صفحه 92 از 555 نخستنخست ... 4272737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112142192242 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 911 تا 920 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #911
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    حسرت
    از من رمیده ای و من ساده دل هنوز
    بی مهری و جفای تو باور نمی کنم
    دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
    دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم

    رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
    دیگر چگونه عشق تورا آرزو کنم
    دیگر چگونه مستی یک بوسه تورا
    دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم

    یاد آر آن زن ، آن زن دیوانه را که خفت
    یک شب بروی سینه تو مست عشق و ناز
    لرزید بر لبان عطش کرده اش هوس
    خندید در نگاه گریزنده اش نیاز

    لب های تشنه اش به لبت داغ بوسه زد
    افسانه های شوق تو را گفت با نگاه
    پیچید همچو شاخه پیچک به پیکرت
    آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه

    هر قصه ایی که ز عشق خواندی
    به گوش او در دل سپرد و هیچ ز خاطره نبرده است
    دردا دگر چه مانده از آن شب ، شب شگفت
    آن شاخه خشک گشته و آن باغ مرده است

    با آنکه رفته ای و مرا برده ای ز یاد
    می خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
    ای مرد ای فریب مجسم بیا که باز
    بر سینه پر آتش خود می فشارمت

  2. #912
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    می ترساند مرا

    شمار کارهایی که

    برای انجامشان " بزرگ " شده ام

    می ترساند مرا

    این تبریک ها ... این شادی ها

    این آدم های آشنای یک روزه

    دهن کجی می کند به من این شمع ها

    این عددها و تاریخ ها

    .....

    به اطرافم نگاه می کنم ...

    به پدر ... به مادر ... به برادر و خواهرهایم

    دلم قرص می شود ... من بهترین ها را دارم

    چشمانم را می بندم و فوت می کنم ...

    فوت می کنم تمام ترسم را

    تولدم مبارک

  3. #913
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    آهسته گفت : ” خدا نگهدارت ” در را بست و رفت . . .
    آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشان را به گردن ” خدا ” می اندازند...



  4. #914
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    آن‌قدر پرسه می‌زنم این کوچه را که


    ـ تا ـ


    باور کنی که گم‌شده‌ی این حوالی‌ام



    من که به رستخیز زبان وا نمی‌کنم


    فریاد می‌شوم که:


    بدون تو خالی‌ام!


  5. #915
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    کاش می دانستند
    اسمان با من قهر کرده است
    و زمین از من دلگیر است
    هیچ غنچه ای نمی خواهد مرا ببیند
    هیچ پرنده ای برایم اواز نمی خواند
    انها مرا محکوم کرده اند
    که دل تو را شکسته ام
    ای کاش میدانستند
    آن دلی که شکسته شده
    دل خودم بود
    که روزگاری نزد تو به امانت گذاشته بودم.


    ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  6. #916
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    گر به ساحل نگاهش عشق را ندیدی؛

    چشمانت را ببند!

    قدم به
    دریا گذار...

    ... حس خوب
    عاشقی... ؛

    عشق فقط فهمیدنی است!!!


  7. #917
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    شبها میگذرند
    یکی پس از دیگری
    و من هنوز نشسته بر صندلی چرخدار خیره به دیوار مینگرم
    نمیدانم بیدارم یا خواب
    نمیدانم در جستجوی چه هستم
    ولی ساکتم
    سکوتم به وسعته دریا هاست
    دیروز پروانه ای آزاد بودم
    ولی امروز در قفس این صندلیه دو چرخ گرفتارم
    دلتنگه قدم زدن در زیره بارانم
    ودر ماتم از دست دادنه دو باله پروازم اشک میریزم
    اشک امانم را بریده
    ایکاش میدانستم که چه محتاجم
    ایکاش میدانستم روزی بالهایم را میگیرند
    ایکاش میدانستم روزی همدمم
    یک بانوی سفید پوش نه چندان خوش خلق خواهد بود
    که اگرحق و حقوقش یک ساعت دیر شود
    دیگر لبخند هم نمیزند
    واااااااای که چه تنهایم من!
    چگونه انقدر ساده گذشته های شیرینم را از دست دادم
    چگونه توانستم دقت نکنم که زندگی زیباست
    افسوس و صد افسوس
    روزهایی قدم بر میداشتم و گاهی میدویدم
    ولی نمیدانستم
    به چه سویی قدم بر میدارم
    با چه هدف میدوم
    از دویدن لذت نمیبردم
    از قدم زدن احساسه شوق نمیکردم
    اما امروز خوب میدانم ارزش آن دویدن ها را
    خوب درک میکنم حسه غریبه همیشه دور بودن را
    به خوبی حسمیکنم درجمع بودن و نبودن را
    حسرت عذابم میدهد
    اشک میریزم
    در حسرت قدم زدن
    در حسرت یک تاتی تاتی کوچک به مانند
    کودکان یکساله
    اما افسوس
    دیشب سوزنیبه کفه پاهایم زدم
    و باز آه از نهادم بلند شد
    پاهایم سرد بود
    اینرا با لمس دستانم حس میکردم
    زخم های ریز و کوچک کف پاهایم را پر کرده بود
    اما دریغ ازحتی کمی سوزش
    ذره ای درد
    لحظه ای درد کشیدن
    واااااای که امروز چه حسرتی در دلم نشسته
    حسرت درد هایی که کشیدم و قدر ندانستم
    حسرت اشکهایی که بی جهت و از روی ناز ریختم
    که اگر امروز درد داشتم از ته دل میخندیدم
    باز شبها میگذرند.....
    و من هنوز تنها به صندلیم تکیه کرده
    و به دوردست خیره مانده ام
    ایکاش روزی درد میکشیدم

    آه......

  8. #918
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    ارزو میکنم
    تو از ارزوهایم بروی
    و او به ارزوهایم بیاید
    مرا دیگر ارزو نکن
    میخواهم ارزوی او باشم

  9. #919
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تــــو

    اِنتخــــاب مـَـن نبـــودیـــ

    سـَــرنـــوشتـَـم بـــودی

    تَنهــــــا اَنگیـــزه*ی مـــانــدَنـــم

    در ایــن زِنـدگـی بــی اِعتبــار

  10. #920
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    شاید ندانی

    اما من هر روز سری می زنم به قاب یادت بر طاق ذهنم


    هنوز در برگهای دفتر خاطراتم رد پایت را جستجو می کنم


    هنوز در آلبوم ذهنم به دنبال تصویری از روزهای خوب حضورت هستم


    و هنوز در آینه خیره می شوم شاید تصویرت را در قاب چشمانم ببینم...

صفحه 92 از 555 نخستنخست ... 4272737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112142192242 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •