آنقدر صدایت زدم دیگر گوشهایم نمی شنوند و دیگر لبانم تاب گفتنت را ندارند بیاو گلی بر مزارم بگذار


پرستوی من تویی


می آیی بهار میشوم


می روی پاییز می شوم


عادت کوچ را فراموش کن


بیا و نرو


بیا و به من کوچ کن و


فصل مرا بهار باش تا همیشه ............