قبول نمي كند. اسب خيلي زود آغوشخانواده را ترك مي كند تا زندگي اش را بسازد . او اين كار را با ميل و رغبت انجاممي دهد ، زيرا زندگي مستقل و مطابق ميل و سليقه شخصي را بر هر چيز ديگر ترجيح ميدهد.

وقتي اسب به ميل خود خانه و خانواده اي درست مي كند،‌سر پرستي آن رابه عهده مي گيرد و به خانواده خود عشق مي ورزد. اسب در زيدگي خانوادگي سالار وارباباست و كار ، مشكلات ، تندرستي و حتي اتوي لباسهايش بر عهده ديگران است كه البته اينبرخورد و نگرش اسب چندان هم دور از انصاف نيست؛ زيرا در حقيقت ، حضور او ضامن بقايخانواده است و اگر زماني به هر علت خانه و خانواده را ترك گويد،‌همه چيز مانند خانهاي پوشالي در هم مي ريزد.

لذا ،‌با اين موجود خودخواه ، فقط براي خود وموفقيت هاي شخصي اش كار مي كند؛ اما بي شك هميشه بازده كاري اش فوق العاده عالي استو براي ديگران مفيد است.

اسب زحمتكش است و در امور مالي ديدي كار شناسانهداشته و ماهرانه عمل مي كند. اما متاسفانه از آن جا كه داراي روحيه متغيري است ،ممكن است توجه خود را به امور دلخواهش از دست بدهد؛ اين امور مي تواند عاشقانه ،مربوط به كار و يا هر مورد ديگري باشد و تفاوتي ندارد . اما نگران نباسيد، اودوباره با همان ميزان موفقيت خواهد رسيد.مشروط بر آن كه انجام كار مورد نظر نياز بهگوشه گيري ، تفكر و عمق نداشته است و نياز به بودن در ميان ديگران دارد تا او راتاييد و ستايش كنند.

اسب در ارتباط با جنس مخالف ، موجودي ضعيف است. او بهخاطر عشق از همه چيز مي گذرد و آنچنان مجذوب عشق مي شود كه همه چيز را از ياد ميبرد؛ به همين دليل ، با آن همه استعداد هاي مثبتش ، زندگي اش رضايت بخش نيست و راضياش نمي كند. اما اگر او بتواند بر اين ضعف خود غلبه كند و اهداف خواسته هايش بر خشمو هيجانش غلبه كند، زنرگي شاد و موفقي خواهد داشت.

اسب و بز مي توانندزندگي خوبي داشته باشند. اين دو همدست، تا زماني كه خود خواهي اسب ، دمدمي مزاجي وهوسبازي هاي بز را مهاركند ، در كنار هم فراز و نشيب زندگي را مي پيمايند. البتههيچ يك نيز علت دوام اين ارتباط را نمي دانند. چه بهتر !

به دلايلي كاملامتفاوت ، اسب مي تواند با سگ يا ببر زندگي مسالمت آميزي داشته باشد . اين دو ، سختدر گير امور دروني وروحي خود خستند و توجهي به تزلزل احساسات اسب ندارند. تا زمانيكه آنان دلواپسي احوالات شخصي خود خستند اسب نيز مي تواند زندگي خود را دنبال كردهو پيش برود.

هرگز و هرگز اسب نبايد با موش ازدواج كند ، به ويژه كه زنمتولد سال اسب آتش باشد. هر نوع رابطه اي بين اين دو موجود عاشق پيشه و بوالهوس ،به فاجعه مي انجامد.

در دوران كودكي و جواني اسب ، پر فراز و نشيب است . اودر جواني خانه و خانواده اش را ترك مي كند كه همين امر باعث دل شكستگي و افسردگياسب مي شود. زندگي عشقي او نيز هرگز بي دردسر و راحت نيست؛ اما دوران پيري آراميخواهد داشت.

نماد اسب آتش - كه هر شصت سال يك بار تكرار مي شود - ( سالهاي 1285، 1344، 1404 و ... ) براي خود اسب و خانواده اش شگون ندارد، زيرا در اين سالها خصوصيات مثبت و سودمند وجود اسب تبديل به ويژگي هاي زيان آور و شرارت آميز ميشود و خانواده او در معرض يماري هاي خطرناك، تصادف و بد اقبالي قرار مي گيرند.

مردان و زناني كه در سال اسب آتش متولد شوند، از نظر شخصيتي همان خصلت هايمتولدان سال اسب را دارند اما صفات خوب و بدشان شديدتر است. آنان بسيار كوشاتر،زيرك تر، مستقل تر، خوش ذوق تر و با استعدادتر و بيش از ديگران خودخواه هستند. روحيه پر شر و شور و خود پسندي ديوانه وار اسب، روابط عشقي او را به سوي زياده رويهاي زيان بار سوق مي دهد.

بعضي بر اين باورند كه متولدان سال اسب آتش، برافراد خانواده خود نفوذ عجيبي دارند؛ اما باور عموم اين است كه اسب هاي آتشين برايخانه اي كه درآن متولد شده اند و نيز براي خانوده اي كه خود تشكيل خواهند داد، مشكلسازند.

شايان ذكر است كه متولدان سال اسب آتش به شغل هاي متنوع تر،‌ جالبتر و استثنايي تر از متولدان سال اسب عادي مي پردازند و احتمال اين كه به خوشنامييا بدنامي، شهره شوند، بيشتر است.
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
بز:نماد بز بيش از همه نشانه زنانگي است. بزها شيك پوش، دلربا، عاشق طبيعت وهنرمندند و اگر دچار بدبيني، شك و نگراني نشوند، اقبال همگاني را بر مي انگيزند. بزهيچ گاه از بخت خود راضي نيست و به قول معروف هميشه فكر مي كند كه « مرغ همسايه غازاست. » دوستان و همكارانش از هوس بازي هاي او خشمگين مي شوند. او نادانسته اسبابدردسر است. بز وقت شناس نيست و اين باعث مي شود كه حوصله همه از دست او سر برود؛ درحالي كه هرگاه در صدد سود بردن از ديگران بر آيد؛ خود را مطلوب و دوست داشتني جلوهمي دهد؛ و حتي گاهي از نظر مالي، روي سر ديگران آوار مي شود.

از سوي ديگر،بز خود را به آساني به هر شرايطي تطبيق مي دهد؛ مشروط بر اينكه امنيت زندگي - تا آنجا كه ممكن است - حفظ شود. بز خجالتي و داراي حالتي زنانه است. او با وجود شك وترديدهاي هميشگي، كوتاهي كردن ها و گله و شكايت هايش، راهنمايي و نصيحت شدن و طرفتوجه ديگران قرار گرفتن را دوست دارد.

بز فرهيخته و دلرباست؛ اما طبعيناپايدار و هوسباز دارد. متولدان سال بز، اغلب مذهبي هستند؛ اما از هر مذهبي كهپيروي كنند، تا زماني به آن پاي بندند كه مانع آسايش زندگي شان نشود. واقعيت ايناست كه موهومات، پديده هاي فرا طبيعي، علوم غيبي و طالع بيني براي او جذاب تر است.

مردان و زنان متولد سال بز خوش قلب، مهربان، بلند نظر و دست و دلبازند وسخاوتمندانه به ياري نيازمندان مي شتابند. اما متاسفانه آنچه كه به ديگران ميبخشند، هميشه از آن خودشان نيست و مال ديگران را نيز مال خود مي دانند! بد نيستبدانيد كه حس مالكيت در بز متغير است. بز اجازه مي دهد او را ببندند؛ اما طناب رامي كشد. شرقي ها مي گويند: اگر بزي را در علفزار سر سبزي ببنديد، آرام و راضي خواهدماند؛ اما اگر در جايي كم علف نگهداري كنيد، هيچ گاه از سر و صدا و غرولند دست برنخواهد داشت.

بز ديگران را مسئول تمام پيشامدها مي داند. او خود را در قبالشرايط و وقايع مسئول نمي داند و در نهايت، آنها را به بخت و اقبال حواله مي كند وبر اين باور است، هر مشكلي كه ايجاد شود، اشتباه از طرف او نبوده است.

بزبا دورويي و ريا كاري اسباب ناراحتي دوستان و نزديكان خود را فراهم مي كند. اواحساس مسئوليت نمي كند، خلاق نيست و اراده اش بسيار ضعيف است. بز مي تواند مانند يكرهبر سخنرانيكند؛ اما نمي تواند كسي را به دنبال خود بكشد؛ زيرا خود براي دنبالهروي و اطاعت خلق شده است. اگر بز در شرايط مناسب و تحت آموزش صحيح قرار بگيرد، بهموفقيت هاي بزرگي در كارهاي هنري - كه نياز به هوش و استعداد ذاتي دارد - دست خواهديافت.

بز مي تواند صنعتگر و استادكار خوبي شود. او مي تواند با اعتماد بهنفس، كارهايي را كه نياز به جسارت، ظرافت و تخصص دارد، پيشه كند؛ زيرا از هوشفراواني برخوردار است.

بز هيچ گاه رهبر خوبي از كار در نمي آيد و اين بهصلاح اوست. هميشه اين طور بوده است كه حضور دستيار همكاري لايق باعث مي شود كه رئيسضعيف جلوه كند و بز هوسباز و دمدمي مزاج كه نيازش تكيه بر شخصي استوار و واقع گراستبهتر است فكر رهبري را از سر به در كند.

بز به اين كه ديگران از او قدردانيكنند، نيازمند است و اگر كسي با چاپلوسي از وي تعريف كند، همه كار برايش انجامخواهد داد.

همان طور كه گفتيم بز نماد زنانگي است زيرا غربي ها هموارهوابستگي، از خود راضي بودن، سستي و بي تفاوت بودن را به جنس مونث نسبت مي دهند.

مردان و زنان متولد سال بز، بيش از هر چيز جوياي امنيت و اطمينان هستند. خانم بزها دوست دارند با مردي ثروتمند ازدواج كنند و يا از حمايت فردي با نفوذبرخوردار شوند و اگر آن هم نشد، دست كم به زندگي با پدر و مادري ثروتمند رضايت ميدهند.

شخصيت بز ممكن است بسيار پست يا بسيار والا باشد؛ همه چيز بستگي بهنحوه تربيت، شغل و بخت او دارد.

متولدان سال بز، بايد تا حد امكان، ازكارهاي تجاري اجتناب كنند. آنان فروشندگان بسيار بدي هستند، نظرات خود را درستابراز نمي كنند، هنگام صحبت كردن شتابزده و مضطرب هستند و نيز نكته سنج و موقعيتشناس نيستند و به قول معروف « سوراخ دعا را گم مي كنند . »

بز بايد از هرجنگ و ستيزي دوري كند؛ زيرا هيچ گاه نمي تواند فرماندهي پيروزمند يا حتي سربازيموفق باشد.

بزها معمولا خوش اقبال هستند و زندگي آسوده اي دارند؛ زيرا بهخوبي مي دانند كه از چه راهي بايد بروند. اگر شما خانه اي زيبا و راحت در حومه شهرداريد، خوش صحبت هستيد و با هنرمندان نشست و برخاست داريد، هرگز بز را به خانه خودراه ندهيد چون ديگر نمي توانيد از دست او رها شويد، چرا كه ذاتاً تجمل طلب ودوستدار اهل هنر و طبيعت است.

بزها عاشق پيشه اند و ماجراهاي عاشقانه درزندگي شان فراوان به چشم مي خورد؛ اما چون طبيعت آرامي دارند دچار التهاب و ناآرامي عاطفي نمي شوند.

بز مي تواند در كنار گربه، خوك يا اسب زندگي خوبيداشته باشد و هر يك از آنها به دلايل مختلف با بز كنار مي آيند و به او اطمينان ميبخشند.

هوسبازي هاي بز گربه را سرگرم مي كند، خوك اين صفت او را - تا آن جاكه بتواند - تحمل مي كند و اسب يكدنده، اين حالت بز را تعديل مي كند.

گاو،نمي تواند مدتي طولاني در كنار بز زندگي كند، گاو رفاه، آسايش و امنيت براي خانوادهخود به ارمغان مي آورد اما در مقابل توقعاتش زياد است و بز چيزي براي عرضه كردنندارد.

رابطه عشقي و شغلي بز و سگ به شكست مي انجامد، زيرا هر دو بسياربدبين هستند و تا پايان عمر از يك ديگر راضي نخواهند بود.

دوران جواني بزآكنده از ماجراهاي عاشقانه است؛ اما در دوران كودكي و پيري بخت با او همراه است.

در پايان به اين نكته بسنده مي كنيم كه زندگي مرفه، آرامش، دوري جستن ازدلواپسي ها و به كار گيري راهنمايي هاي مناسب به بز اين امكان را مي دهد كه زندگيموفقيت آميزي داشته باشد.
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
مار: مار يا افعي ، در اساطير و افسانه هاي مردمان مغرب زمين چهره اي منفيدارد؛ اما در سال مار متولد شده اند ؛ اگر مرد باشند، جذاب ، احساساتي و شوخ طبع واگر زن باشند، زيبا هستند و اين زيبايي عامل كاميابي آنهاست.

ژاپني ها برايابراز شگفتي و ستايش خود از زنان ، معمولا مي گويند: «عزيز من، تو يك مار واقعيهستي،»؛ حال آن كه در كشورهاي غربي نمي توان براي تعريف و تمجيد از كسي از چنينعبارتي استفاده كرد.

مار در لباس پوشيدن بسيار خوش سليقه است و خود نماييمي كند. مردان متولد اين سال بسيار خوش لباس و خانم مارها هم بي اندازه خود آراهستند.

مار هرگز عمر عزيزش را به بطالت نمي گذراند و از بد گويي و ياوهگويي گريزان است . او بسيار مي انديشد و روشن فكر، فرزانه و خردمند است ؛ هر چندنياز چنداني به استفاده از عقل و خرد خود ندارد ؛ زيرا روان و نا خود آگاه بسيارروشني دارد كه در صورت پرورش به روشن بيني و شهود مي انجامد. به اين ترتيب، او بهفطرت و غريزه خود، بيش از استدلالات، نظرات و تجربيات ديگران اهميت مي دهد و به نظرمي رسد براي شناخت جهان از حس ششم خود استفاده مي كند.

وي با همت و پشتكاركارها را تا پايان دنبال مي كند، از ترديد و بي ثباتي بيزار است و سريع و قاطعتصميم مي گيرد . برايي رسيدن به هدفش، از هيچ كوششي فرو گذار نمي كند و به نظر ميرسد كه هيچ چيز نمي تواند او را از هدفش بازدارد.

مار در امور مالي واقتصادي كمي حسابگر است ولي حس انسان دوستي اش ، سر انجام او را به همياري باديگران وا مي دارد؛ هر چند كمك هاي او بيشتر معنوي است تا مادي! به هر حال، برايمار جان دادن راحت تر از پول دادن است! شگفت آن كه او هميشه دم از بخشندگي مي زند؛تا آن جا كه ديگر اعتبار خود را از دست مي دهد و حنايش رنگ مي بازد.

نقطهضعف شخصيت مار ، انحصار طلبي در كمك به دوستان است . اگر بخواهد به كسي مهربانيكند، حضور هيچ كس ديگر را بر نمي تابد؛ به طوري كه شخص نيازمند از تمناي خود پشيمانمي شود؛ زيرا طبيعت مار چنان اقتضا مي كند كه حلقه وار به دور فرد دل خواسته اشبپيچد و باعث خفگي او شود !پيش از آن كه پيشنهاد ياري مار را بپذيريد، خوببينديشيد؛ در غير اين صورت پشيمان خواهيد شد.

مار در معاش بسيار خوش اقبالاست و هرگز در مورد پول نگراني نخواهد داشت. به قول معروف پول از سر و كولش ميريزد. او خود نيز به اين دولتمندي اشراف دارد و خيالش از اين بابت تخت است. اما اگرپولدار شود، ناخن خشكي مي كند و هرگز به كسي پول نمي دهد.

مارها وقتي پيرمي شوند، خساست آنها به اوج مي رسد.

مار هميشه دنبال مشاغل بي درد سر وآسان مي گردد و مي توان گفت تا اندازه اي تنبل است.

مار نسبت به شريك مسايلعشقي خود ـــ حتي اگر عاشقش نباشد ـــ بسيار حسود است و آنچنان به دورش حلقه مي زندتا سر انجام او را از ميدان به در كند.

مردان متولد سال مار، چشم چرانهستند؛ ولي چنين صفتي را از همسرشان تحمل نمي كنند. آنان خانواده اي پر جمعيت وشلوغ به راه مي اندازند تا اطمينان حاصل كنند همسرانشان آن قدر گرفتارند كه فرصتيبراي چشم چراني و هوسبازي نداشته باشند!

ازدواج مار با گاو خوش فرجام ورضايت بخش است . گاو عاشق خانواده است ؛ اما مي خواهد سرپرست خانواده نيز باشد ومار با كمال ميل اين مقام را به اوتفويض مي كند.

جنگ بين خروس و مار، چه درازدواج و چه در مشاركت با دوستي هر كدام نتيجه خاص خود را دارد و مي تواند باعثپوشيده شدن نقاط ضعف يا جدال و كشمكش دائمي آنها شود.

بايد به حال خوكبيچاره اي كه در چنگ مار گرفتار مي شود گريه كرد !خوك اجازه مي دهد كه مار او را بهدام بيندازد و عنان اختيارش را از كف بربايد. مار نيز از اين خود باختگي خوك بدشنمي آيد؛ در حالي كه به پوچ بودن چنين را بطه اي اذعان دارد. دشمن جان مار ، ببراست و دمار از روزگارش در مي آورد!

دوران كودكي و جواني مار معمولا آرام وبي درد سر مي گذرد اما ممكن است سر پيري به فكر معركه گيري بيفتد ؛ زيرا در ايندوران ، احساسات ، طبيعت پرحرارت ونيز ماجراجويي هايش از خواب بيدار شده و آرامشدوران سالخوردگي اش را بر هم مي زند.

در اين ميان ، عامل تعيين كننده آناست كه مار در زمستان به دنيا آمده باشد يا در تابستان ؛ در گرما يا در سرما و درروز يا شب؛ زيرا طبيعت او با طوفان، سرما و باران هاي بهاري سازگاري ندارد. ماري كهدر نيم روزي تابستاني و در منطقه اي گرمسير متولد شده باشد، از ماري كه در نيمه شبسرد زمستان به دنيا آمده باشد ، شادتر است. آب وهواي زاد روز متولدان سال مار ،تاثير بسزايي در سر نوشت آنان دارد. ماري كه در يك روز طوفاني به دنيا آمده باشد ،زندگي پرماجرايي خواهد داشت
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
ميمون:ميمون در ميان نمادهاي ديگر، طبيعتي غير عادي و عجيب دارد. او موجوديبدجنس، موذي، شيطان، گساخ، شوخ طبع و هميشه در حال مسخره بازي است؛ اما شوخي هاي اوغير مستقيم و همراه با فريب است.

ميمون موجودي اجتماعي و معاشرتي است و درظاهر، با همه خوب ارتباط بر قرار مي كند؛ بايد گفت كه ايجاد اين رابطه نيز جزئي ازحيله هاي او به شمار مي آيد. ميمون در واقع موجودي خود پسند و خودپرست است.

ميمون بازيگوش و مردم دار است و هرگاه نظرات منفي اش را درباره ديگران، درپشت محبتي ظاهري مخفي مي كند؛ مهربان به نظر مي رسد. در حقيقت او هيچ كس را قبولندارد و خود را برتر از همه مي داند و اين نشان مي دهد كه موجودي مغرور است. ازاينها كه بگذريم او روشنفكري است كه علاقه فراواني به دانستن دارد. او دوست داردهمه چيز را ببيند و بخواند، همه چيز را براي خود خوب توضيح دهد و هميشه از تازهترين اخبار روز دنيا آگاه شود.

ميمون با سواد و با فرهنگ است و حافظه ايقوي دارد. او مي تواند در صورت لزوم حتي كوچك ترين جزئيات چيزهايي را كه خوانده،ديده و يا شنيده به خاطر بياورد. اين ويژگي، بسيار به او كمك مي كند؛ زيرا ميمونذهني پريشان دارد و از اين رو، تا حد زيادي متكي به خاطرات خود است.

ميمونخلاق و مبتكر است و با خلاقيت خود مي تواند دشوارترين مسائل را با سرعتي اعجابانگيز حل كند. اما هر گاه تصميم به انجام كاري مي گيرد، بايد بي درنگ شروع كند درغير اين صورت علاقه خود را از دست مي دهد و بي هيچ كوششي همه چيز را رها مي كند.

ميمون هوش سرشاري دارد و توانايي اش در فريفتن ديگران شگفت انگيز است. اومي تواند با چيره دستي، اژدهاي نيرومند را با آن همه هوش و درايت، فريب دهد. او حتيدر برابر جاذبه ببر مقاومت مي كند و او را بي رحمانه مسخره كرده، مي آزارد.

ميمون همانقدر كه حيله گر است، سياستمدار و زيرك نيز هست و مي تواند خود رادر بدترين موقعيت ها محافظت كرده و از بند هر نو گرفتاري برهاند. او خود سر و خودخواه است و اجازه نمي دهد چيزي را به او تحميل كنند. او هميشه حق انتخاب دارد.

او براي همه كاري آمادگي دارد و براي پيشبرد اهدافش دست به هر كاري مي زند. از دروغگويي، دورويي و حقه باري ترسي ندارد و در صورت لزوم شخصيت خود را نيز زيرپاي مي گذارد. او تا زماني كه صلاح بداند، به اين كار ادامه مي دهد؛ او به ندرتدستش رو مي شود و به دام مي افتد.

بعضي از ميمون ها حتي كار را به دزدي يادست كم دروغگويي مي كشند.

به هر حال، ميمون هر كاري هم بكند، باز همدلرباست و آن چنان به رموز اين كار آشناست كه كسي حريفش نمي شود.

ميمونموجود فرصت طلبي است و بايد هم چنين باشد؛ زيرا بخت با او يار است و فرصت هاي زياديدر اختيارش قرار مي دهد. ميمون به رغم جنبه هاي منفي وجودش مانند دروغگويي،رياكاري، حقه بازي، تكبر و غرور، ناديده گرفتن وجدان و شرافت، به خاطر هوش سرشار وادراك بالايش مورد پسند همگان است.

ميمون از مهارت، زيركي و حيله گري خاصيدر تجارت برخوردار است، از اين رو شريك بي نظيري در كار محسوب مي شود. او در هركاري كه احتياج به تصميم گيري سريع، ديدباز و كمي وجدان داشته باشد به درد مي خورد.

ميمون مي تواند در سياست، صنعت و تجارت به موفقيت دست يابد و در اين ميان،هيچ نكته اي از رموز اين علوم بر او پوشيده نماند. او مي تواند در صورت تحصيل علم،در هر كاري وارد شود، موفق باشد.

اگر دست ميمون را در انجام كار مورد علاقهاش باز بگذارند، بهتر و سريع تر مي تواند به شهرت دست يابد. تنها پرگويي، موفقيتميمون را تهديد مي كند زيرا با اين كار، به رغم دلربايي و جذابيت ذاتي اش ديگران رااز خود خسته و ملول مي كند.

با وجود گرفتاري هاي مالي، ميمون مي تواند ازموقعيت هاي خوب زندگي اش كاملا لذت ببرد؛ با اين حال، در عشق بخت با او يار نيست ودر رابطه با جنس مخالف ضعيف است.

ميمون با داشتن روحيه اي شاد، به سهولتگرفتار عشق مي شود؛ اما به همان آساني نيز از آن خسته شده، به دنبال عشق تازه اي ميرود. متاسفانه او هيچ گاه چيزي را كه به دنبالش مي گردد، پيدا نخواهد كرد؛ زيراشخصيت پايداري ندارد.

ممكن است ميمون احساساتي و لبريز از شور و حرارت باشداما روح انتقادي و بينش او، به سرعت اين شور و اشتياق را فرو مي نشاند. خوشبختانهاو بهتر از هر كس ديگر مي تواند به بدبختي هايش بخندد و به اين ترتيب، خود را از غمو غصه رها سازد.

ميمون زوج خوبي براي اژدها خواهد بود؛ زيرا اژدها از زيركيو حيله گري ميمون بهره مي برد؛ در حالي كه قدرت اژدها نيز به خوبي مورد استفادهميمون قرار مي گيرد. اين دو در كار نيز مي توانند شركاي خوبي باشند؛ حال آن كهميمون هميشه تصور مي كند كه خودش بهتر از عهده كارها بر مي آيد.

ميمون دركنار موش نيز زندگي خوبي خواهد داشت. موش فريفته زرق و برق ظاهري ميمون مي شود، همهچيز را فراموش مي كند و تا پايان عمر، ديوانه وار به او عشق مي ورزد؛ حتي اگر اينعشق يك طرفه باشد.

ميمون، ببر را دست مي اندازد؛ اما بهتر است حواسش خيليجمع باشد؛ زيرا رابطه شغلي و احساسي اين دو، بازي با آتش است. ميمون نمي تواند دربرابر خشونت ايستادگي كند، دست كم گرفتن و مسخره كردن، از قدرت نابود كننده خشونتنمي كاهد. ممكن است ميمون جانش را در اين راه به باد دهد.

ميمون، با هرنمادي كه ازدواج كند، احتمالا صاحب بچه هاي زيادي خواهد شد.

دوران كودكيميمون با شادي مي گذرد. در جواني غمگين، نااميد و پريشان است و نقشه هايش اغلب بهشكست مي انجامد. دوران پيري او با اين كه در آرامش مي گذرد؛ اما از تنهايي رنج ميبرد. او اغلب دور از خانواده و ناگهاني خواهد مرد



موش:موش با ويژگي هاي جذابيّت و خشونت زاده شده است ودر نگاه اول، شوخ طبع و متعادل به نظر مي رسد؛ اما فريب او را نخوريد؛ چون خشونت ونا آرامي در پس اين چهره خونسرد پنهان است. اگر مدتي با او همنشين يا همسفر شويد،به پريشان حالي، عصبانيت و تند خويي او پي خواهيد برد.

موش هميشه آشفته، ناراضي و گاهي عصبي است و همواره بنارا بر گله و شكايت مي گذارد.

موشفعاليت گروهي را دوست دارد، اهل معاشرت و اجتماعي است؛ اما چون اغلب اطرافيانش اهلهياهو و ياوه گويي هستند، دوستان كمي دارد. او موجودي تودار است، عادت به خودخوريدارد؛ لذا به كسي اعتماد نمي كند.


افزون بر اين ها،‌موش نيك بخت و فرصت طلب است و هموارهاز همه چيز و همه كس به نفع خود استفاده مي كند. او پدر و مادر، دوستان ونزديكان،‌داراي خود و ديگران و حتي جذابيت فوق العاده اش را براي رسيدن به اهدافخود وسيله قرار ميدهد.


موش نميتواند ميل به قمار بازي و پرخوري را در خود مهار كند؛ ولي البته وجود اين حالات راانكار مي كند. هر چند سرزنده به نظر مي رسد؛ ولي در اين ترس به سر مي برد كه روزهايپيري اش را چگونه بايد بگذراند. با وجود اين كه هميشه در زمان حال زندگي مي كند،‌براي دوران كهنسالي خود خيال هايي دارد.


خانم موش ها نيز معمولا به ذخيره سازي بيش از حدّ موادغذايي مي پردازند؛ هر چند به دليل پرخوري،‌تمام آنها را خيلي زود مصرف مي كنند. هميشه مي توان آنها را در تقّلا براي خريد كالاهاي تجملي و غير ضروري به اميد سودبردن، ديد.


موش اغلب خيالباف وگاه خلاق است. او در عيب جويي سر آمد همه است و ديگران دوست دارند به نصايحش گوشفرا دهند اما با زياده روي او، از اين ميل و رغبت كاسته مي شود. حتي بعضي موش هاچنان فريفته اين اشتياق شنوندگان مي شوند كه در نهايت همه چيز را نابود ميكنند.


موش گاهي بي چشم و رو وپست؛‌ولي در عين حال راستگوست. او هر كاري را تا پايان دنبال مي كند؛ حتي اگر بداندكه شكست خواهد خورد و پاياني تلخ در انتظار اوست. اگر بتواند بر احساس نارضايتيهميشگي و علاقه بيش از حد خود به ابن الوقت بودن غلبه كند، موفق خواهد بود.


موش صرف نظر از اين كه به چه كاريبپردازد - ترجيح مي دهد به جاي تكيه بر فعاليت جسماني با فكر و زيركي خود امرارمعاش كند. او دوست دارد از حاصل زحمات ديگران استفاده كند، نه دسترنج خود؛ بي درنگخرج مي كند و اگر به كسي پول قرض بدهد، بدش نمي آيد سود آن را بگيرد.


چهره منفي و شيطاني موش به صورت يكشيّاد، مفت خور، نزول خوار و شايد هم صاحب بنگاه كار گشايي تصوير مي شود. تن پروريو علاقه به زندگي راحت و بي دردسر براي بعضي موش ها مايه پشت گرمي است، شايد بههمين دليل، آنان در تجارت و سياست موفق هستند! در عين حال،‌ موش توانايي آن را داردكه يك رشته هنري را با موفقيت پيگيري كند. او بيشتر مي كوشد تا انديشه اش را به كارگيرد تا اين كه به كارهاي بدني بپردازد.


با اين كه موش موجودي سود جوست ؛ ولي به وقتش بسياراحساساتي ميشود . اگر عاشق كسي باشد- حتي اگر اين عشق دو جانبه نباشد- دين ودنيا رابه نگاهي مي بازد و به راحتي عنان اختيار خود را به دست دل مي سپارد وچه بسا كارشبه قمار، باده نوشي ،كفر، دنيا پرستي و عاشق پيشگي بكشد.


از نظر روابط عاطفي و احساسي، بهتر است موش با كسي كهدر سال اژدها به دنيا آمده رابطه برقرار كند؛ در اين صورت قدرت و آرامش اژدها بازيركي موش به خوبي سازگار مي شود. گاو نيز مي تواند براي موش يار خوبي باشد. او دركنار گاو احساس امنيت مي كند و اطمينان خاطر كافي را به دست مي آورد.


ميمون موش را افسون مي كند؛ حتي اگر موشآمادگي و توان پذيرش اين حالت را نداشته باشد. آقاي موش با نااميدي و ديوانه وارعاشق خانم ميمون مي شود. خانم ميمون نيز از شيفتگي و آشفتگي موش لذت مي برد.


موش حتماً بايد از اسب حذر كند؛ زيرا اسباستقلال طلب و كله شق است و نمي تواند روحيه سود جويانه موش را تحمل كند. خدا آنروز را نياورد كه آقاي موش با خانم اسب آتش ازدواج كند! جاي شكرش باقي است نماد اسبآتشين هر شصت سال يك بار تكرار مي شود ( سال هاي 1258 و 1345 ) و همين امر، امكانبروز خطر را كاهش مي دهد. موش بايد از گربه نيز دوري كند. دليل آن هم واضحاست.


موش دوران كودكي شاد و راحتيدارد؛ ولي در جواني، به رغم آسودگي نسبي، ممكن است زندگي پر ماجرا و پر دردسريداشته باشد و حتي دچار ضرر و زيان مالي و شكست در عشق شود؛ اما در دوران سالخوردگيزندگي راحت و آرامي مطابق با آرزويش خواهد داشت.


فصل تولد نيز در چند و چون سرنوشت موش تاثير بسزاييدارد. موش متولد تابستان خوش اقبال تر است؛ زيرا در تابستان انبارها پر از آذوقهاند؛ اما موش متولد زمستان بايد براي يافتن غذا، تا آخر عمر تقلا كند و خطراتاحتمالي اين كار را نيز به جان بخرد كه زندگي انساني به صورت زنداني شدن يا مرگناگهاني نمود پيدا مي كند.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
اژدها:اژدها سرشار از نيرو و شور نشاط زندگياست و تا هنگامي كه جان در بدن دارد، از پستي، ناجوانمردي، دورويي و شايعه پردازيفاصله مي گيرد و در وجود او نشاني از حيله گري و دسيسه پردازي يافت نمي شود؛ با اينحال، او به بي آلايشي و معصوميت خوك نيست؛ افزون بر اين، به سادگي فريب مي خورد،ولي در عين حال، شهامت پذيرش اشتباه و اعتراف به آن را دارد.

اژدها غالباً خود را در بدترين شرايط و موقعيت ها قرارمي دهد. او آرمان خواه و كمال گرا به معني واقعي است، به همين علت هميشه طالببهترين هاست. توقع او از خود و ديگران بيش از حد معقول است. وي از ديگران انتظارزيادي دارد وئ در برابر، انتظارات ديگران را تا حد امكان بر آورده مي كند.


اژدها بد خلق، سركش، لجوج، سرسخت و حاضرجواب است و اغلب بي انديشه سخن مي گويد. اما به رغم اين ويژگي ها، سخنان و پندهاياو بسيار با ارزش است. مردم به گفته هاي او گوش فرا مي دهند و در حقيقت نفودش برآنان غير قابل انكار است.


اژدهاموجودي مغرور ، پر شور و عجول است كه به سادگي عنان اختيار از كفش رها مي شود . اوبا استعداد ،با هوش، با اراده و بخشنده است و از عهده انجام هر كاري به خوبي بر ميآيد و تا لحظه مرگ هرگز محتاج ديگران نخواهد شد.


اژدها در تمام عرصه هاي هنري، مذهبي، نظامي . پزشكي ،يا سياسي مي درخشد و كامياب مي شود. اژدها مي تواند خود را وقف اهداف و كارهاي باارزش و بزرگ كند. اين اهداف ــ هر چه كه باشد ـــ او مي تواند پايان كار را بسنجد/ احتمال دارد استعداد و توانايي اژدها در راه هاي نادرست به كار افتد و در اعمالخلاف نيز سر آمد ديگران شود.


اژدها محبوب خاص وعام است؛ اما خود كمتر به كسي دل ميبندد. و هرگز در گير ماجراهاي عاشقانه نمي شود و طعم تلخ ناكامي را نمي چشد؛ بلكهاوست كه هميشه ديگران را ناكام مي گذارد؛ طوري كه اغلب زنان متولد اين سال خاطرخواه ها و خواستگران زيادي دارند.


متولدان سال اژدها در اوان جواني ازدواج نمي كنند و حتيبرخي از آنان تا آخر عمر مجرد مي مانند ؛ چرا كه تنهايي و انزوا طلبي را دوست دارند . حتي مي توان گفت از تنها بودن لذت مي برند.


اژدها و موش مي توانند رابطه خوبي داشته باشند؛ زيراموش مهربان اين توانايي را دارد كه هر چه اژدها از دست داده ـــ حتي اگركم اهميتباشد ـــ دوباره به دست آورد. اين رابطه براي موش هم خالي از فايده نيست؛ حال آن كهاژدها نيز از روحيه جست و جو گر و پول پرست موش بهره كافي مي برد.


رابطه اژدها و مار نيزبه همين شكل است وشوخ طبعي مار ، عامل باز دارنده اي است كه جلوي خودپسندي و غرور اژدها را مي گيرد. آقاي اژدها هميشه مجذوب زيبايي خانم مار شده ، در دام او گرفتار مي شود. و اگرهمسرش باشد، بيش از اندازه به وجود او افتخار مي كند.-


خروس مغرور و خودستا هم به آساني با با اژدها كنار ميآيد و ضمن لذت بردن از موفقيت هاي اژدها، در آنها سهيم مي شود.


ميمون چه در كسب و كار و چه در عشق ،ميواند خلا شخصيت اژدها را پر كند؛ زيرا حيله گري ميمون و قدرت اژدها، كامل كنندهيكديگرند و اين حقيقتي است كه تنها ميمون از آن مطلع است . جالب است بدانيد كه فقطمتولدان سال ميمون مي توانند اژدها را بفريبند.


رابطه اژدها و ببر به ندرت ممكن است قرين آرامش باشد. اژدها بيش از همه بايد از سگ ها حذر كند زيرا سگ ، بدبين و بسيار واقع گراست و هرگزنمي تواند به اژدها اعتماد كند.


اژدها در دوران كودكي ممكن است به مشكلات مختصري دچارشود كه سبب ساز آن ، انتظار بيش از حد او از اطرافيانش است؛ ولي روحيه هنري اژدهادر دوران دوم زندگيش باعث ايجاد مشكلاتي مي شود.

با اين كه برتري و غرور اژدها نسبت به اطرافيانش كاملامحسوس است، گاهي احساس مي كند كه ديگران دركش نكرده ؛ به گوهر وجودش پي نبرده ايدحال آنكه ديگران همواره تحسينش مي كنند.

هر چقدر ناراحتي هاي اژدها در زندگي ناچيز است به هماناندازه موفقيت هايش بزرگ مي باشد.

هر چه اژدها سخت گير تر و پر توقع تر باشد، به هماننسبت ناخرسندتر است؛ در هر صورت ، اژدها موجودي شاد و خوشحال است و اين روحيه دردوره كهن سالي، موفقيت او را در رسيدن به اهدافش تضمين مي كند.


اژدها نماد بخت و اقبال است و درطالع بيني ، بهترين نماد براي زندگي، رشد و ترقي به شمار مي رود . براي مردم خاوردور اژدها نشانه تندرستي، بزرگواري، نجابت،‌هماهنگي و طول عمر است.

با اين وصف ، از روي ديگر سكه غافلنشويد. اگر چه خير و بركت اژدها از ساير نمادها بيشتر است؛ اما نبايد فراموش كرد كههر چيزي ممكن است نوعي نيرنگ و فريب باشد؛ اما چه توان كرد، اژدهاي افسانه اي شمارا مجبور مي كند كه به او اطمينان و اعتماد كامل پيدا كنيد.


او هميشه در اوج است و مي درخشد ؛ اما درخشش او كاملاسطحي است. او خودش هم واقعا نمي داند چگونه چشم ها را خيره مي كند و اين نشان ميدهد كه قدرت او غير واقعي است.


اژدها در واقع شخصيتي ساختگي و دروغين و حيواني است كهفقط براي كرناوال ها و نمايش ها آراسته مي شود و كار آيي ديگري ندارد. اژدها ظاهريقدرتمند اما باطني خونسرد دارد. او مي تواند از دهان خود آب، آتش يا حتي طلا بيرونبريزد؛ اما وقتي جشن تمام مي شود؛ او را مي سوزانيم سپس اژدها در زمان مقتضي،دوباره مانند ققنوس از ميان خاكستر وجود خويش سر بلند مي كند. با اين اوصاف، خودتانقضازت كنيد كه آيا مي توان به راستي به او اعتماد كرد؟

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
سگ:سگ موجودي غمناك و نگران است، هميشه حالتدفاعي به خود مي گيرد و لحظه اي اين حالت را ترك نمي كند. او هميشه در حال نگهبانياست و هوشيارانه اطراف ار زير نظر دارد.

او موجودي درون گراست كه به سختي احساسات واقعي خود راآشكار مي كند و آن هم زماني است كه حقيقتا ضرورت اين كار را احساس كند. او بيش ازخد يك دنده است و مي داند كه چه مي خواهد. او اغلب با بدگماني، دلواپس زبان تيز وصراحت ناخوشايند و شديد خود است.


سگ بيش از هر كس به كليات موضوع توجه نمي كند و درجزئيات مسائل غرق مي شود و مرتب انتقاد مي كند. به نظر مي رشد كه او در برخورد باهر چيز، بي برو و برگشت، دنبال عيوب مي گردد؛ چرا كه در حقيقت بدبين ترين موجوددنياست و هر چيز را در چهاچوب قوانين طبيعي آن مي پذيرد.


او همواره پيش از ديگران عليه بي عدالتي فرياد مي زند؛زيرا شجاعت اين كار را دارد.


اوممكن است كمي گوشه گير و بي اعتنا باشد؛ اما روحيه انتقادي، ذوقطنز و نيز عظمتآشكار روحش، او را زا متهم شدن به تنگ نظري و خود پسندي بر كنار مي دارد.


فراموش نكنيد كه سگ موجودي غير اجتماعياست و از هر نوع شلوغي گريزان است. او در روابط عاشقانه، بي احساس به نظر مي رسد؛اما اين تصور نادرست است. در واقع، علت اصلي اين حالت، نگراني، شك و بي اعتمادي اوننسبت به احساسات خود و ديگران است. با تمام اين عيوب، مي توان اصيل ترين خصلت هايذاتي انسان را يك جا در وجود سگ پيدا كرد. سگ باوفا، راستگو، درستكار و بسيار وظيفهشناس است. شما مي توانيد به او اعتماد كنيد؛ چرا كه هيچ گاه نااميدتان نخواهد كرد. او بهتر از هر كسي رازدار است؛ زيرا در شعور و رازداري گوي سبقت را از همگان ربودهاست. او از بازگو كردن رازها و صحبت هاي خصوصي ديگران بيزار است. موضوع صحبت هاي سگمبتذل و بي قد و قيمت است و گاهي منظور خود را نادرست بيان مي كند.


او به ندرت در جمع خود نمايي مي كند؛ امابسيار با هوش است و هيچ كس بهتر از او نمي تواند به صحبت هاي ديگران گوش فرادهد.


سگ به آساني مي تواند اعتمادديگران را به خود جلب كند و حق نيز همين است. او هميشه نهايت تلاش خود را برايديگران مي كند و در فداكاري تا مرز فدا شدن پيش مي رود. همگان به او احترام گذاشتهو ارزش خاصي برايش قائلند و حق دارند، چرا كه شايسته احترام است.


در طول تاريخ، اغلب قهرمانانعدالت، در سال سگ متولد شده اند؛ زيرا از ديد سگ هر نوع بي عدالتي منفور است و تازماني كه بي عدالتي رخت از جهان بر نبندد، نبايد از پا نشست.

سگ از بي بند و باري ديگران، جنگ، وقايع ناگوار، شكست،بيكاري، گرسنگي مردم جهان و فاجعه هاي انساني در گذشته، حال و آينده رنج مي برد. خوشبختانه به ندرت اتفاق مي افتد كه سگ قهرمان، هدف بي ارزشي را تعقيب كند. اوهميشه مي داند كه چه مي خواهد و به آن دست مي يابد.


سگ، فيلسوف و معلم اخلاق است و از ماديات روي گرداناست. وقتي پولي به دست بياورد؛ سخاوتمندانه خرجش مي كند و اهميتي براي آن قائلنيست. در واقع، او علاقه اي به پول ندارد. سگ چه ولگرد ابشد و چه ناز پروده،دوستدار سادگي است و هيچ گاه از بي ساز و برگ بودن، نگران نمي شود، اما اگر به هرعلت نياز ناگهاني به پول پيدا كند، هيچ كس بهتر از او، راه به دست آوردن آن را نميداند.

سگ با وفا، مي تواند سرپرستبي نظيري براي واحدهاي صنعتي، رهبر فعالي براي اتحاديه ها،‌روحاني و مربي چيره دستيباشد؛ اما در هر حال او سخنوري با نظرات و عقايد اصيل و عميق است. او در صورت لزومقادر است مردم را رهبري كند و مردم نيز از پيروي او خشنود خواهند شد؛‌ زيرا شرافت،صداقت و ويژگي هاي مثبت سگ را در هيچ نماد ديگري نمي توان يافت؛ افزون بر اين نشانياز جاه طلبي در او ديده نمي شود.


سگ در عشق نيز صادق و ثابت قدم است؛ اما تا عمر دارد،درگير مشكلات احساسي خواهد بود كه خود مسبب آنهاست؛ زيرا با هيجانات مداوم، احساساتناپايدار، شك و نگراني هميشگي اش شريك عشق خود را مي آزارد و هميشه دلواپساست.


سگ در كنار اسب خوشبخت خواهدبود؛ زيرا اسب در قبال اندكي آزادي عمل، به سگ اجازه مي دهد كه اهداف خود را تعقيبكند.


زندگي سگ با ببر به جنگ ايندو با زمين و زمان منجر خواهد شد. اين دو به بهانه عدالت خواهي و حقيقت طلبي با يكديگر متحد شده و دست به ماجراجويي خواهند زد. در حقيقت، سگ خود را با ببر همفكر وهمكار مي بيند.


سگ در كنار گربهآرام و متين، بخت زيادي براي رسيدن به زندگي آرام و مسالمت آميز دارد. اژدهامغرورتر از آن است كه بتواند روحيه انتقادي و زبان تند و گزنده سگ را تحمل كند. سگ،بز را خودخواه و كوته انديش مي داند و نمي تواند بااو كنار بيايد.


سه دوره زندگي سگ در بي اعتمادي و ترديدو به دليل گرفتاري هاي شغلي، به سختي سپري مي شود. دوران كودكي او بي سامان است ودر دوران جواني با مشكلات زيادي دست به گريبان مي شود. در ميانسالي به دليل گرفتاريهاي شغلي، احساس نااميدي و شكست مي كند و در دوران پيري، همواره از اين كه كاريبراي انمجام دادن ندارد، تاسف مي خورد!


در هر صورت، سگي كه روز متولد شده در مقايسه با سگي كهشب هنگام زاده شده، زندگي آرام تر و كم دردسر تري خواهد داشت؛ افزون بر اين. وظيفهسگ در شب نگهباني از خانه است. او همواره بيدار و مراقب است، براي فراري دادن وترساندن دزدها پارس مي كند و فرصتي براي استراحت ندارد. كوتاه سخن آن كه سگ هايزاده شده در شب، ناچار بايد به زندگي سگي تن در بدهند

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
ببر: ببر يك عصيانگر و شورشي ناراضي است، اوبا شتاب زدگي خاص خودش، هميشه عليه قدرت هاي برتر طغيان مي كند و سركشي و نارضايتيبا خونش در آميخته است. ببر دوست دارد سردمدار باشد؛ ولي متاسفانه شايستگي وبرازندگي رهبري را ندارد. او هميشه اولين كسي است كه شعار حركت كردن مي دهد. اما دركسب و كار، عشق و جنگ، احتياط حكم مي كند كه ديگران كوركورانه از او پيروي نكنند وحتي گاهي او را از حركت باز دارند.

راه افتادن به دنبال ببر، مي تواند شروع فاجعه اي بزرگباشد. او هميشه در پي ماجراجويي است و گاه خواسته هايي غير منطقي و دور از احتياط وبدون مسؤوليت دارد؛ اما ايستادگي در برابر ببر نيز بسيار مشكل است؛ زيرا شخصيتگيرايي دارد و ظاهر نافذ و پرهيبتش نمود ويژه اي به او مي بخشد. مردم خواه نا خواهبه او احترام مي گذارند و حتي دشمنان او نيز از اين قاعده بر مستثني نيستند. ببردوست دارد همه از او اطاعت كنند؛ اما از اين كه خود فرمانبردار كسي باشد، بيزار استو هيچ كس را شايسته آن نمي داند كه به او دستور بدهد. ببر اگر بتواند پيش از دستزدن به هر كاري اندكي بينديشد و به نصايح اطرافيان گوش فرا دهد، قطعاً به موفقيتهاي چشم گيري خواهد رسيد.


ببر بنابر روحيه جنگ جويي خود، با خشونت و بي باكي، به هر قيمت، بر سر اعتقاداتش پا فشاريمي كند، او سر سخت، لجوج و همواره ستيزه جوست.


هر چند ببر گاهي خودخواه است؛ اما مي تواند دست ودلباز، با سخاوت و حتي ايثار گر هم باشد. هميشه به ياد داشته باشيد كه ببرها باريكبين و تيز هستند و به كسي اعتماد نمي كنند.


ببر هميشه جوياي رهبري، با وضع موجود در ستيز و با قدرتحاكم در كشمكش است و از تمام افرادي كه به دنبال زندگي آرام و بي دردسر هستند، نفرتدارد.


جاي تعجب اينجاست كه هنگاماخذ تصميم هاي مهم دچار شك و ترديد مي شود و چندان اين دست و آن دست مي كند كه ديگركار از كار گذشته باشد. رفتار او به عنوان يك فرمانده نظامي يا سرپرست واحد صنعتي،در خور تحسين است.


چه بسا ببرمجرمي مخوف از كار درآيد؛ زيرا به كارهاي خطرناك و پر هيجان علاقه مند است. خانمببرها نيز از اين قاعده مستثني نيستند. آنها اغلب در راه اصلاح طلبي و سنّت شكنيپيش قدم مي شوند و براي آنچه درست مي پندارند،‌ مبارزه مي كنند.


ببر حرص چنداني به مال و ثروت ندارد؛ اماممكن است پول زيادي به دست بياورد. او بيش از ديگران اهل عمل است،‌ و بخت نيز با اويار است؛ زيرا مادر روزگار چنين فرزنداني كمتر بزايد ( ملكه اليزابت دوم در سال 1926 « سال ببر » به دنيا آمد و هيچ كس فكرش را هم نمي كرد كه او روزي به سلطنتبرسد. )


در حقيقت او جنگجوييتيزبين، زودرنج و درون نگر است. ببر هر گاه درگير مسائل بزرگ عشقي شود، آن قدر پرشور و حرارت مي شود كه به ندرت ممكن است شادي هاي عشق را لمس و درك كند. خانم ببرهانيز ممكن است تجربه ها و ماجراهاي عشقي فراواني داشته باشند كه اغلب پايان خوشيندارد.


ببر مي تواند با اسبدرستكار زندگي آرام و خوشي داشته باشد. زندگي مشترك ببر و اژدها - كه آميزه اي ازقدرت و آينده نگري است - بسيار پر شور و جالب خواهد بود. سگ نيز در فراز و نشيبزندگي در كنار ببر باقي مي ماند و او را در رسيدن به آرمان هايش ياوري ميكند.


ببر بايد از مار حسابگر ودور انديش و نيز از ميمون آزار دهنده و موذي دوري كند. ميمون ماهرانه ببر را درعرصه عشق و كار بازيچه دست خود قرار مي دهد و ممكن است باعث آزار او شود.


گاو هم نمي تواند با ببر به سر برد؛ زيراقوي تر از ببر است و به او مي تازد تا نابودش كند. اگر گاو و ببر زير يك سقف زندگيكنند؛ بهتر است ببر پيش از نابود شدن خانه را ترك كند.


گربه نيز هرگز نمي تواند با ببر در يك خانه به سر برد. افسانه اي چيني مي گويد كه روزي گربه براي اذيت كردن ببر از بلندترين شاخه هايدرختي بالا مي رود و ببر به خاطر وزن سنگين خود از عهده صعود بر نمي آيد و گربه بههدف خود مي رسد . با اين حال، گربه و ببر يك ديگر را خيلي خوب درك مي كنند زيرا درواقع هر دو از تيره گربه سانان هستند.


دوران كودكي ببر آرام و بي دردسر خواهد گذشت اما دورهدوم زندگي او با خطرات و هيجان همراه خواهد بود. در اين دوره از زندگي، ببر بامشكلات مالي، خانوادگي، عاطفي و ازدواج دست به گريبان است. هر چند هيچ يك از اينمشكلات او را از پا در نخواهد آورد اما اگر با مهارت آنها را از سر راه بر ندارد چهبسا كه پيامد آن در دوره سوم زندگي برايش مشكل ساز شود. اگر ببر از عهده حل مشكلاتبر آيد و به پيري برسد،‌روزگار كهنسالي را با آرامش و آسايش سپري خواهد كرد.


اين كه ببر در روز يا شب متولد شده باشد،در چند و چون سرنوشتش تاثير بسزايي دارد. ببرهاي شب، به خصوص آنهايي كه نيمه شب بهدنيا آمده باشند تا اندازه اي از گرفتاري هاي زندگي مصون خواهند بود و نسبت بهببرهايي كه در روز، به ويژه نيمه روز متولد شده اند، زندگي بي دغدغه تري خواهندداشت. به هر حال، زندگي ببر پر از ماجرا و خطر است و تفاوت در ساعت زاده شدن زندگيراحت و آساني براي او به ارمغان نخواهد آورد؛ اما ببر از آن بيدها نيست كه با اينبادها بلرزد و اساساً راه ديگري ندارد. او خواهان تحولات گوناگون، هيجان، شور وحرارت است و زندگيش نيز به همين صورت خواهد بود. ماجراجويي بارها او را به خطر كردندر زندگي خواهد كشاند. چه بسا كه با مرگي ناگهاني و دلخراش از دنيا برود.


با همه آنچه گفته شد، ببر در فرهنگمردمان مشرق زمين، نماد خوش اقبالي و كاميابي است و هيچ كس به اندازه او بهره ازكام دل بر نمي گيرد.


ببر برايآسيايي ها شگون دارد و تداعي كننده قدرت برتر و نماد آسودگي و امنيت در زندگي انسانهاست. وجود يك ببر در خانه، احتمال بروز دزدي، آتش سوزي و آزار ارواح خبيث را بهحداقل مي رساند.


اگر دو ببر سرهمسري داشته باشند، سرانجام يكي از آنها مجبور شود خانه را ترك كندـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ

گاو: گاو متين و خوددار، كم رو، كند، وسواسي،منظّم و خاكسار است و هوشياري ذاتي اش را پشت چهره ساده اش مخفي مي كند. او بهراحتي مي تواند اعتماد قلبي ديگران را به خود جلب كند، كه اين خود بزرگترين برگبرنده او در زندگي است.

گاوموجودي انديشمند است و شايد به همين علت، تنهايي را دوست مي دارد. گاو مي تواندهدفش را با نهايت پشتكار تعقيب كند. گاهي ميهن پرستي افراطي و تعصب بيش از حد، تيغتيز ملامت ها را متوجه گاو مي كند.


بهتر است زياد سر به سر او نگذاريد چون ممكن است خطرناكب اشد! گاو بر خلاف ظاهر آرام خود، حيواني يك دنده و نافرمان است و از اين كه كسيپايش را در كفش او بكند، بيزار است. بيچاره كسي كه سر راه او قرار بگيرد، زيرا اگربه قول معروف آن روي سگش بالا بيايد ديگر كسي جلودارش نيست و تر و خشك را با هم ميسوزاند. او پيشرو و پيشواست و هيچ عاملي نمي تواند مانع او از اين كار شود.


گاو از نوگرايي متنفر است؛ زيرا فكر ميكند كه نوگرايي، اصالت ها را نابود مي كند. اغلب مي توانيد او را بين گروه هايي كهبا موسيقي روز، مكتب هاي هنري مدهاي جديد لباس و مو مخالفند، بيابيد. به ياد داشتهباشيد كه او هيچ گاه نوگرايي را در خانواده اش نخواهد پذيرفت.


گاو موجودي خود كامه و زورگوست كه خانواده برايش اهميتفراواني دارد اما روحيه واپس گراي او مانع از هر نوآوري است. زن متولد سال گاو،آشپز و كدبانويي برازنده و خوش لباس و به زنانگي خود بسيار پايبند است.


گاو پر كار و سخت كوش است و مي تواندسعادت و آسايش اطرافيان خود را مهيا كند. روستاييان ويتنام معتقدند كه گاو نمادثروت براي خانواده است.


گاو درخانه خود، فرمانروايي توانا و بي چون و چراست كه احترام و اطاعت همگان را بر ميانگيزد. گاو در فعاليت هاي گروهي، امور هنري و اداره واحدهاي توليدي و خدماتي موفقعمل مي كند و چون قدرت شگرفي در تركيب انديشه و عمل دارد مي تواند جراح موفقي شود؛اما بيش از هر كار ديگري، براي كشاورزي خلق شده است.


بهتر است گاو از كارهاي تجاري خدماتي كه مستقيماً بامردم سرو كار دارد، دوري كند. همچنين بايد از كارهايي كه نياز به سفر دارد، پرهيزكند؛ زيرا ممكن است تندرستي و آرامش روحي او را بر هم زند.


زنان متولد سال گاو خانه داري را به كارهاي ديگر ترجيحميدهند و كدبانو و ميزبان هاي شايسته اي هستند.


نقطه ضعف شخصيت گاو، آن است كه اغلب فكر مي كند دور وبري هايش او را به درك نمي كنند. او كله شق و لجوج است و در عين حال، به شدتخانواده خود را دوست دارد. او به وجود فرزندانش افتخار مي كند؛ ولي از آنان انتظاراطاعت مطلق دارد و در موردشان جدي و سخت گير است. گاو رئيس خانواده است و حرف او بهمنزله قانون است؛ ولي در عوض، آماده هر نوع فداكاري براي خانواده اش ميباشد.


براي گاو عشق فقط يك سرگرميخوشايند است. او مي تواند مهربان، باوفا و حتي با احساس باشد؛ ولي هيچ گاه عاشق نميشود. گاو علاقه اي به روابط عاشقانه ندارد و اين گونه كارها را وقت تلف كردن ميداند. در بيشتر موارد، شكست گاو در مسائل عشقي و ازدواج، ناشي از بينش هاي ماديگرايانه اوست.


متولدين سال گاو،هيچ گاه خود را موظف به وفاداري به همسران خود نمي دانند؛ اما نظير اين حالت را ازطرف مقابل تحمل نمي كنند و وفاداري همسر را يكي از حقوق خود مي دانند! آنها از لحاظاحساسي، ممكن است وفادار و صادق باشند؛ اما براي اين حالت خود، اهميت زيادي قائلنيستند.


گاو دوران كودكي ونوجواني را عموماً آرام و بي دردسر مي گذراند؛ ولي در جواني دچار مشكلات ازدواج ميشود. همسر او اغلب از بي توجهي آشكار او گله مند است و شادماني و رضايت خود را جايديگري جست و جو مي كند تا احساس عاشقانه اي را كه در خانه نمي يابد، جاي ديگري پيداكند. در اين هنگام، اگر گاو نتواند از هوش ذاتي خود براي حل اين مشكل استفاده كند،چنان خشمگين و غضبناك مي شود كه حتي ممكن است خانواده اش از هم بپاشد.


گاو اهل كار است و خانوده اش را بسياردوست دارد و فرصتي براي درك رفتارهاي بي معنا ندارد.


گاو در دوران سالخوردگي به مشكلات زيادي دچار مي شود؛اما اگر بتواند با مشكلات خود كنار بيايد و راه هاي عاقلانه اي براي حلِّ آنهابيايد، زندگي آرام و بي دردسري خواهد داشت.


ازدواج گاو با خروس توام با موفقيت است و خروس مي تواندبدون هيچ مانعي اسباب خوشبختي وي را فراهم آورد. روحيه سنت گرايي گاو از يك سو ومحافظه كاري خروس از سوي ديگر، تفاهم كاملي بين آنها ايجاد خواهد كرد. زندگي گاو باموش نيز قرين كاميابي است. موش ديوانه وار به گاو دل مي بندد و تا لحظه مرگ به اووفادار مي ماند. مار هم گر چه بي وفاست، اما آن قدر زيرك هست كه به حد كافي رعايتحال گاو را بكند. در هر صورت، مار هرگز از خانواده خود دست نمي كشد و آنان را تركنمي كند.


همان طور كه موش عاشقگاو مي شود، گاو نيز شيفته ميمون مي شود. او براي موفق شدن در زندگي به نبوغ و قوهتخيل ميمون احتياج دارد. اما افسوس! بي فايده است چون گاو و ميمون هيچ گاه رابطهپايداري نداشته و با هم به تفاهم نمي رسند.


گاو بايد از بز دوري كند. زيرا دمدمي مزاجي و بي ثباتيبز، او را گرفتار كشمكش و درگيري دائمي خواهد كرد.


گاو نمي تواند با ببر هم خانه شود و اين قولي است كههمگان بر آنند. رابطه اين دو به نزاع و ستيز مي انجامد؛ نزاعي كه موجب نابودي ببرمي شود؛ زيرا گاو قوي تر است و چندان به كشمكش ادامه مي دهد كه سرانجام ببر را ازپاي در آورد. مادر متولد سال گاو، هرگز نمي توند با كودك متولد سال ببر به تفاهمبرسد و به نفع دومي است كه خانه را ترك كند!


سرانجام اين كه گاو متولد زمستان شادتر و راضي تر ازگاو متولد تابستان است. زيرا در زمستان كارها كمتر است؛ اما گاو متولد تابستان بايدبا سر سختي در تمام طول سال به كار بپردازد.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ

خرگوش و گربه:اين نماد را در ويتنام،‌گربه ودر ژاپن خرگوش دانسته اند؛ حال گربه باشد يا خرگوش، هر دو هنگام سقوط، روي چهار دستو پاي خود فرود مي آيند. متولدان سال گربه شادترين انسان ها و اشخاصي خوش ذوق، اهلمعاشرت، عاقل،‌بردبار و كمي بلند پرواز هستند كه هنگام برخورد با ديگرانشرافتمندانه رفتار مي كنند. هيچ كس نمي تواند آنها را دست كم بگيرد؛ زيرا همراهانخوبي هستند و مي دانند چگونه و كجا به درد آدم بخورند.

اما به مصداق مثلي،‌ « گل بي خار كجاست » و اتفاقاًمتولدان سال گربه انساني هايي سطحي هستند و اين بدان معناست كه ويژگي هاي خوب آناننيز ظاهري و سطحي است.


گربهدوستدار جمع و جمع نيز دوستار گربه است. او موجودي زود جوش است و بودن در كنارديگران را بسيار دوست دارد؛ اما گاهي غيبت و شايعه پراكني مي كند و در نهايت زيركي،نكته سنجي و دقت اين كار را انجام مي دهد. در اصل،‌ گفت و گوي درباره حقايق كاملاًناخوشايند، براي او كار دشواري است.


گربه ها عاشق ضيافت هستند و به حخاطر سليقه بينظيرشان،‌ اغلب داري خانه هاي زيبايي مي باشند. آنها دنيا پرست و گاه خود آرا و فخرفروش هستند. خانم گربه ها به نشان دادن تربيت و فرهنگ معلومات جديد خود، علاقهعجيبي دارند؛‌ تنها اب اين انگيزه كه در آن زمينه مشخص خودي نشان دهند و در اينراه، ممكن است مسائل ديگري را كه از اهميت بيشتري بر خوردارند، ناديدهبگيرند.


گربه به سادگي برانگيختهو خشمگين نمي شود. او آرام، خونسرد و صلح جو است. و بيشتر خود را احساساتي نشان ميدهد تا اين كه واقعاً حساس باشد. امور شخصي و خصوصي بيش از مشكلات بزرگ اجتماعي اورا متاثّر مي كند و حتي مي توان گفت كمك گربه هم از قحطي،‌جنگ و فاجعه هاي ديگرانساني نمي گريزد، مگر آن كه زندگي خودش در معرض اين خطرات واقع شود كه در آن صورت،شيرازه زندگيش از هم مي پاشد و آن قدر تحملش كم مي شود كه ممكن است تن به مرگبسپارد. اين حيوان خيلي زود به گريه مي افتد اما به همان سرعت هم آرام و قرار پيدامي كند. خانم گربه ها از حالت افسردگي و رواني خود به عنوان كار آمد ترين حربه برايجلب نظر و محبت ديگران سود مي برند.


گربه ها محافظه كارند و از هر آن چه كه آرامش زندگي شانرا بر هم بزند يا ريگ كفش و اسباب دردسرشان شود؛ بيزارند. نياز نها به حفظ آسايش وامنيت زندگي، بسيار بيش از ديگران است.


از آن جا كه گربه محتاط و شايد هم كمي ترسو كم روست،هيچ گاه مسؤوليت انجام كاري را نمي پذيرد مگر آن كه از پيش سبك و سنگينش كرده وتمام جوانب ان را در نظر گرفته باشد. همين خصلت است كه ديگران آن را در گربه ميپسندند و مي كوشند در امور مهم خود با او رايزني كنند.


گريه نماد موفقيت در كسب و تجارت است و معمولا به عنوانتاجري زيرك كه هر كس با او قرارداد كسب و كار امضا كند، نمي تواند از زير بار انشانه خالي كند شناخته مي شود. پيش بيني هاي او اغلب درست است و سود و منفعت را بومي كشد. گربه به ظاهر بسيار آرم و متين و قابل اعتماد به نظر مي رسد؛ اما در حقيقت،به شدت اهل ساخت و پاخت است. استعداد او در عرصه رقابت هاي تجاري مانند خريد و فروشاشياي عتيقه - كه به شم اقتصادي نياز دارد به خوبي آشكار و شكفته مي شود. پرداختنبه فعاليت هاي سياسي و حقوقي،‌ امكان بهره مندي از يك زندگي راحت، بدون تشويش خاطرو مطابق ميل را براي گربه مهيا مي كند.


خانم گربه ها در تمام مشاغلي كه نياز به ذوق، سليقه،درك اجتماعي و برخورد خوب دارد، مي درخشند. سياستمدارني كه طالب پيشرفت هستند، بهتراست با خانم هاي متولد سال گربه ازدواج كنند؛ زيرا آنان تيز بين، نكته سنج، خردمندو راز دار هستند و در عين حال كدبانو هاي برازنده اي هستند كه با بودن در كنارهمسرانشان باعث افزايش شهرت آنان مي شوند. خانم گربه ها از اين كه طرف توجهاطرافيان خود قرار بگيرند، لذت مي برند.


اگر چه گربه نسبت به منسوبان خود دلسوز، فداكار،مهربان، صميمي و صادق است و به راحتي به دوستان نزديكش كمك مالي مي كند؛ اما درواقع، چندان پاي بند خانواده نيست و اغلب با پدر و مادر و فرزندانش احساس بيگانگيبيشتري مي كند، تا با دوستان برگزيده خود.


خانم گربه ها تا زماني كه مطرح باشند، وظايف مادرانهخود را به خوبي انجام مي دهند، اما اين غريزه در آنها بسيار ضعيف و تا حدي ساختگياست.


گربه به آساني با بز كنار ميآيد و براي ذوق هنري و روح هنرمندانه او ارزش بسيار قائل است. او به دنبال وجوهاشتراك مي گردد و بوالهوسي هاي بز چندان آزرده اش نمي كند.


سگ درستكار و خوك حساس و نكته سنج نيز به راحتي با گربهكنار مي آيند؛ اما خروس و موش سر سازگاري با گربه ندارند و بهتر است مثل جن و بسمالله از يك ديگر دوري كنند.


روابطكاري و عاشقانه گربه با بر همواره آكنده از التهاب و تشنج است. گربه خويشاوند و همنژاد ببر است و چون حيله هاي او را مي شناسد، حناي ببر پيش او رنگ ندارد و مي كوشداز درد سر و گرفتاري پرهيز كند.


زندگي گربه، در صورتي با آرامش و آسايش دلخواهش سپري ميشود كه با حوادث پيش بيني نشده، مهيج، شگفت انگيز و خانمان بر انداز رو به رو نشود. او ا از جنگ ها، انقلاب ها و حوادث طبيعي باكي نيست؛ زيرا اصولاً برا ناملايماتآفريده نشده است و اگر با ناكامي و شكست رو به رو شود، ه بسا كه ديوانه شود وخودكشي كند. ترك اصول اخلاقي راي او به مراتب آسانتر از قبول شكست است.


مردم شرق دور، گربه ( با خرگوش ) راموجودي مشكوك و غير قابل اعتماد مي دانند. آنها بر اين باورند كه ساحره ها وجادوگران خود را به شكل گربه در مي آورند. در اروپا قرون وسطي گربه ها را به گناهارتباط با شيطان، زنده در آتش مي سوزاندند. اين باورها دور از حقيقت و خرافي است؛‌زيرا از سوي ديگر، مي بينيم كه در مصر باستان گربه ها مثل خدايان پرستش ميشدند.


باري، كوتاه سخن آن كه گربهخواه معبود باشد، خواه شيطان و يا هيچ كدام از اين ها، نمي توان اين واقعيت را ازنظر دور داشت كه همواره هاله اي از رمز و اسطوره سيماي گربه را در بر گرفته و پردهاي سحرآميز پيش روي او كشيده است.


در پايان بايد به اين نكته اشاره كنيم كه گربه به ظاهرضعيف، ممكن است به آساني به موجودي قدرتمند و خوف انگيز تبديل شود.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ

خوك:خوك جنگ جويي جوانمرد، بلند همت، دلير وآشنا به آداب و رسوم، ياور و مهربان،‌سخت گير نسبت به اشتباهات و پرچمدار هميشگيخلوص نيت است كه بلند همتيش سرانجام ناگواري برايش رقم مي زند. مي توانيد به اواطمينان كنيد؛ چرا كه هيچ گاه از اعتماد شما سو ء استفاده نخواهد كرد. او ساده، بيريا و اطمينان بخش است و اگر به او ستم كنيد، بي پناه، بي دفاع و كمي ساده لوحاست.

در حقيقت خوك اجازه مي دهدبه آساني فريبش دهند، اشتباهات خود را با متانت مي پذيرد و نسبت به اشتابهات ديگرانصبور و بردبار است. او هميشه از بهترين هاي ورزش است. اما هرگز نمي تواند رقابت جوباشد. انصاف خوك به او اجازه نمي دهد كه خود را برتر از ديگران بداند. او همواره ازخود مي پرسد كه آيا در كارهايش صداقت لازم را داشته يا خير.


خوك به گونه اي باور نكردني صادق و بي رياست تا جايي كهگاهي ممكن است به خود صدمه بزند. او در برابر بد قولي و بد ذاتي ديگران نمي تواندكاري بكند. به ندرت دروغ مي گويد و آن هم در مواردي است كه مي خواهد خود را از خطربرهاند.


خوك با هوش است؛ اما درمورد مسائل مالي كند ذهن است و ناشيانه عمل مي كند. او در برابر دورويان و فريبكاران عاجز است و خود را به چهار ميخ مي كشد تا اعمالش را توجيه كند.


خوك فروشنده درستكاري است كه به سختي تنبه ساخت و پاخت مي دهد. او با اعتقادي آهنين، گفته هاي ديگران را بي هيچ پرسشي ميپذيرد؛ اما در قبولاندن حرف خود به ديگران دچار مشكل است.


خوك دوست و شريكي بي همتاست. او معمولا كم حرف است؛ ولياگر تصميم به حرف زدن بگيرد، هيچ چيز نمي تواند مانع او شود و آن قدر پرچانگي ميكند تا همه شنوندگان را خسته و هلاك كند.


خوك نيز همچون ميمون با هوش و تشنه دانش است. او علاقهزيادي به مطالعه دارد و هر چه را كه جلوي دستش باشد، مي خواند. خوك، با معلومات بهنظر مي رسد؛ اما در حقيقت، بخش عمده معلومات او سطحي است. اگر او را بيازماييد،خواهيد ديد كه طبل تو خالي است. ژاپني ها مي گويند: « خوك صورتي پهن و كله اي كوچكدارد. »


خوك پول پرست و اغلب شهوتران است. در پشت ظاهر فريبنده و معقول او، اراده اي قوي و قدرتي فراوان پنهان است. او هر هدف، آرزو يا كاري دشوار داشته باشد، وظايف خود را با شايستگي انجام مي هد. اين قدرت، زاييده نيرويي دروني و قابل اعتماد است؛ قدرتي كه هيچ چيز توان برابري باآن را ندارد.


وقتي كه خوك تصميميبگيرد، هيچ چيز نمي تواند سد راه او شود. اما پيش از تصميم گيري مدتي طولاني همهجوانب را مي سنجد تا جاي كه به بي تدبيري متهم مي شود. او براي رهايي از مسائلبغرنج، گاه آن قدر اين در و آن در مي زند كه شخصيت خود را زير سوال مي برد.


هرگز از روي ظاهر ضعيف خوك درباره اشقضاوت نكنيد؛ چرا كه اين ضعف ظاهري صرفا ناشي از صلح طلبي ذاتي اوست.


خوك دوستان اندكي دارد، اما آنان را تاپايان عمر حفظ خواهد كرد و از هيچ فداكاري در حق آنان كوتاهي نمي كند. او با دوستانبرگزيده خود - كه شايستگي عشق و محبت او را دارند - بسيار محترمانه برخورد مي كند.


زنان متولد سال خوك، عاشق حضور درجمع و ميهماني هستند. آنان در خانه داري بي نظيرند.

شخصيت خوك، به رغم بي طرفي وي، پر تحرك و خلاق است واگر از جنگ و جدل بيزار و گريزان نبود، ياغي نيز محسوب مي شد.


او هميشه ترجيح مي دهد در بحث راه فراري بيابد و وانمودكند كه عقيده اش را تغيير داده است تا خود را دچار زحمت و دردسر نكند.


او تا زماني كه از شما خوشش نيايد، درصحبت را باز نمي كند و اگر لطف كند وارد گفت و گوي شود، شما را مفتخر كردهاست!


خوك به ندرت به امور قضاييمي پردازد و چه بهتر؛ زيرا اگر محق هم باشد، سادگي و صداقتش به ضرر او و به نفع طرفهاي دعوا تمام خواهد شد؛ شرقي ها مي گويند: براي برنده شدن در امور قضايي، بهتر استصداقت، شرافت و وجدان را از پنجره بيرون بيندازيد!


خوك در هر شرايطي مي تواند كار كند؛ زيرا هوشياري وتوانايي اش در انجام كارهاي سخت، از او آدم موفقي مي سازد؛ همچنين به علت حساسيتفراوانش، در زمينه شعر و ادبيات نيز موفق است.


خوك مي تواند به آساني به سگ ها نزديك شود. خوك هر شغليرا كه برگزيند مي تواند زندگي خود را تامين كند و پول و امكانات از سر و كولش ميريزد و تا زنده است، مردم به او كمك مي كنند و از همين راه، ممكن است بسيار ثروتمندشود.


در مشرق زمين، مشهور است كهمي گويند: مردم به خوك كمك مي كنند، خوراك مي دهند و او را چاق و چله مي كنند تاشام بهتري براي شب سال نو داشته باشند. لذا خوك بسيار محافظه كار است و به هيچ كساعتماد نمي كند. ممكن است اين گفته درست باشد اما شكي نيست كه مردم از زود باوري وسادگي خوك سو ءاستفاده مي كنند.


از اين حرفها درباره زندگي عشقي او نيز مي گويند. اواغلب فريب مي خورد، نااميد مي شود، اشتباه مي كند و هميشه عاشق است.


خانم خوك ها مادران بسيار خوبي هستند. بهخوك ها سفارش مي كنيم با متولدان سال گربه ازدواج كنند؛ چرا كه بهترين راه جلوگيرياز كشمكش و درگيري خانوادگي، همين است.


خوك بايد از مار فاصله بگيرد، چرا كه مار او را اسير وبرده خود مي كند و آنچنان به دور او حلقه مي زند و او را مي فشارد كه توان هر حركتيرا از او سلب مي كند. وجود خوك براي بز مفيد واقع مي شود.


دوران كودكي خوك در آرامش كامل سپري مي شود. در دورانجواني انبوهي از مشكلات خانوادگي او را در بر مي گيرد؛ اما خوك خجالتي و محتاط،براي حل مشكلاتش، از كسي در خواست كمك نخواهد كرد. او مي كوشد خود مشكلاتش را حلكند. در واقع اين پنهان ساختن مشكلات از ديگران به او صدمات فراواني ميزند زيرا هيچكس نمي فهمد كه او در چه جهنمي دست و پا مي زند.


اگر زاد روز او از جشن هاي سنتي ( عيد تت ) فاصله داشتهباشد، نااميدي كمتري در كمين او خواهد بود، اما هر چه