لمیده ام
بر سکوی کنار پنجره
بر خُنَکای خاطرات ِحضورِ تو در کنارِ خودم
چشم می دوزم به آسمان و منتظر میشوم...
شاید که معجزه افتادنی باشد،
مثل یک ستاره یا شهاب سنگ
بر مرکزِ ثِقل چشمهای امیدوارِ من
و شاید که ماه
تو را به من ببخشد
برای همیشه...

کاربر سایت
لمیده ام
بر سکوی کنار پنجره
بر خُنَکای خاطرات ِحضورِ تو در کنارِ خودم
چشم می دوزم به آسمان و منتظر میشوم...
شاید که معجزه افتادنی باشد،
مثل یک ستاره یا شهاب سنگ
بر مرکزِ ثِقل چشمهای امیدوارِ من
و شاید که ماه
تو را به من ببخشد
برای همیشه...
انتخاب سریع یک انجمن



پاسخ با نقل قول