تـا نفهمیم و احسـاس نکنیم و عشـق نورزیم

گنـاه ،چیزی ست که جلوی ِ دیدگـان ما پرده می کشد تا نبینیم

گنـاه ، چیزی ست که در گوش های ِ ما پنبه ی ِلجاجت فرو می کند تا نشنویم

گنــاه ، چیزی ست که از دل ،گـل ِ می سـازد

زیـرا چشـم و گوش و دل ما ،

تمامی ِ توشـه ی ِ ما برای رسیدن به خـداست

عشــق ، تنها کلـمه ای ست کـه

نفــس گـرم خـدا بر آن دمیده اسـت

دیدار ِ دو دلـداده ، تـنها تجـربه ای ست که

چیزی برای گفتن از عالم ِ تعریف ناپذیر ماسوا در خود دارد

عشــق ، تـنها ساحتــی ست که در آن

انســان با ذات هستــی دیدار می کـند

درست است که دیـدار انســان و هـستی ِ کـل ،

بسیار فراتر و ژرف تر از دیدار دو عاشـق و معشوق معمولی ست ،

امـا عاشـق و معشـوق معمولــی مقرّب ترند .