نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #11
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

    شدم آن عاشق دیوانه که بودم

    در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

    باغ صد خاطره خندید

    عطر صد خاطره پیچید

    یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

    پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

    تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

    من همه محو تماشای نگاهت

    شب و صحرا و گل و سنگ

    همه دلداده به آواز شباهنگ

    یادم آید تو به من گفتی :

    از این عشق حذز کن!

    لحظه ای چند بر این آب نظر کن

    آب آیینه عشق گذران است

    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

    باش فردا که دلت باد گران است!

    تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

    با تو گفتم حذر از عشق ندانم

    سفر از پیش تو هرگز نتوانم

    نتوانم

    روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

    چون کبوتر لب بام تو نشستم

    تو به من سنگ زدی

    من نه رمیدم نه گسستم

    باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

    تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

    "حذر از عشق؟" ندانم

    نتوانم

    اشکی از شاخه فرو ریخت

    مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....

    اشک در چشم تو لرزید

    ماه بر عشق تو خندید

    یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

    پای در دامن اندوه کشیم

    نگسستم نرمیدم

    رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

    نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

    نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....



    بی تو اما

    به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

  2. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •