-
مدیر بازنشسته
فرق محبّت و خشنودى خداوند با ثواب و عقاب او
بسم الله الرحمان الرحیم
[فرق محبّت و خشنودى خداوند با ثواب و عقاب او
شايد در روايات و يا گفتار برخى مشاهده شود كه فرموده باشند: مقصود از محبّت خداوند - جلّ جلاله - نسبت به بنده مطيع و يا خشنودى اش از او، همان ثواب دادن خداست ؛ و منظور از خشم و غضب خداوند - جلّ جلاله - نسبت به بنده نافرمانش ، همان عذاب اوست .
ولى پرواضح است كه : تقليد از سخنان غير معصوم كه در اين باره گفته شده ، عقلاً جايز نيست . امّا روايت و منقول اگر از طعن و خرده گيرى سالم بوده و از معصوم صادر شده باشد؛ شايد آن را از باب تقيّه فرموده باشند، زيرا ايشان (عليهم السلام ) در تقيّه هولناكى بوده اند، و ما در مطلبى كه پيرامون اعتذار از مضمون كتاب كشّى ذكر نموديم - تقيّه ايشان را روشن ساختيم ، زيرا بسيارى از مخالفان ائمّه و اهل تسنّن قايل به اين هستند كه : محبّت و رضايت خدا همان ثواب او، و غضب خدا، همان عذاب اوست
يا شايد ائمّه (عليهم السلام ) آن را به خاطر آشنا كردن و تقريب اذهان پرسش كنندگان يا شنوندگان بيان فرموده اند، زيرا درك و فهم بسيارى از شنوندگان از درك اسرار صفات خداوندى كه پادشاه عالَميان است قاصر و ناتوان مى باشد، لذا شايد ائمّه (عليهم السلام ) بيم آن را داشته اند كه اگر به آنها بگويند كه : خداوند - جلّ جلاله - دوست مى دارد و خشنود مى شود و غضبناك و خشمگين مى گردد. زود به ذهن شنونده خطور كند كه خداوند - جلّ جلاله - مانند دوستى و خشنودى طبايع بشرى دوست مى دارد و خشنود مى گردد، يا همانند خشم و غضب دلهاى خاكى غضبناك و خشمگين مى گردد، لذا حضرات ائمّه (عليهم السلام ) به اندازه كشش عقل پرسش كنندگان و شنوندگان ، با آنان سخن گفته اند.
اگر به برخى از روايات مربوط به اين مطلب توجّه كنى ، مى بينى كه دوستى و خشنودى و غضب و خشمى را كه مزاجها به واسطه آنها تغيير مى كند، و جز درباره اجسام كه قابليّت آن را دارند، درست نيست ، نفى نموده اند، تا آنجا كه همين مطلب را بر بعضى از پرسش كنندگان تقريب نموده و (بدين مضمون ) فرموده اند كه : غضب و خشنودى خداوند - جلّ جلاله - اشاره است به غضب و خشنودى اوليا و ويژگان درگاه الهى . و اين در نزد عارفان صحيح است ؛ زيرا خواصّ درگاه الهى - جلّ جلاله - خشمگين و خشنود نمى گردند مگر بعد از غضب و خشنودى خداوند، زيرا ايشان (عليهم السلام ) تابع و پيرو خداوند - جلّ جلاله - هستند، و هرگز در گفتار از او پيشى نمى گيرند، و تنها به فرمان او عمل مى نمايند.
2 - وآنگهى عقلهاى سالم وجداناً و عياناً دريافت مى كنند كه معناى واژه حبّ و رضا، غير از معناى لفظ ثواب ، و همچنين معناى غضب غير از معناى عقاب است ، خواه درباره بندگان ، يا نسبت به رَبُّ الاَرْباب .
و اين مطلب را فرمايش خداوند - جلّ جلاله - نيز به ما مى آموزد آنجا كه مى فرمايد:
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ، وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ. (128)
- براستى كه خداوند بسيار توبه كنندگان و پاكيزگى پذيران را دوست مى دارد.
ونيز خداوند - جلّ جلاله - مى فرمايد:
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلوُنَ فى سَبيلِهِ صَفّاًكَاءَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ. (129)
- همانا خداوند كسانى را كه در راه او با حالت صف كشيده مى جنگند به گونه اى كه گويى بنيان سُربين هستند، دوست مى دارد.
و همچنين خداوند - جلّ جلاله - درباره گروهى كه حقيقتاً و يقيناً خداوند را مى شناسند، مى فرمايد:
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ. (130)
- خداوند آنان را دوست مى دارد، و ايشان نيز خدا را دوست مى دارند.
و نسبت به خشم و غضب خود - جلّ جلاله - مى فرمايد:
فَلَمّا آسَفُونا، إِنْتَقَمْنامِنْهُمْ. (131)
- پس هنگامى كه بر ما خشم گرفتند، ما از آنان انتقام گرفتيم .
و گروهى از دانشمندان اهل لغت و مفسّران يادآور شده اند كه فرمايش خداوند - جلّ جلاله - يعنى آسَفُونا به معناى اءغْضَبُونا مى باشد. جوهرى در كتاب صحاح (132) درست به اين لفظ مى گويد: وَ اءَسَفَ عليْهِ اءَسَفاً، يعنى بر او غضب و خشم نمود، و آسَفَهُ، يعنى او را به خشم آورد.
و طبرسى (133) در تفسير قرآن گفته است كه :
فَلَمّا آسَفُونا يعنى ما را به خشم آوردند، و غضب و خشم او سبحانه ، اراده عقاب آنان است . و نگفته است كه : غضب خداوند همان عقاب آنان است .؛ بنابراين خداوند - جلّ جلاله - در اين آيه ، پيش از عقاب نمودن آنان ، بر آنان اءَسَف (كه همان غضب و خشم او - جلّ جلاله - است ) نموده ، و اين تعبير ديگر از انتقام است ، و اين مطلب واضح و آشكار است .
3 - علاوه چگونه مثل اين بر صاحبان فهم و دانش مخفى مى ماند، در حالى كه خداوند - جلّ جلاله - مى فرمايد:
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً، فَجَزآؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها، وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ اءَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً. (134)
- و هركس به عمد مؤمنى را بكشد، جزايش جهنّم جاودانى خواهد بود، و خداوند بر او خشم نموده و لعنت فرموده و از رحمتش دور مى گرداند، و عذاب و كيفر بزرگى براى او آماده خواهد نمود.
آيا نمى بينى كه خداوند - جلّ جلاله - در صريح قرآن ، و بر اساس فهم خردمندان ، غضب را بر عذاب و عقاب و بلكه بر اِعْداد و آماده نمودن عذاب جهنّم مقدّم داشته است ؟!
4 - احاديث و دعاهايى كه عبارت ذيل را (به اين مضمون و يا به اين لفظ) را به وضوح دربردارند، مطلب را بيشتر روشن مى كنند.
اءَلّلهُمَّ، إِنْ لَمْ تَرْضَ عَنّى ، فْاعْفُ عَنّى ، فَقَدْ يَعْفُو الْمَوْلى عَنْ عَبْدِهِ وَ هُوَ غَيْرُ راضٍ عَنْهُ.
- خداوندا، اگر از من ناخشنودى پس از من درگذر، زيرا گاهى مولى در حالى كه از عبد و بنده خود ناخرسند است ، او را عفو مى كند.
5 - ديگر اينكه : آيا نمى دانى كافرانى كه خداوند - جلّ جلاله - مى دانسته بر حال كفر جان خواهند سپرد، به حكم عدل [يا: عقل ] در حال حيات مستحقّ عقوبت هستند؟ و اگر مسلمان باشى ، مسلّماً اعتقاد دارى كه خداوند - جلّ جلاله - قطعاً در حال كفر آنان نسبت به ايشان خشمگين است ، پس خداوند - جلّ جلاله - از زود عقوبت كردن آنان درگذشته ، و عقابشان را به بعد از وفاتشان تاءخير انداخته ، با اينكه از هنگامى كه آنان كفر ورزيده اند و خداوند مى دانسته كه پيوسته بر كفر خويش خواهند بود، مورد غضب الهى بوده اند.
بنابراين ، اين مطلب روشن مى كند كه خشم خداوند - جلّ جلاله - پيش از عقوبت اوست ، زيرا خداوند - جلّ جلاله - در اين صورت با اينكه از بنده ناخشنود است از عقوبت بنده درگذشته و او را عذاب نمى كند، چنانكه در دعاها آمده است كه : خداوند، با اينكه از مؤمن خشنود است ، او را عفو مى فرمايد.؛ و نيز حال كافرانى كه با حالت كفر مى ميرند و عقوبتشان به تاءخير مى افتد، با اينكه خداوند بر آنان خشمگين است ، به صورتى كه بازگو نموديم نيز چنين است ، يعنى با اينكه خداوند - جلّ جلاله - از بنده خشمگين است ، از او عفو مى فرمايد.
زيرا اگر خداوند ناخشنود باشد مسلّماً خشمگين و غضبناك خواهد بود. و نمى شود خداوند در يك وقت و از يك جهت ، از مقام رضا و غضب خالى باشد، بنابراين اگر غضب همان عقاب باشد، محال است كه بنده اى را عفو فرمايد و در آن حال بر او خشمگين باشد، و نيز هنگامى كه بنده مسلمان يا كافر را پيش از وفاتش عفو مى فرمايد، بايد خشم و غضبش نسبت به آنان از بين برود. و اين بر خلاف مطلبى است كه از دين آيين اهل حقّ و صدق شناخته شده است .
معناى صحيح محبّت و خشنودى و خشم و غضب پروردگار
از آنجا كه نصّ صريح قرآن و روايات صحيح به محبّت يا رضايت خداوند - جلّ جلاله - و به غضب و خشم او و ثبوت اين دو صفت براى او - جلّ جلاله - تصريح نموده اند، بايد براى حُبّ يا رضايت ، و غضب يا خشم او سبحانه - جلّ جلاله - رويكردى معلوم و روشنى وجود داشته باشد، غير از آنچه كه ما از رضايت و محبّت و غضب و خشم جسمهاى خاكى مى شناسيم ، و غير از تفسير و معنايى كه ذكر شد كه : مقصود از محبّت و رضايت خداوند همان ثواب او، و منظور از خشم و غضبش همان عذاب و عقاب اوست
چنانكه معناى ساير صفات او - جلّ جلاله - غير از صفات اجسام مى باشد، مثلاً قادر و توانا بودن ما اقتضايش داشتن نيرو و قدرت زائد بر ذات و حالتى نو و جديد غير از عاجز و ناتوان بودن مان مى باشد، و همچنين اقتضاى دانا و زنده بودن و ساير صفاتمان ، مقتضىِ تجدّد حالات و دگرگونى ها براى ماست .
و اين معانى نسبت به خداوند - جلّ جلاله - محال است ، ليكن اين صفات درباره خداوند متعال به معنايى ديگر بايد باشد كه هم زيبنده ذات پاك او كه مثل و مانندى براى آن وجود ندارد بوده ، و هم شايسته صفات منزّهش باشد كه همانند و همگونى براى آن وجود ندارد. و تفسير و معناىِ محبّت و خشنودى و غضب و خشم نسبت به او - جلّ جلاله - نيز به اين صورت خواهد بود. و اين مطلب نيز آنچه را كه ما در آغاز سخن ادّعا نموديم براى ترديد كنندگان روشن ساخته و تعجّب آنان را زايل مى كند.
ناگفته نماند كه : دو سال بعد از نگاشتن از قسمت گذشته اين كتاب ، در جزء اوّل از تفسير قرآن طبرى (135) يافتم كه عدّه اى از مفسّران همين مطلبى را كه ما پيرامون غضب الهى ذكر نموده و برگزيديم ، ذكر كرده اند.
------------------------------------------------------------------
128. بقره 222.
129. صف 4.
130. مائده 54.
131. زخرف 55.
132. صحاح،ماده اسف،ج4،ص133.
133.مجمع البیان ،ج9،ص1330.
134.نسا 93.
135.جامع البیان،ج1،ص 80.
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن