و ياد كن‌ اي‌ پيامبر(ص) آنگاه‌ كه‌ پروردگارت‌ ذريه‌ انسانها از پشتشان‌ برگرفت‌ و آنان‌ را بر خودشان‌ گواه‌ گرفت‌ و پرسيد آيا پروردگار شما نيستم‌ گفتند چرا و بدان‌ شهادت‌ مي‌دهيم‌ تا روز قيامت‌ نگوييد ما از اين‌ حقيقت‌ بي‌خبر بوديم‌ و شما انسانها نگوييد همانا پدرانمان‌ در گذشته‌ شرك‌ آورده‌ بودند و ما نسلهاي‌ بعد آنها بوديم‌ آيا ما را به‌ خاطر كاري‌ كه‌ باطل‌ انديشان‌ كرده‌اند هلاك‌ مي‌كني؟
چگونه‌ پيمان‌ گرفتن‌ خداي‌ بزرگ‌ از انسان‌ در تصور علوم‌ تجربي‌ ممكن‌ و قابل‌ توجيه‌ است؟
پرداختن‌ به‌ امور الهي‌ در قالب‌ محدود ماده‌ و تجربه‌، صحيح‌ نيست‌ بلكه‌ دايره‌ هستي‌ فراتر از جهان‌ فيزيكي‌ و مادي‌ است‌ اما سطح‌ درك‌ انسان‌ نسبت‌ به‌ جهان‌ ماوراي‌ فيزيك‌ كوتاه‌ و قاصر است‌ و بدينسان‌ نشانه‌هاي‌ خود را به‌ روشني‌ بيان‌ مي‌داريم‌ تا شايد كه‌ انسانها به‌ راه‌ حق‌ بازگردند.
و تلاوت‌ كن‌ اي‌ رسول‌ بر بني‌اسرائيل‌ يا امت‌ خودت‌ خبر آن‌ كسي‌ كه‌ نشانه‌هايمان‌ را به‌ او داديم‌. مراد شخصي‌ به‌ نام‌ زيدبن‌ اسلم‌ شاعر يا شخصي‌ از بني‌اسرائيل‌ بود و كتابهاي‌ آسماني‌ مطالعه‌ كرده‌ بود و مي‌دانست‌ كه‌ پيامبري‌ به‌ زودي‌ مبعوث‌ خواهد شد و او فكر مي‌كرد كه‌ خودش‌ به‌ رسالت‌ برانگيخته‌ خواهد شد ولي‌ اين‌ گونه‌ نشد و او از آيات‌ و نشانه‌هاي‌ الهي‌ بيرون‌ شد پس‌ شيطان‌ در پي‌ او درآمد و او از گمراهان‌ شد و اگر ما مي‌خواستيم‌ آن‌ عالم‌ به‌ آيات‌ ما را به‌ سبب‌ علم‌ او به‌ آيات‌ الهي‌ بلند مرتبه‌ مي‌داشتيم‌ ولي‌ او به‌ سوي‌ زمين‌ ميل‌ و خلود كرد و از هواي‌ نفس‌ پيروي‌ كرد مثل‌ او در دنانت‌، همانند سگي‌ است‌ كه‌ او را براني‌ زبان‌ از دهان‌ بيرون‌ افكند و اگر او را به‌ حال‌ خودش‌ بگذاري‌ و تركش‌ كني‌ باز هم‌ زبانش‌ از دهان‌ بيرون‌ افكند اين‌ مثال‌ كه‌ گفته‌ شد مثال‌ قومي‌ است‌ كه‌ از روي‌ كبرورزي‌ نشانه‌هاي‌ ما را تكذيب‌ كردند پس‌ تو اي‌ رسول‌ بخوان‌ بر آنها قصه‌هاي‌ اقوام‌ گذشته‌ را تا شايد آنها تفكر كنند.تكذيب‌كنندگان‌ آيات‌ ما بد سرانجامي‌ داشتند و بر خودشان‌ ستم‌ مي‌كردند كسي‌ كه‌ خداوند هدايتش‌ كند ره‌يافته‌ است‌ و كساني‌ كه‌ خداوند آنها را به‌ بيراهه‌ گمراه‌ كند آنها زيانكارند.

خداوند و خلقت‌ جهنم‌
خداوند مي‌فرمايد ما بسياري‌ از جن‌ و انسان‌ را براي‌ جهنم‌ آفريديم‌ آنها كساني‌ هستند كه‌ براي‌ آنان‌ قلبهايي‌ است‌ كه‌ با آنها نمي‌فهمند و چشمهايي‌ است‌ كه‌ با آنها نمي‌بينند و براي‌ آنها گوشهايي‌ است‌ كه‌ با آنها نمي‌شوند آنان‌ مانند حيوانات‌ هستند بلكه‌گمراه‌تر و غافل‌ و بي‌خبر. براي‌ خداوند اسمهاي‌ نيكويي‌ است‌ پس‌ او را به‌ آن‌ نامها بخوانيد و آناني‌ كه‌ در خواندن‌ نامهاي‌ خداوند كجروي‌ كردند آنها را واگذاريد كه‌ به‌ زودي‌ به‌ جزاي‌ كار و كردار خويش‌ مي‌رسند.

انسان‌ و قيامت‌
سپس‌ خداوند مي‌فرمايد از آفريده‌هاي‌ ما گروهي‌ هستند كه‌ به‌ حق‌، راهنمايي‌ و هدايت‌ مي‌نمايند و به‌ حق‌، عدل‌ مي‌كنند و اما كساني‌ كه‌ نشانه‌هاي‌ ما را تكذيب‌ كردند به‌ زودي‌ آرام‌ آرام‌ آنها را به‌ گونه‌اي‌ كه‌ درنيابند به‌ هلاكت‌ رسانيم‌ و من‌ به‌ آنها مهلت‌ مي‌دهم‌ چرا كه‌ مكر و كيد من‌ متين‌ و سخت‌ است. آيا آنها نينديشيده‌اند كه‌ همراه‌ آنها پيامبر اسلام(ص) جنوني‌ ندارد بلكه‌ او هشداردهنده‌اي‌ آشكار است‌ آيا آنها در ملكهاي‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ خداوند آفريده‌ است‌ ننگريسته‌اند و ملاحظه‌ نكرده‌اند و چه‌ بسا كه‌ اجل‌ و فوت‌ آنها نزديك‌ باشد و بعد از اين‌ قرآن‌ و كلام‌ وحي‌ ،آنها به‌ چه‌ سخني‌ ايمان‌ مي‌آورند كساني‌ كه‌ خداوند آنها را گمراه‌ كند هيچ‌ هدايتگري‌ براي‌ آنها نيست‌ و آنان‌ را در طغيانشان‌ سرگشته‌ وامي‌گذارد.انسانها از تو درباره‌ زمان‌ قيامت‌ مي‌پرسند كه‌ استقرار آن‌ چه‌ وقت‌ است‌ بگو علم‌ آن‌ نزد پروردگار من‌ است‌ و هيچ‌ كس‌ جز او هنگام‌ آن‌ را آشكار نمي‌سازد. مخفي‌بودن‌ وقت‌ قيامت‌ بر اهل‌ آسمانها و زمين‌ دشوار است‌ و قيامت‌ ناگهان‌ بر شما رسد. اي‌ رسول‌ از تو درباره‌ قيامت‌ مي‌پرسند چنانكه‌ گويا تو از آن‌ آگاه‌ هستي، بگو علم‌ وقوع‌ قيامت‌ نزد خداوند است‌ ولكن‌ بيشتر مردم‌ اين‌ مطلب‌ را نمي‌دانند و بگو من‌ مالك‌ سود و زياني‌ براي‌ نفسم‌ نيستم‌ مگر آنچه‌ را خداوند بخواهد و اگر غيب‌ مي‌دانستم‌ خير و خوبي‌ فراوان‌ براي‌ خود كسب‌ مي‌كردم‌ و هيچ‌ ناگواري‌ به‌ من‌ نمي‌رسيد. من‌ كسي‌ جز هشداردهنده‌ و مژده‌آورنده‌ به‌ ملتي‌ كه‌ ايمان‌ مي‌آورند، نيستم.