نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: اخلاق و آزادى

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    Icon100 اخلاق و آزادى

    اخلاق و آزادى





    در اين‏كه آيا اخلاق، آزادى انسان را محدود مى‏كند و اين محدوديت‏به سود يا زيان اوست؟ بحثهاى زيادى شده است، كه به اعتقاد ما بسيارى از اين بحثها ناشى از تفسيرهاى نادرستى است كه براى معنى آزادى شده و مى‏شود، از جمله:

    1 - گاه گفته مى‏شود: اخلاق از آن نظر كه انسان را محدود مى‏كند مانع پرورش استعدادها است!

    2- و گاه گفته مى‏شود: اخلاق غرائز را سركوب مى‏نمايد تا سعادت واقعى فرد محقق گردد، در حالى كه اگر اين غرائز لازم نبود، خدا آن را خلق نمى‏كرد!


    3- و گاه مى‏گويند: برنامه‏هاى اخلاقى با فلسفه اصالة‏اللذة مخالف است و مى‏دانيم هدف آفرينش همان «لذت‏» است كه انسان بايد به آن برسد!


    4- و گاه در نقطه عكس آن گفته مى‏شود: اساسا بشر آزاد نيست و هميشه تحت عوامل جبرى گوناگونى قرار دارد; بنابراين، نوبتى به توصيه‏هاى اخلاقى نمى‏رسد!

    5- و بالاخره گاه مى‏گويند: بناى اخلاق دينى روى اطاعت فرمان خدا به خاطر ترس يا طمع است، و اينها جنبه ضد اخلاقى دارد!

    اين سخنان ضد و نقيض، از يك سو نشان مى‏دهد كه ارزيابى صحيحى درباره اصل مفهوم آزادى نشده و از سوى ديگر، اخلاق دينى بويژه اخلاق اسلامى و پشتوانه‏هاى آن بخوبى مورد دقت قرار نگرفته است.

    به همين دليل، بايد نخست‏به سراغ مساله آزادى برويم.

    چرا انسان آزادى را با تمام وجودش مى‏طلبد؟ و چرا انسان بايد آزاد باشد؟ اساسا آزادى چه نقشى در پرورش روح و جسم دارد؟ و در يك كلمه «فلسفه آزادى چيست‏»؟

    پاسخ همه اين سؤالات بطور خلاصه اين است كه: در درون وجود انسان، استعدادها و شايستگيها و نيروهاى بالقوه‏اى نهفته شده كه بدون آزادى هرگز شكوفا نمى‏شود، به همان دليل كه انسان خواهان شكوفايى استعدادها و تكامل است‏خواهان آزادى كه وسيله نيل به آن است مى‏باشد.

    ولى آيا اين آزادى كه باعث‏شكوفايى استعدادهاى خلاق است آزادى بى‏قيد و شرط است‏يا آزادى هدايت‏شده و توام با برنامه‏ريزى؟

    اين مطلب را با ذكر يكى دو مثال مى‏توان توضيح داد:

    باغبانى را فرض كنيد كه براى پرورش انواع گلها و ميوه‏ها دامن همت‏به كمر زده است، بذر افشانده، نهال غرس كرده و درختان را به موقع آبيارى مى‏كند، بديهى است اگر اين درخت در فضاى آزاد نباشد و از هوا و نور آفتاب و دانه‏هاى باران استفاده نكند و يا ريشه‏هاى آن در اعماق خاك آزادانه پيشرفت ننمايد و با سنگ و موانع ديگر رو به رو شود هرگز نه گلى نصيب باغبان مى‏شود و نه ميوه‏اى; بنابراين، آزادى ريشه‏ها و ساقه‏ها و شاخ و برگها براى شكوفا شدن استعدادهايشان ضرورى است.

    اما گاه ممكن است اين درخت‏شاخه‏هاى اضافى نامناسبى پيدا كند، و يا از مسير رشد واقعى منحرف و كج و معوج شود، باغبان قيچى باغبانى را به دست مى‏گيرد و بدون هيچ ملاحظه و ترحمى شاخه‏هاى اضافى را كه تنها فايده‏اش گرفتن نيروى درخت و تضعيف آن است قطع مى‏كند. هيچ كس نمى‏تواند به اين باغبان اعتراض كند كه چرا درخت را آزاد نگذاردى كه هرگونه مى‏خواهد شاخ و برگ بياورد.

    و نيز درخت كج و معوج را با چوب صاف و مستقيم محكم مى‏بندد تا صاف شود و هيچ آدم عاقلى نمى‏تواند به او ايراد بگيرد چرا درخت را در بند كردى و جلو او را گرفتى; زيرا او در جواب مى‏گويد: درخت را بايد آزاد گذاشت تا ميوه‏هاى شيرين گلهاى زيبا دهد، نه آزادى در طريق انحراف و به هدر دادن نيروها!

    در مورد انسان نيز همينطور است، او داراى استعدادهاى فوق‏العاده مهمى است كه اگر درست رهبرى شود، به بالاترين درجات تكامل مادى و معنوى مى‏رسد، او آزاد است از استعدادهاى خلاقش در اين راه استفاده كند، ولى آزاد نيست كه آنها را به هدر دهد، و در مسيرهاى كج و معوج نابود كند.

    آنها كه آزادى را به معنى عامى كه شامل هرگونه بى‏بندوبارى مى‏شود تفسير كرده‏اند، در حقيقت معنى آزادى را نفهميده‏اند، آزادى يعنى آزاد بودن در به‏كارگيرى نيروها در مسيرهايى كه انسان را به هدفهاى والاترى (خواه مادى يا معنوى) مى‏رساند.

    در مثالى ديگر، آزاد بودن عبور از جاده‏هاى كوچك و بزرگ براى رسيدن به مقصدهاى معلوم، هرگز مفهومش هرج‏ومرج در رانندگى و بى‏اعتنايى به تمام مقررات آن نيست.

    هيچ آدم عاقلى نمى‏گويد مقيد بودن رانندگان به رعايت اين مقررات مانند توقف پشت چراغ قرمز، رعايت جاده‏هاى يك طرفه، عبور از دست راست و مانند اينها، مخالف آزادى رانندگى است، و موجب محدوديت رانندگان است، همه به چنين سخنى مى‏خندند و مى‏گويند آزادى بايد در چارچوب مقرراتى باشد كه انسان را به مقصد برساند نه اين‏كه باعث اتلاف اموال و قتل و جرح نفوس و مانند آن شود و انسان هرگز به مقصد نرسد.

    اساسا بسيارى از اين آزاديهاى كاذب، نوعى اسارت قطعى است.

    جوانى كه از آزادى خود سوء استفاده كرده و گرفتار مواد مخدر و اعتيادهاى كشنده ديگر شده است، در واقع اسير است و با اعمالش حكم اسارت خود را امضا مى‏كند. آزاديهاى توام با رعايت موازين اخلاقى به انسان آزادى واقعى مى‏دهد و از اسارت او در چنگال هوى و هوسهاى كشنده رهايى مى‏بخشد و چه جالب است در اينجا كلام مولى على عليه السلام كه مى‏فرمايد: «ان تقوى‏الله مفتاح سداد، وذخيرة معاد، وعتق من كل ملكة، ونجاة من كل هلكة; تقواى الهى كليد گشايش هر درى است و ذخيره رستاخيز و سبب آزادى از هرگونه بردگى (شيطان) و نجات از هرگونه هلاكت!» (1)

    از تحليل فوق و مثالهاى بالا آزادى واقعى از آزاديهاى كاذب يا به تعبير صحيحتر اسارتهايى تحت نام آزادى، شناخته مى‏شود; و جلو سوء استفاده از اين مفهوم مقدس را مى‏توان گرفت; و هيچ گاه كسى نمى‏تواند به بهانه اين كه اخلاق، انسان را محدود مى‏كند، ارزشهاى اخلاقى را زير سؤال ببرد.


    همچنين پاسخ كسانى كه مى‏گويند اخلاق غرائز را سركوب مى‏كند، در حالى كه اگر اين غرائز لازم نبود خدا آن را خلق نمى‏كرد، روشن مى‏شود.

    غرائز آدمى همچون دانه‏هاى حياتبخش باران است كه از آسمان نازل مى‏شود، بى‏شك اگر لازم و مفيد نبود خدا آن را از آسمان نازل نمى‏كرد، ولى اين به آن مفهوم نيست كه ما اجازه دهيم قطره‏هاى باران دست‏به دست هم دهند و سيلابى ويرانگر به وجود آوردند، بلكه عقل و درايت مى‏گويد بايد سدى در مقابل آن كشيد و دريچه‏ها و كانالها و نهرهايى به وجود آورد و اين موهبت الهى را طبق برنامه و حساب به مزارع و باغها هدايت كرد غرائز آدمى نيز مانند اين دانه‏هاى حياتبخش باران است كه اگر تحت‏برنامه و كنترل در مسيرهاى سازنده درنيايد مبدل به سيلابى ويرانگر مى‏شود كه همه چيز انسان را بر باد خواهد داد.

    از آنچه در بالا آمد مى‏توان اين نتيجه را به روشنى گرفت كه اخلاق نه انسان را محدود مى‏كند و نه مانع پرورش انسانها است و نه غرائز خداداد را سركوب مى‏نمايد، بلكه كار اخلاق بهره‏گيرى از آزادى انسان در مسير سعادت و رهبرى غرائز براى رسيدن به كمال مطلوب است.

    با توجه به اين تفسير كه به نظر ما تفسير صحيح آزادى است پاسخ بسيارى از سخنان مخالفان اخلاق روشن مى‏شود و نيازى به توضيح نيست.

  2. 2 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •