موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #2141
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ای که تقدیر تو را دور ز من ساخت، سلام

    نامه ای دارم از فاصله ها

    چند شب بود که من خواب تو را می دیدم

    خواب دیدم که فراری هستی

    می گریزی از شهر

    پاسبان همه جا عکس تو را می کوبند

    جارچی ها همه جا نام تو را می خوانند

    درهمه کوی گذرقصه تبعید تو بود

    مردم و تیر و تفنگ

    اسبهای چابک

    متهم: قاتل گلهای سفید

    جایزه: یک گل رُز

    و تو می دانی من عاشق گل های رُزم

    دوست دارم بنویسی.... به کجا خواهی رفت؟

    مردم شهر چرا در پی تو می گردند؟

    نگرانت شده ام

    بی جوابم مگذار!

    پشت پاکت بنویس

    متهم: قاتل گلهای سفید

    تو که می دانی من عاشق گلهای رُزم

  2. #2142
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    توی فنجون های قهوه اثری از تو ندیدم


    باورم نمی شه اما که تو نیستی حتی یادم


    باورم نمی شه رفتی دیگه نیستی در کنارم


    گل من چرا گذاشتی منو تنها با خیالم


    دیگه دنیا رو نمی خوام دیگه فردا رو نمی خوام


    وقتی نیستی تو کنارم دیگه من هیچی نمی خوام


    از خدا تو رو می خواستم شب و روز با گریه و اه


    باورت نمی شه اما شبا با گریه می خوابم


    دیگه فنجون های قهوه واسه من رنگی نداره


    اخه اونم دیگه در خود اثری از تو نداره

  3. #2143
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    روزی كه آمد تا روزی كه رفت،انگار در یك خلاء،یك رویا و یك آرزو گذشت،


    آرزویی كه به نتیجه نرسید و هدفی كه به نشانه نزد.او رفت و برای ابد یك


    نقطه خالی با یك سبد گل رز لیمویی به یادگار گذاشت.او رفت و من آرزو كردم


    كه هیچ‌گاه رفتنی بی برگشت تكرار نشود

  4. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  5. #2144
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    چه میكردی.........










    من نه بر می گردم



    نه جایی می روم



    من فقط شبیه شما



    شبیه یک مشت سکوت آفتاب ندیده می شوم



    و گذران تلخ لحظه هایی را اندازه می گیرم



    که جز زل زدن ،



    به جدایی من از ما



    کاری از دستشان ساخته نیست



    چه باید كرد وقتی كاری ازت ساخته نیست






    جه باید كرد وقتی لحظات به هر دلیلی ازت میگریزند






    تو بودی چه میكردی؟

  6. #2145
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی،بوته ای در دامنه ای باش،


    ولی بهترین بوته‌ای باش كه در كناره راه می‌روید.


    اگر نمی‌توانی بوته‌ای باشی،علف كوچكی باش و چشم‌انداز كنار شاه راهی


    را شادمانه‌تر كن.......


    اگر نمی‌توانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچك باش،


    ولی بازیگوش‌ترین ماهی دریاچه!


    همه ما را كه ناخدا نمی‌كنند، ملوان هم می‌توان بود.


    در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ،


    كارهای كمی كوچكتر و آنچه كه وظیفه ماست،


    چندان دور از دسترس نیست.


    اگرنمی‌توانی شاه راه باشی،كوره راه باش،


    اگر نمی‌توانی خورشید باشی، ستاره باش،


    با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند.


    هر آنچه كه هستی، بهترینش باش..........

  7. #2146
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    بر درخت اقاقیا تكیه می‌دهی


    و برگها می ریزند


    برگها كوچك و زرد پناهت می‌دهند


    ابرها می آیند و تو بارانها را خواهی دید


    و پنجره هایی كه هر روز با حجم تنهـایی آدم


    شكلی دوباره می گیرند


    با شانه‌های خمیده تكیه می‌دهی و نگاه می‌كنی


    صدای تابی كه آرام، می‌آید و می‌رود


    می‌آید و می‌رود...........


    كودكی تاب خورده است و رفته است


    با گیسوانی لرزان در باد....و تو


    تو هنوز نگاه می‌كنـی به رد گامهایی كه بر شن‌ها دویده اند


    بر شن‌ها می‌دوی امَا،امَا كودكی باز نمی گردد!!!


    بر درخت اقاقیا برگی نمانده است !!!!!

  8. #2147
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    نه چتری با خود داشتی
    نه چمدانی
    عاشقت شدم
    از کجا باید می دانستم
    مسافری

  9. #2148
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    پشت دلهره ی لطیف شبکه مضطرب است از حجم سکوتپنهان شده است غمی عظیم پشت ناله های خشن ابر که به پهنای آسمان می زند فریاد در گذر است غمی بزرگ ...پشت چهره ی غمگین غروب که به وسعت آسمان هست دلگیر نمی دانند که دردی هست پنهان ... پشت پلک های خسته ام که چشم را بی واهمه بسته ام پنهان است اشک ... پشت سکوت سنگین دل که نگران است چون همیشه خفته است غمی عمیق ...پشت دلتنگی های ناگزیر که طوفان زدگی است بر دل هست چاره ای ناپیدا ... پشت واژه های دلگیر که می گویند هر زمان از درد حرفی هست غایب و ناگفته ...پشت بغض همیشگی گلو که هست مهمان همیشگی هق هقی است پنهان ... پشت انتظار جاده ها که خموش است در هر عبور گم شده مسافری در راه...

  10. #2149
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    می بوسم و می گذارم کنار ...

    تمام چیزهایی که ندارم را !

    دست هایت را ...

    عاشقی ات را ...

    همه را !

    عادت احمقانه ای ست

    چسبیدن به چیزهایی که ندارمشان ...

  11. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  12. #2150
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    صبر کن عاطفه دلگیر شود بعد برو


    یا کمی از تو دلم سیر شود بعد برو


    صبر کن طفلک نوخواسته ی عاشقی ام


    زندگانی کند و پیر شود بعد برو


    تازه از راه رسیدی به سفر فکر نکن


    باش تا وقت سفر دیر شود بعد برو


    تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند


    صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو


    تازه عاشق شده ام من به دلم رحمی کن


    باش تا عشق زمین گیر شود بعد برو

صفحه 215 از 555 نخستنخست ... 65115165195196197198199200201202203204205206207208209210211212213214215216217218219220221222223224225226227228229230231232233234235265315365 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •