صفحه 8 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 141

موضوع: ♥ ♥ شعر عاشقانه ♥ ♥

  1. #71
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم
    اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم
    اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
    اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي
    اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
    اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
    اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني
    اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني
    ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال
    ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال
    ميشي برام ماه شباي بي سحر
    ميشي برام ستاره ي راه سفر
    ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
    بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
    براي سعادت شبا شعرامو من داد مي زنم
    براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم

    او رفت... اما من هنوز منتطرشم... چه انتظار بيهوده اي...

  2. #72
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    ميداني ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نيفتي
    قوس هاي بدنم به چشم هايت بيشتر از تفکرم مي آيند
    دردم مي آيد بايد لباسم را با ميزان ايمان شما تنظيم کنم
    دردم مي آيد ست روشنفکريت تنها براي دختران غريبه است
    به خواهر و مادرت که ميرسي قيصر مي شوي
    دردم مي آيد در تختخواب با تمام عقيده هايم موافقي
    و صبح ها از / دنده ديگري از خواب پا ميشوي
    تمام حرف هايت عوض ميشود
    دردم مي آيد نمي فهمي
    تفکر فروشي بدتر از تن فروشي است
    حيف که ناموس براي تو وسط پا است نه تفکر
    حيف که فاحشه ي مغزي بودن بي اهميت تر از فاحشه تني است
    من محتاج درک شدن نيستم / دردم مي آيد خر فرض شوم
    دردم مي آيد آنقدر خوب سر وجدانت کلاه ميگذاري
    و هر بار که آزاديم را محدود ميکني
    ميگويي من به تو اطمينان دارم اما اجتماع خراب است
    نسل تو هم که اصلا مسول خرابي هايش نبود
    ميداني ؟
    دلم از مادر هايمان ميگيرد
    بدبخت هايي بودند که حتي ميترسيدند باور کنند حقشان پايمال شده
    خيانت نميکردند .. نه براي اينکه از زندگي راضي بودند
    نه ...خيانت هم شهامت ميخواست ... نسل تو از مادر هايمان همه چيز را گرفت
    جايش النگو داد ...
    مادرم از خدا ميترسد ... از لقمه ي حرام ميترسد ... از همه چيز ميترسد
    تو هم که خوب ميداني ترساندن بهترين ابزار کنترل است
    دردم مي آيد ... اين را هم بخواني ميگويي اغراق است
    ببينم فردا که دختر مردم زير پاهاي گشت ارشاد به جرم موي بازش کتک ميخورد
    باز هم همين را ميگويي
    ببينم آنجا هم اندازه ي درون خانه ، غيرت داري ؟؟
    دردم مي آيد که به قول شما تمام زن هاي اطرافتان خرابند ...
    و آنهايي هم که نيستند همه فاميل هاي خودتانند ....
    مادرت اگر روزي جرات پيدا کرد ازش بپرس
    از س-ک-س با پدر راضي بود ؟؟؟
    بيچاره سرخ مي شود .... و جوابش را ...
    باور کن به خودش هم نمي دهد ...........
    دردم مي آيد
    از اين همه بي کسي دردم مي آيد

  3. #73
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    خـــــــــدایا....


    خـــــطا از مـن است...مـــــی دانمـــــ...


    از مــــن که ســـــالهاست گفتــــه امــــ"ایاک نعبـــد"


    امــــا به دیـگـــــران همــــ دل ســــــپرده ام...


    از مـــن که ســــالهاست گفته ام"ایاک نستعیــــــن"


    امــــا به دیــگــــران همــ تکیـــه کرده امــــ


    امــــا رهـــــــایم نکن...


    بیـــش از همیـشـــــــــه دل تنگـــــــم....


    بـه انــــدازه ی تمــــــام روزهـــای نبودنتـ

  4. #74
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    وقتی از غربت ایام دلم می گیرد‎‎
    مرغ امید من از شدت غم می میرد
    دل به رویای خوش خاطره ها می بندم
    باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد.


    وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند.

  5. #75
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    چه زیباست بخاطر تو زیستن

    وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن


    و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن


    برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن


    ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است


    بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست


    ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست


    و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد

  6. #76
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    خواهم امشب را که با غم سر کنم

    دفتری با اشک چشمم تر کنم

    نام آن دفتر نهم دیوان عشق

    اشک را عنوان آن دفتر کنم




    باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست



    آخه جز گریه منو کاری نیست



    یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا



    آخه من غریبم ای خدا



    کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم



    از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم



    کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم



    هی پشت سر هم همش بد میاریم



    ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم



    به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم


    عشق

  7. #77
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    یا تو زیباتر شدی ! ....
    یا چشام بارونیه ! ..
    این قفس بازه ولی....
    قلب ِ من زندونیه..
    ـ
    من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت !
    تو نباشی می پره عطرتم از پیرهنت...
    ــ
    میخـوام آروم شم!!
    تـــــو نمی ذاری!
    هر دو بی رحمن : عشق و بیزاری!
    همه دنیامو زیرو رو کردم
    تو رو شاید دیر آرزو کردم !
    ــ
    ـ
    قدمای آخرو آهسته تر بردار !
    واسه من کابوسه فکر ِ آخرین دیدار !
    بغض ِ این آهنگ مارو تا کجاها بُرد!
    شایدم تقدیرمو امشب به رحم آوُرد !
    ـ
    به تلافی ِ اونهمه تلخیم !
    گله هاتم طعم ِ عسل شد!
    غم معصومانه ی چشمات..
    به تبسم ِ تازه بدل شد!
    میشه با من هزار و یکسال..
    به بهانه ی قصه بمونی!؟
    همه مرثیه های سکوتم ..
    به بهار ِتو باغ غزل شد......

    نفس کشیدن ، دل سپردن ، مثل دریا ..... ماه من!!
    از تو خوندن .. با تو موندن.. مقصد من.. راه من
    همینه رویام.. آرزوهام.. سرگذشت آه من
    نرفته برگرد که با تو شاید.. خدا گذشت از گناهِ من!
    .
    تو مثل بارون .. غمو آسون .. می بری از یاد من
    با تو خوبن.. بی غروبن... خاطرات ِ شاد من
    زارو خسته.. دلـشکسته .. بینوا فرهاد من!
    مرغ ِآمـیـن! .. کی به شیرین .. می رسه فریاد من

  8. #78
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    ما در هیات پروانه ی هستی، با همه ی توانا یی ها و تمدن ها مان شاخکی بیش نیستیم !

    برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد .

    یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست

    اگر رد پای دزد ارامش و سعادت را دنبال کنیم

    سرانجام به خودمان خواهیم رسید




    که در انتهای هر مفهومی نشسته ایم

    و همه ی چیز ها ی تلنبار مربوط و نا مربوط را زیر و رو می کنیم ...

    بر جریان باد ایستادن و اگاها نه جبر مطلق را پذیرا شدن رسالت راستین ماست !

    در این گوی سر به هوا هیچ چیز مال هیچ کس نیست

    و هیچ تکیه گاهی نمی تواند پناه گاهی گردد

    می ماند ناب ترین و عمیق ترین حس زندگی

    یعنی دوست داشتن و دوست داشته شدن

    که شاید باعث فراموشی رنج عظیم بودن گردد ...


  9. #79
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    بچه که بودم اگر کار بدی می کردم آدم بزرگ ها به من چشم غره می رفتند

    و من می فهمیدم که کارم اون قدر بد بوده که توانسته اون ها رو ناراحت بکنه !

    دیگه انجامش نمی دادم یا اگر هم تکرار می شد آن قدر می گفتم ببخشید

    تا از نگاه سرد اون ها در امان بمونم .

    اما کمی که بزرگ تر شدم فهمیدم فقط ما کوچولو ها اشتباه نمی کنیم

    آدم بزرگ ها هم اشتباه می کنند با این تفاوت که اشتباهاتشون خیلی بد تر از مال ما است ...

    اما ان قدر به خودشون مطمئن هستند که حتی برای یک لحظه با خودشون فکر نمی کنند

    که شاید کارشون اشتباه بوده ...

    براشون مهم نیست که کوچولو ها از دستشون ناراحت بشن

    و از نگاه سرد کوچولو ها خجالت زده نمی شوند .

    بزرگ که شدم فهمیدم چقدر پاک بودیم وقتی که بچه بودیم

    و چه گوهری رو از دست دادیم حالا که بزرگ شدیم !

    فهمیدم دنیای ادم بزرگ ها دنیا ی کثیفی است.

    یک باتلاق از کثافت که بوی تعفنش تمام عالم رو پر کرده

    و آدم بزرگ ها روز به روز بیشتر در اون فرو می روند .

    حا لا که بزرگ شدم فقط افسوس می خورم

    افسوس می خورم که چرا قدر بچگی رو ندونستم وبزرگ شدم .

    چرا وارد دنیای فاسد انسان ها شدم ؟

    «ای کاش هیچ وقت کوچولو ها ، آدم بزرگ نمی شدند»


  10. #80
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100

    من بـی صـدا به حـال خودم گـریه مـی کنـم

    در ســـوگ ارتـحـال خـــودم گـریه مـی کنـم

    من احتـمال مـی دهـم کـه از دسـت رفتـه ام

    از دســت احتـمـال خـــودم گـــریه مـی کنـم

    مــردم شــما چــرا نـگــرانــید ؟!

    من که با چشم های لال خودم گریه مـی کنـم

    مــال تـو شـد عــزـیز، تــمام دلـــم

    دلـم از ایـن که نیست مال خودم گریه مـی کنـم

    مـی پـرسـم از دلـــم تـو هــم مبـتـلا شـــدی ؟!

    در پـاســـخ ســــؤال خــودم گــریـه مـــی کنـم .


صفحه 8 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •