« چکیده مطالب بیان شده درباره اصحاب از ديدگاه دو مذهب »




الف ) تعريف صحابى و عدالت آنان از ديدگاه مذهب خلفا



ــ پيروان مذهب خلفا كسى را « صحابى » مى شناسد كه رسول خدا(ص ) را ديده ، در حالى كه به او ايمان آورده باشد؛

اگر چه اين ديدار بسيار كوتاه ، و حتى ساعتى در روز باشد.


بر اساس چنين برداشتى ، همه كسانى كه با پيغمبر همزمان بوده و او را ديده باشند، صحابى هستند.

زيرا در سال دهم هجرت در مكه و طائف حتى يك نفر هم پيدا نمى شد كه مسلمان نشده و با رسول خدا(ص ) در حجه الوداع

شركت نكرده باشد. و از آنجا كه در اواخر عمر آن حضرت و در ميان قبايل اوس و خزرج ، كه در مدينه ساكن بودند، حتى

يك نفر هم نبود كه مسلمانان نشده باشد، بنابراين همه آنها صحابى پيغمبر به شمار مى آيند.





ــ همچنين پيروان مذهب خلفا مى گويند پيشينيان را رسم بر اين بوده كه تنها شخص صحابى را به فرماندهى سپاه انتخاب مى كرده اند.

و بر اين اساس ، گروه بسيارى را به نام صحابى پيغمبر در صف اصحاب آن حضرت جاى داده اند كه وجود خارجى نداشته اند.

در كتاب « خمسون و مائه صحابى مختلق » « تألیف علامه بزرگوار سید مرتضی عسکری » ، ساختگى بودن آنها را توضیح داده

و اثبات کرده اند .




ـــ پيروان مذهب خلفا همه اصحاب را عادل مى دانند و اجازه نمى دهند كه هيچيك از آنها مورد ايراد و انتقاد قرار گيرد.

و اگر كسى هر يك از آنها را مورد خرده گيرى قرار بدهد، از زنديقان شمرده مى شود.




ـــ پيروان اين مذهب خود را ملزم مى دانند كه بر صحت روايات اصحاب سر تسليم فرود آوردند

و مقررات و معالم دين اسلام را از ايشان بگيرند و به آن عمل كنند.












ب ) تعريف صحابى و عدالت آنان از ديدگاه مذهب اهل بيت (ع)


ــ پيروان مذهب اهل بيت (ع) كلمه « صحابى » را مصطلح شرعى نمى دانند، بلكه آن را مانند يكى از واژه هاى عربى مى دانند و بس .

آنان مى گويند: كلمه صاحب در لغت به معناى همدم و همصحبت آمده و به كسى اطلاق مى شود كه مدتى همدم و همصحبت با كسى بوده است .

و چون مصاحبت بين دو نفر صورت مى گيرد، كلمه صاحب (كه جمع آن اصحاب و صحابه است ) در كلام عرب هميشه

به صورت اضافه به كار برده مى شود. مانند يا صاحبى السجن و اصحاب موسى .


و همين قاعده در زمان پيغمبر(ص ) نيز رعايت مى شد و مثلا مى گفتند صاحب رسول الله و يا اصحاب رسول الله

و يا اصحاب صفه كه كلمه صاحب و اصحاب به رسول الله و صفه اضافه شده است .



كلمه صحابه پس از رسول خدا(ص ) به صورت اسم خاص در آمد و آن را بدون مضاف اليه به كار مى بردند و از آن ياران رسول خدا(ص )

را اراده مى كردند. بنابراين كلمه صحابى و صحابه اصطلاح شرعى نيست ، بلكه از نامگذاريهاى مسلمانان ، و يا اصطلاح متشرعه است .





ــ اما در مورد « عدالت اصحاب » ، پيروان اين مذهب به پيروى از قرآن مى گويند كه در ميان اصحاب پيغمبر(ص ) مردمى منافق وجود داشته اند

كه در نفاق سخت زرنگ و كاركشته بودند و بجز خدا، كسى ديگر آنها را نمى شناخته است .

همان منافقان بودند كه تهمت انحراف اخلاقى را به حرم رسول خدا(ص ) زدند و به جان حضرتش سوء قصد نمودند و در دل شب

در گردنه هرشى در مقام ترور وى بر آمدند. همچنين پيغمبر(ص ) از وضع آنها در روز قيامت خبر داده كه آنها را از وى جدا كنند

و پيغمبر، خدا را مى خوانند كه : بار خدايا اصحابم ، كه خطاب مى آيد: تو نمى دانى كه اينها بعد از تو چه ها كردند؟ اينان از همان

لحظه كه تو از ايشان جدا شدى ، به دوره جاهليت بازگشتند و مرتد و گمراه شدند.




ــ همچنين پيروان مذهب اهل بيت (ع) مى گويند:

در ميان همان اصحاب ، افرادى وجود داشته اند سخت پارسا و پرهيزگار و براستى مومن و ديندار كه خداوند ايشان را ثنا و آفرين گفته

و پيامبرش نيز در احاديث خود زبان به ستايش و تحسين آنان گشوده است .

لذا به نظر پيروان مذهب اهل بيت (ع) ، ستايش و آفرينى كه در قرآن مجيد و احاديث شريف نبوى از ياران پيامبر خدا(ص ) شده ،

تنها متوجه همان مومنان صحابه است ، نه منافقان ايشان ؛


كه پيغمبر خدا(ص )محك شناسايى مومن و منافق را دوستى و دشمنى با على بن ابى طالب (ع) قرار داده و آن را به همگان خاطر نشان كرده است .


« والسلام علی من اتبع الهدی »