نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 3018

موضوع: ديوان شمس

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #11
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی


    دل عشاق چون آتش تن عشاق کانونی


    بیا بخرام و دامن کش در آن دود و در آن آتش

    که می‌سوزد در آن جا خوش به هر اطراف ذاالنونی


    چو شمعی برفروزی تو ایا اقبال و روزی تو

    چو چونی را بسوزی تو درآید جان بی‌چونی


    نیاید جز ز مه رویی طواف برج‌ها کردن

    که مادون را رها کردن نباشد کار هر دونی


    برو تو دست اندازان به سوی شاه چون باران

    ببینی بحر را تازان در آن بحر پر از خونی


    چه لاله است و گل و ریحان از آن خون رسته در بستان

    ببینی و بشوید جان دو دست خود به صابونی


    چو دررفتی در آن مخزن منزه از در و روزن

    چو عیسی سوزنت گردد حجب چون گنج قارونی


    ببینی شاه قدوسی بیابی بی‌دهن بوسی

    ز سر خضر چون موسی شوی در فقر هارونی


    چو آبی ساکن و خفته و چون موجی برآشفته

    به بحر کم زنان رفته شده اندر کم افزونی


    چو اندر شه نظر کردی ز مستی آن چنان گردی

    که گویی تو مگر خوردی هزاران رطل افیونی


    چو دیدی شمس تبریزی ز جان کردی شکرریزی

    در آن دم هر دو جا باشی درون مصر و بیرونی


  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •