حماسه‌ای است كه می‌آید این صدا از كیست صدای كیست؟ اگر این صدا صدای تو نیست حماسه‌ای است كه می‌دانم و نمی‌دانم كه در صدای تو این دُرِد, ته نشسته چیست غم تو چیست كه گویی پریچه‌ای غمگین تمام غم خود را در این ترانه گریست تو از تمام دهان‌های شهر می‌خوانی صدا یكی است اگر حنجره هزار و یكیست به وقت خواندن تو هر ستاره چشمی بود كه در سماع ترا صوفیانه می‌نگریست تو خون گرم منی ای صدای جاری دوست من از تو زنده‌ام ای رود پر ترانه مایست به ذره ذره من انعكاس می‌یابی كه در تسلسل خود تا همیشه خواهی زیست