اصل موضوع را فراموش نكن ( 2)!!!
خانمي طوطي اي خريد . اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند . او به صا حب مغازه گفت: اين پرنده صحبت نمي كند. صاحب مغازه گفت:«آيا در قفسش
آينه اي هست؟ طوطي ها عاشق آينه هستند ، آنها تصويرشان را در آينه مي بينند و شروع به صحبت مي كنند.»آن خانم يك آينه خريد و رفت.
روز بعد باز آن خانم برگشت . طوطي هنوز صحبت نمي كرد. صاحب مغازه پرسيد:«نردبان چه؟ آيا در قفسش نردباني هست؟ طوطي ها عاشق نردبان
هستند.»آن خانم يك نردبان خريد و رفت .
اما روز بعد باز هم آن خانم آمد. صاحب مغازه گفت : آيا طوطي شما در قفسش تاب دارد ؟ نه ؟ خب مشكل همين است . به محض اين كه شروع
به تاب خوردن كند، حرف زدنش تحسين همه را بر مي انگيزد. آن خانم با بي ميلي يك تاب خريد و رفت .
وقتي كه آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش كاملأ تغيير كرده بود .
او گفت:«. طوطي مــُـرد. »
صاحب مغازه شوكه شد و پرسيد:« آيا او حتي يك كلمه هم حرف نزد؟ »
آن خانم پاسخ داد:«چرا، درست قبل از مردنش با صداي ضعيفي گفت : آيا در آن مغازه غذايي براي طوطي ها نمي فروختند؟!!»





پاسخ با نقل قول
