خسته ام
باري پر از تهي دارم
راه را گم كرده ام
نميدانم به كدامين سو
بروم
پس كي به روشنايي ميرسم
زير لب
به خود دشنام ميدهم
چون مي دانم
به قول سخني
از ماست كه بر ماست
ميروم به جلو
هنوز اميد در دل غبار گرفته ي

مدیر بازنشسته
خسته ام
باري پر از تهي دارم
راه را گم كرده ام
نميدانم به كدامين سو
بروم
پس كي به روشنايي ميرسم
زير لب
به خود دشنام ميدهم
چون مي دانم
به قول سخني
از ماست كه بر ماست
ميروم به جلو
هنوز اميد در دل غبار گرفته ي
انتخاب سریع یک انجمن



پاسخ با نقل قول