خدايا تنهام بي حوصله ام اسير غمم دلهره و اضطراب دارم بازم خدايا شكرت كه هروقت دلم ميگيرد تو رفيق
تنهايي هايم هستي و تنهايم نمي گذاري همانند زميني هاااااااااااااااااا
----------------------------------------------------------------------
نميدانم چرا دستهايم دلش چيزي را ميخواهد
انگار خيلي دوست دارد محكم چيزي را بغل بگيرد
نميدانم نكند شايد دوباره هواي تو را كرده باشد
خدايا نميدانم به چه زبوني بگويم كه او ديگر نيست
--------------------------------------------------------------------
دلتنگي چقدر سخت است سخت است كه كنارش نباشي
كه روي شونه هاي كسي سر بزاري كه شونه هاي او نباشد
سخت است طاقت اوردن در چهار ديواري كه بوي او را ميدهد
اري سخت است كه چشم هايت از ديدنش محروم باشد