نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: گفتگوي من و خداي مهربون من

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض گفتگوي من و خداي مهربون من

    بسم رب المهدی

    گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم.

    گفتی:من که نزدیکم(بقره/186)


    گفتم:تو همیشه نزدیکی، من دورم...کاش می شد بهت نزدیک شم.

    گفتی:هر صبح و عصر ، پروردگارت رو پیش خودت،با خوف و تضرع، و با صدای بلند آهسته یاد کن(اعراف/205)

    گفتم:این هم توفیق می خواهد!

    گفتی :دوست ندارید خدا ببخشدتون؟!(نور/22)

    گفتم:معلومه که دوست دارم منو ببخشی

    گفتی:پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه کنید(هود/90)

    گفتم:با این همه گناه ،آخه چیکار میتونم بکنم؟

    گفتی:مگه نمیدونید که خداست که توبه رو از بنده هاش قبول میکنه؟!(توبه/104)

    گفتم:دیگه روی توبه ندارم

    گفتی ولی)خداعزیزه و دانا.او آمرزنده ی گناه هست و پذیرنده ی توبه(غافر/2_3)


    گفتم:با این همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم؟

    گفتی:خدا همه ی گناه ها رو می بخشه(زمر/53)

    گفتم:یعنی بازم بیام؟بازم منو می بخشی؟

    گفتی :به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟(آل عمران/135)


    گفتم:نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم؟!آتیشم میزنه، ذوبم میکنه و عاشق میشم!...توبه میکنم

    گفتی :خدا همه ی توبه کننده ها و همه ی اونهایی که پاک هستند رو دوست داره(بقره/222)

    ناخواسته گفتم:الهی ربی من لی غیرک

    گفتی:خدا برای بنده اش کافی نیست؟(زمر/36)


    گفتم:در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟

    گفتی:ای مومنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید.او کسی هست که خودش و فرشته هاش بر شما درود و رحمت می فرستن تا

    شما رو از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون بیارن.خدا نسبت به مومنین مهربونه(احزاب/41_43)



    التماس دعای فرج

  2. #2
    مدیریت کل سایت
    تاریخ عضویت
    2008/04/25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,836

    پیش فرض

    گفتم: خسته‌ام

    گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
    .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.


    گفتم: هیشكی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

    گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
    .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.


    گفتم: غیر از تو كسی رو ندارم

    گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
    .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیك‌تریم (ق/16) ::.


    گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی!

    گفتی: فاذكرونی اذكركم
    .:: منو یاد كنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.


    گفتم: تا كی باید صبر كرد؟

    گفتی: و ما یدریك لعل الساعة تكون قریبا
    .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیك باشه (احزاب/63) ::.


    گفتم: تو بزرگی و نزدیكت برای منِ كوچیك خیلی دوره! تا اون موقع چیكار كنم؟

    گفتی: واتبع ما یوحی الیك واصبر حتی یحكم الله
    .:: كارایی كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (یونس/109) ::.


    گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم كوچیك... یه اشاره‌كنی تمومه!

    گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لكم
    .:: شاید چیزی كه تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.


    گفتم: انا عبدك الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

    گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
    .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •