عشق من مثل یه موجه و لیکن خورده بهصخره
دور عشق ما یه وقتا علفای زرد وهرزه
اما یه نگات عزیزم به هزار دنیا میارزه
غم نخور که اهل اینجا واسه تو کمگذاشتن
اونا ارزش نگاه نازنین تونداشتن
غم نخور که دور این عشق پر قلعه وحصاره
نگو هر کاری که کردیم واسه هم فایدهنداره
نگو سهممون از این عشق دوری و غصه ورنجه
نگو راه چاره ای نیس باز نکن منوشکنجه
می دونم صبرت عزیزم دیگه از مرزشگذشته
می دونم رسیدی از صبر به مقام یکفرشته
می دونم بخاطر من خیلی چیزاروندیدی
خیلی دردارو نگفتی خیلی حرفاروشنیدی
می دونم اون جور که باید با تو عاشقینکردم
حوصلت رو گاهی سر برد این بهونه هایزردم
می دونم عاشقی تو دیگه نیست رنگحسادت
می دونم مثل بقیه شده عشقت واستعادت
می دونم که دل سپردن خیلی آسونه وسادس
می دونم تو خود ماهی مهربونیت فوقالعادس
میدونم خسته شدی تو سر اما وولیکن
اعتراضی نیست عزیزم حق داری برنجی ازمن
کار می دن دست ما اغلب نگاهای سرخ ومبهم
دل من چه حالی داره وقتی که تو می گیعشقم
از خود تو یاد گرفتم صاحب نگاهنافذ
مث تو نمی نویسم تا قیامتخداحافظ
ناز تو می کشم انقد که خودت واسمبخونی
نگرانم نکنه تو سر وعده هاتنمونی
سقف آسمونو باید پر فانوس دعاکرد
کارا از دعا گذشته دنیارو باید رهاکرد
تو چقد خوبی عزیزم مهربونی مثرویا
باز شبه با هم نشستیم من و چشمای توتنها
یادته پاییز اون سال خاطرات صاف ورنگی
قول دادی پیشم بمونن چشای به اینقشنگی
حالا چشماتو ببند و دوباره چشماتو واکن
باز مث روزای اول اونجوری به من نگاهکن
نه حالا یه فرقی کرده من دوست دارمفراوون
مث لیلی اون که کم بود شاید اندازه یمجنون
باز با آواز قشنگت تشنگیمو برطرفکن
گفتی دریامون سرابه دریا رو پر از صدقکن
اگه خسته ای از این عشق برو و بگذر ازاینج