صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46

موضوع: دل نوشته ی یه تنها تقدیم به( سناتور)

  1. #31
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    همین که از طراوت حضورت دور شوم بدون چتر می روم زیر باران ها .همین که ساعتی خبری از تو نیابم می شوم دست به دامن قاصدک های پیام آور .همین که عطر بوی وفایت به مشامم نرسد می بویم آفتابگردان های باوفا را و می نگرم به شقایق هایی که همچون تواند .فقط آنهامی توانند سلام دهند .ای با وفاترین دوست .

  2. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  3. #32
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    وقتی کنارم هستی دردی را احساس نمی کنم .دیگر از ترس نمی ترسم .دیگر از مرگ نمی گریزم .به ماه و ستاره ها چشم نمی دوزم و از روزهای سفید عطری به یادگار نمی خواهم .با تو من از درخت سیب نمی پرسم چرا مهتاب زیباست و از شقایق ها سوال نمی کنم عشق چیست .به او بگو چرا مهتاب زیباست بگو عشق چیست و عاشق کیست .ماه را در دستانت بگیر و برایم حرف بزن .

  4. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  5. #33
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    مي دانم كه از هم دوريم و ميانمان فاصله است .مي دانم بين من و تو ديواريست به بلنداي آسمان اما براي با هم بودن نيازي در كنار هم بودن نيست .تو يادم كني و نكني من به يادت هستم .همانقدر كه دلهايمان پيش هم باشد كافيست .بگذار فاصله ها خود را به اين جدايي ها دلخوش كنند وقتي دلهايمان با هم است خيالي نيست .

  6. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  7. #34
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    حالمان بد نیست کم غم می خوریم/کم که نه ! هر روز کم کم می خوریم

    آب می خواهم سرابم می دهند / عشق می ورزم عذابم می دهند

    خود نمی دانم کجا رفتم به خواب / از چه بیدارم نکردی آفتاب ؟؟؟؟؟؟؟؟

    خنجری بر قلب بیمارم زدند / بی گناهی بودم و دارم زدند

    دشنه ای نامرد بر پشتم نشست / از غم نامردمی پشتم شکست

    سنگ را بستند و سگ آزاد شد / یک شبه بیداد آمد داد شد

    عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام / تیشه زد بر ریشه اندیشه ام

    عشق اگر این است مرتد می شوم / خوب اگر این است من بد می شوم

    بس کن ای دل، نابسامانی بس است / کافرم دیگر مسلمانی بس است

    در میان خلق سر در گم شدم / عاقبت آلوده مردم شدم

    بعد از این با بی کسی خو می کنم / هرچه در دل داشتم رو می کنم

    نیستم از مردم خنجر به دست / بت پرستم بت پرستم بت پرست

    بت پرستم بت پرستی کار ماست / چشم مستی تحفه ی بازار ماست

    درد می بارد چو لب تر می کنم / طالعم شوم است باور میکنم

    من که با دریا تلاطم کرده ام / راه دریا را چرا گم کرده ام ؟؟؟

    قفل غم بر درب سلولم مزن / من خودم خوش‌باورم گولم مزن

    من نمی گویم که با من یار باش / من نمی گویم مرا غم خوار باش

    من نمی گویم ... دگر گفتن بس است / گفتن اما هیچ نشنفتن بس است

    روزگارت باد شیرین! شاد باش / دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

    آه! در شهر شما یاری نبود / قصه هایم را خریداری نبود !!!

    وای ! رسم شهرتان بیداد بود / شهرتان از خون ما آباد بود

    از درو دیوارتان خون می چکد / خون من . فرهاد. مجنون می چکد

    خسته ام از قصه های شومتان / خسته از همدردی مسمومتان

    این همه خنجر دل کس خون نشد / این همه لیلی .کسی مجنون نشد

    آسمان خالی شد از فریادتان / بی ستون در حسرت فرهادتان

    کوه کندن گر نباشد پیشه ام / بویی از فرهاد دارد تیشه ام

    عشق از من دور و پایم لنگ بود / قیمتش بسیار و دستم تنگ بود

    گر نرفتم هر دو پایم خسته بود / تیشه گر افتاد دستم بسته بود

    هیچ کس دست مرا وا کرد ؟ نه! / فکر دست تنگ ما را کرد ؟ نه!

    هیچ کس از حال ما پرسید ؟ نه! / هیچ کس اندوه ما را دید ؟ نه!

    هیچ کس اشکی برای ما نریخت / هر که با ما بود از ما میگریخت

    چند روزی هست حالم دیدنی‌ست / حال من از این و آن پرسیدنیست

    گاه بروی زمین زل می زنم / گاه بر حافظ تفائل میزنم

    حافظ دیووانه فالم را گرفت / یک غزل آمد که حالم را گرفت

    ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

  8. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  9. #35
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    کـــو ر بــاش بانـــو

    نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!

    عـبوس بــاش بانــــو

    لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!

    لال بــاش بانــــو

    حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!

    شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد ،

    شاید...!!!!!!!!!

  10. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  11. #36
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    خدایا باهات قهرم...

    کی گفته همیشه باهامی؟

    مگه میشه باهام باشی و حالمو ببینی و کاری نکنی؟

    مگه میشه هرچی رو که دوست دارم ازم بگیری؟

    مگه میشه...

    که چی؟ که خدایی تو ثابت کنی؟

    این روزا شیطونو بیشتر از تو حس میکنم!

    پس کجایی؟ مگه میشه حواست به بقیه باشه جز من؟

    مگه میشه هرکی هرچی میخواد بهش بدی جز من؟

    اصلا تو که واسه من وقت نداری چرا خلقم کردی؟

    خدایا نگام کن ... اشکامو میبینی؟

    نگو تاحالا اشکامو دیده بودی و کاری نکرده بودی...

    نگو که واسه توام بی ارزش شدم....

    خدایا خسته شدم...

    بغلم کن ، دستامو بگیر...فقط تورو کم دارم...

  12. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  13. #37
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    تا به حال شده دوست داشتنت رو قورت بدی

    لبخند بزنی و ... بی تفاوت باشی؟!


    شده دلتنگي بپيچه به دلت و راه نفست رو ببنده، خفه ات کنه ...


    شده يه آهنگ برات بشه روحِ يه لحظه ...


    بشه خاطره ...


    و هر چی تکرار بشه ديوونه ترت کنه؟!


    شده بری همون خيابوني که با اون رفتي


    چند مترجا رو هي بالا و پايين کني...


    بغض کنی و ... لذت ببري ...


    همون قدر که اون روز لذت بردي؟!


    شده تمام روز رو در انتظار يه جواب بيقرار باشي؟!


    شده بشکنی...


    و باز بشکنی ...


    و باز بشکنی ...


    و هزار بار ديگه هم بشکني


    اما باز با دست و دلِ شکسته، دوستش داشته باشي؟!


    اصلا ببینم شده اين همه عاشق باشي؟!


  14. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  15. #38
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    امروز

    به طرز عجیب و احمقانه ای دلم تنگ است!


    دلخوشیها کم نیست


    آدم های دوروبرم هم کم نیستند...


    مي آيند لبخندي روي لبم مي نشانند و مي روند!


    ولي دلتنگي عجيبي هميشه و همه جا همراه من است



    و تو نمي داني که چقدر اين دلتنگي برايم خلسه آور است!



    آنها که کمتر مرا مي شناسند هنوز هم مي گويند


    " خوش بحالت "


    چه روحيه اي داري، کاش بلد بوديم مثل تو ساده بگيريم و بخنديم...!


    اما آنها که بيشتر مرا مي شناسند مي گويند:


    نفس هايت غبار دارد، چشمانت تار است... چرا...؟!


    برایشان از کجا بگويم؟!


    از آغوش هايي که اندازه ام نمي شوند؟


    لبخند هايي که شادم نمي کنند؟!


    از آدم هايي که نمي خواهم بشتر بشناسمشان؟!


    نمي دانم اين روزهاي تو چطور مي گذرد...


    نمي دانم که هنوز هم مي خواني یا نه؟!


    ولی این حرفهایم را هم " مثل همیشه " جدی نگیر


    اینها را هم بگذار به حساب به سيم آخر زدن


    خدا را چه ديده اي؟


    شايد آنقدر باران بنفشه باريد


    که قليلي شاعر از پي گل ني آمدند... رفتند...


    دنبال چراغ... آينه ... شمعداني...


    و قرآن کريم ...


    حيرت آور است، نه؟!


    شاید امروز مسافر ما هم به خانه برگردد...

  16. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  17. #39
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    سلام روزگار ...چه میکنی با نامردمی مردمان ؟!
    من ؟!
    هی ... خوبم ... اگر بگذارند !
    دارم خرده های دلم را چسب میزنم ...
    راستی این دل ،
    باز هم دل میشود ؟!


  18. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


  19. #40
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    حالا که فکرش را می کنم میبینم که ...
    یک اتفاق هایی باید می افتاد تا من خیلی چیزها را یاد بگیرم!

    بالاخره بايد ياد ميگرفتم،

    مي توان هر روز دم از عاشقي زد وقتي عاشق نيستي ...

    بايد ياد ميگرفتم

    ديگر براي هيـــــــــچکس غرورم را زير پا نگذارم ...

    به هيـــــــچکـس وابســـته نشوم ...

    قلبـــــم را نبخــشم بـه هـر آدمِ بـي ارزشـي ...

    به چشم اعتمـــــاد کنم نه به زبان ...

    من " بــــايـــد " ياد ميگرفتم که :

    " همه آدمها خوب نيستند "

    " همه حرفها راست نيستند "

  20. 8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •