عرض خواهم کرد در این جا ماجرایی مختصر
ماجرای جالب سن بلوغ یک پسراینکه ترکیب تمام چهره اش قاطی شودهیکلش مانند یک ماشین اسقاطی شود
پشت لب هایش برویدسزه مثل سبزه زارصورتش هم میشود چیزی شبیه انفجارمیشوداندازهی یک هندوانه بینی اشانچنان که ازدوفرسخ دورتر میبینی اشناگهان سرمیزنددرصورت مانند ماهجوش های سرسفیدوسرسیاهجوش های نازنینش را بترکاند اگرجای انهادرمی اید جوش های بیشتر
روحیاتش هم دگرگون میشودیک مرتبهراه ششصدساله را طی مینماید یک شبهفرم واهنگ صدایش مثل بابا میشودچشم و گوشش هم به بعضی چیزهاوا میشودالغرض هرچنداین ایام دارد دردسریک پسر بچه پس ازان میشوداقاپسر




















پاسخ با نقل قول