-
مدیر بازنشسته
غریبه نمی دونم توکی هستی
غریبه تو سکوتمو شکستی
کبوتروار در باغ سکوتم
از این شاخه به اون شاخه نشستی
از غصه نترسیدی
برام زدی و رقصیدی
از غصه دلم خون بود
برام خوندی و خندیدی
تو باغ سکوت من
برام هزارتا گل دادی
از غصه رهام کردی
گفتی دیگه آزادی
ازدنیا دلم خون بود
که اون چشم تو پیدا شد
همون دنیای بی ارزش
برام یک دفعه دنیا شد
تو رنگ صدات جونه
پر از دوا ودرمونه
آهنگشو می شناسم
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن