صفحه 258 از 302 نخستنخست ... 108158208238239240241242243244245246247248249250251252253254255256257258259260261262263264265266267268269270271272273274275276277278 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 2,571 تا 2,580 , از مجموع 3018

موضوع: ديوان شمس

  1. #2571
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ای


    کز جهان جان نشان آورده‌ای


    برگذر از گوش و بر جان‌ها بزن

    ز آنک جان این جهان مرده‌ای


    درربا جان را و بر بالا برو

    اندر آن عالم که دل را برده‌ای


    ماه خندانت گواهی می‌دهد

    کان شراب آسمانی خورده‌ای



    جان شیرینت نشانی می‌دهد

    کز الست اندر عسل پرورده‌ای


    سبزه‌ها از خاک بررستن گرفت

    تا نماید کشت‌ها که کرده‌ای


  2. #2572
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای


    هیچ گل بی‌زخم خاری دیده‌ای


    در گلستان جهان آب و گل

    بی خزانی نوبهاری دیده‌ای


    چونک غم پیش آیدت در حق گریز

    هیچ چون حق غمگساری دیده‌ای


    کار حق کن بار حق کش جز ز حق

    هیچ کس را کار و باری دیده‌ای


    هیچ دل را بی‌صقال لطف او

    در تجلی بی‌غباری دیده‌ای


    بی جمال خوب دلدار قدیم

    جز خیالی دل فشاری دیده‌ای


    از نشاط صرف ناآمیخته

    شرح ده ای دل تو باری دیده‌ای


    در جهان صاف بی‌درد و دغل


    بی خطر ایمن مطاری دیده‌ای


    چون سگ کهف آی در غار وفا

    ای شکاری چون شکاری دیده‌ای


    لب ببند و چشم عبرت برگشا

    چونک دیده اعتباری دیده‌ای


    شمس تبریزی بگیرد دست تو

    گر ز چشم بد عثاری دیده‌ای


  3. #2573
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض



    می‌زنم حلقه در هر خانه‌ای

    هست در کوی شما دیوانه‌ای


    مرغ جان دیوانه آن دام شد

    دام عشق دلبری دردانه‌ای


    عقل‌ها نعره زنان کآخر کجاست

    در جنون دریادلی مردانه‌ای


    ای خدا مجنون آن لیلی کجاست

    تا به گوشش دردمیم افسانه‌ای


    ز آنک گوش عقل نامحرم بود

    از فسون عاشقان بیگانه‌ای


    سلسله زلفی که جان مجنون او است

    میل دارد با شکسته شانه‌ای



    شهر ما پرفتنه و پرشور شد

    الغیاث از فتنه فتانه‌ای


    زوتر ای قفال مفتاحی بساز

    کز فرج باشد ورا دندانه‌ای


    هین خمش کن کژ مرو فرزین نه‌ای

    کی چو فرزین کژ رود فرزانه‌ای


  4. #2574
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض



    گر سران را بی‌سری درواستی

    سرنگونان را سری درواستی


    از برای شرح آتش‌های غم

    یا زبانی یا دلی برجاستی


    یا شعاعی زان رخ مهتاب او

    در شب تاریک غم با ماستی


    یا کسی دیگر برای همدمی

    هم از آن رو بی‌سر و بی‌پاستی


    گر اثر بودی از آن مه بر زمین

    ناله‌ها از آسمان برخاستی


    ور نه دست غیر تستی بر دهان

    راست و چپ بی‌این دهان غوغاستی


    گر از آن در پرتوی بر دل زدی

    یا به دریا یا خود او دریاستی


    ور نه غیرت خاک زد در چشم دل

    چشمه چشمه سوی دریاهاستی


    نیست پروای دو عالم عشق را

    ور نه ز الا هر دو عالم لاستی


    عشق را خود خاک باشی آرزو است


    ور نه عاشق بر سر جوزاستی


    تا چو برف این هر دو عالم در گداز

    ز آتش عشق جحیم آساستی


    اژدهای عشق خوردی جمله را

    گر عصا در پنجه موساستی


    لقمه‌ای کردی دو عالم را چنانک

    پیش جوع کلب نان یکتاستی


    پیش شمس الدین تبریز آمدی

    تا تجلی‌هاش مستوفاستی


  5. #2575
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    ای بهار سبز و تر شاد آمدی


    وی نگار سیمبر شاد آمدی


    درفکندی در سر و جان فتنه‌ای

    ای حیات جان و سر شاد آمدی


    درفکن اندر دماغ مرد و زن

    صد هزاران شور و شر شاد آمدی


    از بر سیمین تو کارم زر است


    ای بلای سیم و زر شاد آمدی


    پای خود بر تارک خورشید نه

    ای تو خورشید و قمر شاد آمدی


    لعل گوید از میان کان تو را

    سوی آن کوه و کمر شاد آمدی


    شمس تبریزی که عالم از رخت

    هست مست و بی‌خبر شاد آمدی


  6. #2576
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    ساقی این جا هست ای مولا بلی


    ره دهد ما را بر آن بالا بلی


    پیش آن لب‌های آری گوی او

    بنده گردد شکر و حلوا بلی


    هست چشمش قلزم مستی نعم

    هست جعدش مایه سودا بلی


    این همه بگذشت آن سرو سهی

    خوش برآید همچو گل با ما بلی


    چون بخسبم زیر سایه نخل او

    من شوم شیرینتر از خرما بلی


    هم عسس هم دزد ای جان هر شبی


    سیم دزدد زان قمرسیما بلی


    چون برآید آفتاب روی او

    دزد گردد عاجز و رسوا بلی


    ناشتاب آن کس که او حلوا خورد

    در دماغ او کند صفرا بلی


    بس کن آن کس کو سری پنهان کند

    روید از سر گلشن اخفی بلی


  7. #2577
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می


    هم بهاری در میان ماه دی


    هر طرف از عشق تو پر سوخته

    آفتاب و صد هزاران همچو دی


    چون همیشه آتشت در نی فتد

    رفت شکر زین هوس در جان نی


    سر بریدی صد هزاران را به عشق

    زهره نی جان را که گوید های و هی


    عاشقان سازیده‌اند از چشم بد

    خانه‌ها زیر زمین چون شهر ری


    نیست از دانش بتر اشکنجه‌ای

    وای آنک ماند اندر نیک و بی


    آن زنان مصر اندر بیخودی

    زخم‌ها خورده نکرده وای وی


    در شب معراج شاه از بیخودی


    صد هزاران ساله ره را کرده طی


    برشکن از باده‌های بیخودان

    تخته بندی ز استخوان و عرق و پی


    شمس تبریزی تو ما را محو کن

    ز آنک تو چون آفتابی ما چو فی


  8. #2578
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    باد بین اندر سرم از باده‌ای


    نوش کردم از کف شه زاده‌ای


    جان چو اندر باده او غوطه خورد

    بر سر آمد تابناکی ساده‌ای


    چشم جان می‌دید نقشی بوالعجب

    هر طرف زیبا نگاری شاده‌ای


    هر دو گامی مست عشقی خفته‌ای

    بر سر او ساقی استاده‌ای



    زان هوس شد پای دل‌ها بسته‌ای

    زان طرب شد پر جان بگشاده‌ای


    نوش نوش مستیان بر عرش رفت

    تا گرو شد زهد را سجاده‌ای


    شمس تبریزی سر این دولت است

    در نهان او دولتی آماده‌ای



  9. #2579
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض



    آه از عشق جمال حوریی

    کو گرفت از عاشقانش دوریی


    زندگی نو به نو از کشتنش

    صحت تازه شد از رنجوریی


    گر گهر داری ببین حال مرا

    در تک دریا ز دریا دوریی


    گفتم ای عقلم کجایی عقل گفت

    چون شدم می چون کنم انگوریی



    جان بسوز و سرمه کن خاکسترش

    تا نماند در دو عالم کوریی


    تا کند جان‌های بی‌جان در سماع

    گرد آن شهد ازل زنبوریی


    تا کند آن شمس تبریزی به حق

    جمله ویران‌هات را معموریی


  10. #2580
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    ای دلی کز گلشکر پرورده‌ای


    ای دلی کز شیر شیران خورده‌ای


    وی دلی کز عقل اول زاده‌ای

    حاتم از دست سلیمان برده‌ای


    طاقت عشقت ندارد هیچ جان

    این چه جان است این چه جان آورده‌ای


    آفتابی کآفتاب از عکس او است

    زیر دامن طرفه پنهان کرده‌ای


    هم چراغ صد هزاران ظلمتی

    هم مسیح صد هزاران مرده‌ای



    این شرابی را که ساقی گشته‌ای

    از کدام انگورها افشرده‌ای


    هم زمستان جهان را میوه‌ای

    دستگیر صد هزار افسرده‌ای


    کار زرکوبان چو زر کردی چو زر

    شه صلاح الدین که تو صدمرده‌ای


صفحه 258 از 302 نخستنخست ... 108158208238239240241242243244245246247248249250251252253254255256257258259260261262263264265266267268269270271272273274275276277278 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •