موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #3761
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ه ای زندگی منم که هنوز
    با همه پوچی از تو لبریزم
    نه به فکرم که رشته پاره کنم
    نه بر آنم که از تو بگریزم

    همه ذرات جسم خاکی من
    از تو، ای شعر گرم، در سوزند
    آسمانهای صاف را مانند
    که لبالب ز بادهء روزند

    با هزاران جوانه می خواند
    بوتهء نسترن سرود ترا
    هر نسیمی که می وزد در باغ
    می رساند به او درود ترا

    من ترا در تو جستجو کردم
    نه در آن خوابهای رویایی
    در دو دست تو سخت کاویدم
    پر شدم، پر شدم، ز زیبائی

    پر شدم از ترانه های سیاه
    پر شدم از ترانه های سپید
    از هزاران شراره های نیاز
    از هزاران جرقه های امید

    حیف از آن روزها که من با خشم
    به تو چون دشمنی نظر کردم
    پوچ پنداشتم فریب ترا
    ز تو ماندم، ترا هدر کردم

    غافل از آن که تو بجائی و من
    همچو آبی روان که در گذرم
    گمشده در غبار شوم زوال
    ره تاریک مرگ می سپرم

    آه، ای زندگی من آینه ام
    از تو چشمم پر از نگاه شود
    ورنه گر مرگ من بنگرد در من
    روی آئینه ام سیاه شود

    عاشقم، عاشق ستارهء صبح
    عاشق ابرهای سرگردان
    عاشق روزهای بارانی
    عاشق هر چه نام تست بر آن

    می مکم با وجود تشنهء خویش
    خون سوزان لحظه های ترا
    آنچنان از تو کام می گیرم
    تا بخشم آورم خدای ترا!

  2. #3762
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    در خیابان چشم چرانیها مکن از دختران مردم سلب آسایش مکن

    زلف خود را سیخ سیخ مزن در مسیر دختران تک چرخ مزن

    یاد کن از آتش روز معاد نامه ها را تو مده در دست باد

    برادرم ای پسر ایران زمین یک نظر عکس شهیدان را ببین

    برادرم این لباس تنگ چیست؟ پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟

    برادرم این همه متلک پرانی مکن با اصول شرع لجبازی مکن

    در خیابانها تو سرگردان مشو سد راه دختران پاک مشو

    تاپ های لخت و عریان بر تن مکن شماره ات رااز هر طرف پخش مکن

    صورت خود را با تیغ صیقل مده یقه ات را این همه چاک مده

    ای برادر از غرب تبیعت مکن روی بازوی خود خالکوبی مکن

  3. #3763
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    اي كجايي كه دلم برات تنگ شده
    شايد هم تو قلبت از سنگ شده
    دل من تنگ برات طاقت دوري نداره
    چقدر داد زدم هيچكي صدام نداره
    عاشقت گشته ام و كشته ي رويت شده ام
    صورت ماهت كه ديدم زودي بيهوش شدم
    من تو را دوست دارم اي رفيق ساده دل
    باور نمي كني بپرس از دوستان اهل دل
    كاش مي شد كه مرا باور كني
    من بشينم جنب تو حرفها آغاز كني
    عشق تو مرا برده از هوش و برم
    كه نتوانم تو را درخواب هم از يادم بببرم

  4. #3764
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    روشني است آتش درون شب
    و ز پس دودش
    طرحي از ويرانه هاي دور.
    گر به گوش آيد صدايي خشك:
    استخوان مرده مي لغزد درون گور.
    ***
    دير گاهي ماند اجاقم سرد
    و چراغم بي نصيب از نور.
    ***
    خواب دربان را به راهي برد.
    بي صدا آمد كسي از در،
    در سياهي آتشي افروخت.
    بي خبر اما
    كه نگاهي در تماشا سوخت.
    ***
    گر چه مي دانم كه چشمي راه دارد با فسون شب،
    ليك مي بينم ز روزن هاي خوابي خوش:
    آتشي روشن درون شب.
    *****

  5. #3765
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    در دور دست
    قويي پريده بي گاه از خواب
    شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد .

    لب هاي جويبار
    لبريز موج زمزمه در بستر سپيد .

    در هم دويده سايه و روشن .
    لغزان ميان خرمن دوده
    شبتاب مي فروزد در آذر سپيد .

    همپاي رقص نازك ني زار
    مرداب مي گشايد چشم تر سپيد .

    خطي ز نور روي سياهي است :
    گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد .

    ديوار سايه ها شده ويران .
    دست نگاه در افق دور
    كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد .

  6. #3766
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    آفتاب است و، بيابان چه فراخ!
    نيست در آن نه گياه و نه درخت.
    غير آواي غرابان، ديگر
    بسته هر بانگي از اين وادي رخت.
    ***
    در پس پرده اي از گرد و غبار
    نقطه اي لرزد از دور سياه:
    چشم اگر پيش رود، مي بيند
    آدمي هست كه مي پويد راه.
    ***
    تنش از خستگي افتاده ز كار.
    بر سر و رويش بنشسته غبار.
    شده از تشنگي اش خشك گلو.
    پاي عريانش مجروح ز خار.
    ***
    هر قدم پيش رود، پاي افق
    چشم او بيند دريايي آب.
    اندكي راه چو مي پيمايد
    مي كند فكر كه مي بيند خواب.
    *****

  7. #3767
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    مي خروشد دريا
    هيچكس نيست به ساحل پيدا
    لكه اي نيست به دريا تاريك
    كه شود قايق
    اگر آيد نزديك .
    ***
    مانده بر ساحل
    قايقي، ريخته بر سر او،
    پيكرش را ز رهي نا روشن
    برده در تلخي ادراك فرو .
    هيچكس نيست كه آيد از راه
    و به آب افكندش .
    و در اين وقت كه هر كوهه آب
    حرف با گوش نهان مي زندش،
    موجي آشفته فرا مي رسد از راه كه گويد با ما
    قصه يك شب طوفاني را .
    ***
    رفته بود آن شب ماهي گير
    تا بگيرد از آب
    آنچه پيوند داشت
    با خيالي در خواب
    ***
    صبح آن شب، كه به دريا موجي
    تن نمي كوفت به موجي ديگر
    چشم ماهي گيران ديد
    قايقي را به ره آب كه داشت
    بر لب از حادثه تلخ شب پيش خبر
    پس كشاندند سوي ساحل خواب آلودش
    به همان جاي كه هست
    در همين لحظه غمناك بجا
    و به نزديكي او
    مي خروشد دريا
    وز ره دور فرا مي رسد آن موج كه مي گويد باز
    از شبي طوفاني
    داستاني نه دراز
    *****

  8. #3768
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    مي مكم پستان شب را
    وز پي رنگي به افسون تن نيالوده
    چشم پرخاكسترش را با نگاه خويش مي كاوم.
    ***
    از پي نابودي ام، ديري است
    زهر مي ريزد به رگ هاي خود اين جادوي بي آزرم
    تا كند آلوده با آن شير
    پس براي آن كه رد فكر او را گم كند فكرم،
    مي كند رفتار با من نرم.
    ليك چه غافل!
    نقشه هاي او چه بي حاصل!

    نبض من هر لحظه مي خندد به پندارش.
    او نمي داند كه روييده است
    هستي پر بار من در منجلاب زهر
    و نمي داند كه من در زهر مي شويم
    پيكر هر گريه، هر خنده،
    در نم زهر است كرم فكر من زنده،
    در زمين زهر مي رويد گياه تلخ شعر من.
    *****

  9. #3769
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    شب سردي است، و من افسرده.
    راه دوري است، و پايي خسته.
    تيرگي هست و چراغي مرده.
    ***
    مي كنم، تنها، از جاده عبور:
    دور ماندند ز من آدم ها.
    سايه اي از سر ديوار گذشت،
    غمي افروز مرا بر غم ها.
    ***
    فكر تاريكي و اين ويراني
    بي خبر آمد تا با دل من
    قصه ها ساز كند پنهاني.
    ***
    نيست رنگي كه بگويد با من
    اندكي صبر، سحر نزديك است.
    هر دم اين بانگ بر آرم از دل:
    واي، اين شب چقدر تاريك است!
    ***
    خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
    قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
    صخره اي كو كه بدان آويزم؟
    ***
    مثل اين است كه شب نمناك است.
    ديگران را هم غم هست به دل،
    غم من، ليك، غمي غمناك است.
    *****


  10. #3770
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ني ها، همهمه شان مي آيد
    مرغان، زمزمه شان مي آيد .

    در باز ونگه كردم

    و پيامي رفته به بي سويي دشت .

    گاوي زير صنوبرها،

    ابديت روي چپرها .

    از بن هر برگي وهمي آويزان
    و كلامي ني ،
    نامي ني .

    پايين، جاده بيرنگي .


    بالا، خورشيد هم آهنگي .


صفحه 377 از 555 نخستنخست ... 227277327357358359360361362363364365366367368369370371372373374375376377378379380381382383384385386387388389390391392393394395396397427477527 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •