صفحه 74 از 555 نخستنخست ... 245455565758596061626364656667686970717273747576777879808182838485868788899091929394124174224 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 731 تا 740 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #731
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اما ...

    هیچ چیز بدون تـو، تمام نمی شود


    حتی همین دلتنگی های بیهوده من....

  2. #732
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    مهم نیست چقدر میان ما راه ها وجاده ها نشسته اند


    هیچ جاده ای توان فاصله انداختن میان ما را ندارد


    عشق تنها نزدیکی دنیاست ...



  3. #733
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    آهسته


    فتح کرده یی


    با چشمهایت


    هرچه داشته ام را


    حالا


    تمام جهان من


    مستعمره ی توست ...






  4. #734
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تو را که از دلم

    کم می کنم

    باقیمانده ...

    صفر می شود !


  5. #735
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
    حتی اگر

    به رسم پرهیزکاری های صوفیانه
    از لذت گفتنش امتناع کنم...


  6. #736
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    بی هوا....

    وارد هوایم شدی..

    به دنبال دلیل نمی گردم..

    بمــــــــان


  7. #737
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.
    ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار
    .کم اومد! به عشق من فکر کن چون برای تو هرگز کم نمی یاد


  8. #738
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تا تورفتی همه گفتند
    که از دل برود هر آنکه از دیده برفت
    و در آن لحظه ی نا باوری و غصه ی من خندیدند
    وتوای کاش میدانستی که در این تنگ بلور شفاف
    ماهی سرختوزندست هنوز
    و دراین کلبه ی سرد
    یادگارتوبجاست
    وتوای کاش که می آمدی ومیدیدی
    که از دل نرود هر آنکه از دیده برفت...


  9. #739
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    نه از آشـنـايــان وفــــــا ديـده ام نه در بــاده نـوشــان صفــــــا ديده ام

    زنــا مـردمـی هـا نــرنـجــد دلــــم که از چـشـم خود هـم خــطــا ديده ام

    بــه خـــاکـســتــر دل نـگــيـرد شـــرار من از بــرق چشمـی بـلا ديـده ام

    وفـای تو را نـازم ای اشـک چشـم کــه در ديـده عمـری تـو را ديـده ام

    دگـر مسـجــدم خانه تو بــه نـيـســت کــه در اشـک زاهـد ريــا ديـده ام

    نه سـودای نام و نه پـروای نـنگ از ايـن خـرقه پوشان چه ها ديده ام

    طـبــيــبـا مـکـن مـنـعــــم از جـــام مــــی کــه درد درون را دوا ديده ام

    حـــريـــم خـدا شــد چــه شـبها دلـــم کــــه خود را ز عالــم جدا ديده ام

    از آن رو نـريزد سرشـکـم ز چـشـم کــه در قـطــره هايش خـدا ديده ام

    برو صــاف شو تا خـدا بـيـن شوی بـبـيـن من خــــدا را کجـــا ديـده ام

  10. #740
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    سال هاست من ودل جدا از هم زندگی می کنیم

    دل من تنها بود و با هیچ کسی کاری نداشت

    با همه تنهائیاش هیچ غم و بیماری نداشت

    کوچیک و ساده بود اما خوش و خرم می تپید

    همه دنیا رو پر از شادی و خوشبختی می دید

    تا یه روز یه قلب دیگه اومد و با خنده هاش

    دلمو برد با خودش به کلبۀ آرزو هاش

    دل من خیال می کرد تنهائیاش تموم شده

    با یه قلب مهربون همدل و همزبون شده

    اما بیچاره دلم از آخرش خبر نداشت

    نمی دونست که زمونه چی سر راهش گذاشت

    نمی دونست که یه روز قراره پژمرده بشه

    خسته و بی رمق و بی حال و افسرده بشه

    نمی دونست که یه روز قرار قربونی بشه

    هدف تیر دل یه دشمن خونی بشه


صفحه 74 از 555 نخستنخست ... 245455565758596061626364656667686970717273747576777879808182838485868788899091929394124174224 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •