نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #11
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    توقیع کش مثال این حرف
    در نامه، سخن چنین کند صرف
    کان سوختهٔ خراب سینه
    اورنگ نشین بی خزینه
    از نوفلیان چو بی غرض ماند
    لختی ز فراق در مرض ماند
    چون پیکرش از نشان نستی
    آمد قدری به تن درستی
    باز از وطن خرد برون جست
    زنجیر برید و رشته بگسست
    می‌گشت به گرد و کوه و صحرا
    چون خضر، به روضهای خضرا
    نی دل خوش و نی خرد فراهم
    دیوانه و دیو هر دو با هم
    هجرش زده تیر بر نشانه
    غم یافته مرگ را بهانه
    یاران به تأسف از چنان یار
    خویشان به تحیر از چنان کار
    او دشت گرفته زار و دل ریش
    دشمن به ملامت از پس و پیش
    مسکین پدرش به چاره سازی
    چون شمع به خویشتن گدازی
    هر جا که نشست زار بگریست،
    بی گریهٔ زار در جهان کیست؟
    وآن مادر خستهٔ جگر سوز
    شب رنگ شده، ز بخت بد روز
    روزی طربش به شب رسیده
    خون جگرش به لب رسیده
    روزی ز زبان راست بازی
    در گوش پدر رسید رازی
    کز مهر و وفای آن یگانه
    کاندر همه دهر شد فسانه
    زان گونه شدست نوفلش دوست
    کان دل شده مغز گشت واین پوست
    گوید که: اگر دل آیدش باز
    من دخت خودش دهم به صد ناز
    پیر از خبری چنان دل انگیز
    بر سوخته شد، چو آتش تیز
    دیدش سر و تن ز سنگ خسته
    چهره ورم و جبین شکسته
    پیراهن پاره پاره چون گل
    خونابه چکان ز دیده چون مل
    از تف هوا چو دود گشته
    پشتش ز زمین کبود گشته
    اول ز دو دیده سیل خون ریخت
    وانگه نمک از جگر برون ریخت:
    ویرایش توسط SENATOR : 2013/08/19 در ساعت 14:06 دلیل: از سایز فونت 2 یا 3 استفاده نمایید

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •