نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: ضرورت و رسالت دین

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    Eh ضرورت و رسالت دین

    ضرورت و رسالت دین



    در این مقال دو مساله از مسایل دین‏شناسى بررسى خواهد شد; یكى مساله‏ ضرورت دین، یعنى این‏كه از دیدگاه كلامى و با نگاهى انسان شناختى و توحیدى دلیل‏ بر لزوم دین براى بشر چیست؟. و دیگرى مساله رسالت ‏یا قلمرو دین; یعنى دین دركدام حوزه از حوزه‏هاى مربوط به حیات انسان ایفاى نقش مى‏كند؟ قلمرو هدایت دین تاكجاست؟ رسالت هدایتى دین چیست؟. ارتباط وثیق این دو مساله را مى‏توان توجیه‏ معقولى براى طرح و بررسى آن دو در یك مقاله به‏شمار آورد.



    1. چرا بشر به دین نیاز دارد؟

    آیا بشر از این‏نظر كه داراى حیات طبیعى و غریزى است، به دین نیاز دارد؟
    آیا انسان از این نظر كه داراى حیات فكرى و عقلى است، به دین نیاز دارد؟
    آیا بشر از این نظر كه زندگى فردى دارد، دین مى‏خواهد؟
    آیا انسان از این نظر كه زندگى اجتماعى دارد، دین مى‏خواهد؟
    آیا بشر از این نظر كه با آفریدگار خود رابطه‏اى آگاهانه و آزادانه دارد،نیازمند دین است ؟
    آیا انسان براى حیات دنیوى خود، به رهبرى دین نیازمنداست؟
    آیا بشر براى حیات اخروى خود، به رهبرى دین نیازمند است؟.
    و آیا...؟


    دین و هدایت

    از مطالعه آیات قرآن به‏دست مى‏آید كه دین نوعى هدایت است. چنان‏كه‏ مى‏فرماید: "فاما یاتینكم منى هدى فمن تبع هداى فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون"(2) اگر از جانب من‏هدایتى براى شما آمد، پس آن‏كس كه هدایت مرا پیروى كند، بر آنان بیمى نیست و نه ‏آنان محزون خواهد بود.
    نظیر این آیه در آیه‏123 سوره طه نیز آمده و درآن آیه نتیجه پیروى از هدایت ‏الهى را مصونیت از گمراهى و بدبختى (ضلالت و شقاوت) دانسته است.
    این دو آیه پس از آیات مربوط به خلقت آدم و خروج او از بهشت و هبوط به زمین‏است، از این‏جا روشن مى‏شود كه مقصود از هدایت، هدایت غریزى و حتى هدایت عقلى‏نیست، بلكه هدایت‏شرعى و دینى است كه از طریق وحى تشریعى به آدم و نسل او خواهدرسید. در جاى دیگر فرموده است:
    "قل اننى هدانى ربى الى صراط مستقیم دینا قیما مله ابراهیم حنیفا و ما كان ‏من ‏المشركین".(3) بگو به درستى كه پروردگارم مرا به راه راست هدایت كرده است و آن ‏دینى استوار (یعنى) آیین حنیف ابراهیم است; او از مشركان نبود.
    چنان كه كتاب‏هاى آسمانى چون تورات و انجیل و قرآن به عنوان كتب هدایت توصیف ‏شده‏اند، روشن است كه این كتب، مشتمل بر عقاید و احكام و آداب دینى بوده‏اند.
    درباره قرآن مى‏فرماید:
    "شهر رمضان الذى ‏انزل فیه ‏القران هدى للناس ..."(4) ماه رمضان كه قرآن براى هدایت‏مردم در آن نازل گردید.
    و درباره تورات و انجیل مى‏فرماید:
    "و انزل التوراة و الانجیل من قبل هدى للناس".(5) قبل از این، تورات و انجیل رابراى هدایت انسان‏ها نازل كرد.
    بنابراین، دین، رسالت هدایت ‏بشر را برعهده دارد.


    هدایت و اختیار

    هدایت دینى بر پایه اختیار استوار است، چنان‏كه اختیار با عقل ‏و اراده عقلانى ملازمه دارد، از این روى، به عنوان اصلى‏ترین شرط تكلیف دینى‏شناخته شده است، و هم از این روى است كه موجوداتى كه از عقل و اختیار بهره‏اى ‏ندارند، تكلیف دینى نیز ندارند، رابطه هدایت دینى با اختیار در آیات بسیارى از قرآن بیان شده است كه دو نمونه را یادآور مى‏شویم: "انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا اناهدیناه ‏السبیل اما شاكرا و اما كفورا".(6) ما انسان را از نطفه‏اى مختلط آفریدیم،آن‏گاه او را شنوا و بینا ساختیم ، ما راه را به او نشان دادیم ، یا شكرگزار است‏یا كفران كننده.
    "و قل ‏الحق من ربكم فمن شاء فلیومن و من شاء فلیكفر".(7) بگو (آن‏چه بر من وحى‏گردیده و من آن را بر شما تلاوت نموده‏ام) حق و از جانب پروردگار است; پس هر كس ‏مى‏خواهد ایمان آورد، و هر كس مى‏خواهد كافر شود.


    هدایت و معرفت

    بدیهى است هدایت ‏شرایط و مقدماتى دارد كه معرفت از مهم‏ترین واساسى‏ترین آن‏ها است، یعنى انسان براى آن‏كه از هدایت دینى بهره‏مند گردد باید از جهان‏بینى استوارى برخوردار باشد. این جهان‏بینى از اضلاع و ابعاد زیر تشكیل‏مى‏گردد: 1. شناخت‏خدا و صفات جمال و جلال او;
    2. شناخت جهان و غایت‏خلقت آن;
    3. شناخت انسان و غایت آفرینش او;
    4. شناخت راه وصول به غایت‏خلقت ;
    5. شناخت ‏شرایط و وسایل لازم براى پیمودن این راه و شیوه تحصیل آن‏ها;
    6. شناخت موانع و خطرهاى راه‏و شیوه مبارزه با آن‏ها.
    مطالب یاد شده كه با تحلیل و تحقیق عقلى نیز قابل اثبات و تبیین است، از آیات ‏و روایات به روشنى استفاده مى‏شود. قرآن كریم در آیات مربوط به بعثت از تعلیم ‏كتاب و حكمت‏به عنوان یكى از وظایف پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله یاد كرده مى‏فرماید:

    "یتلوا علیهم ایاته و یزكیهم و یعلمهم‏ الكتاب و الحكمه".(8) پیامبر اسلام، آیات‏الهى را بر مردم تلاوت كرده آنان را تزكیه مى‏نماید، و كتاب و حكمت را به آنان‏ مى‏آموزد.
    تقدم تزكیه بر تعلیم از باب تقدم سبب فاعلى بر فعل و مقدمه بر ذى‏المقدمه ‏نیست، بلكه از باب تقدم سبب غایى فعل بر آن است; یعنى ارزش الهى علم و معرفت درگرو تزكیه و تقواست، و از این نظر تزكیه بر تعلیم تقدم رتبى و ارزشى دارد، اگرچه از جنبه مقدمى و فاعلى تعلیم مقدم بر تزكیه است.
    آیات قرآن در زمینه دعوت به خداشناسى و شناخت عجایب آفرینش انسان و جهان، وغایت و فرجام خلقت‏بسیار است(9)و وضوح این مطلب ما را از ذكر نمونه بى‏نیازمى‏سازد، چنان‏كه روایات این باب نیز بسیار است و ما در این‏جا به ذكر چند روایت‏بسنده مى‏كنیم:
    1. حدیث نبوى معروف كه دانش‏آموختن را یك فریضه دینى و همگانى به‏شمار آورده‏است (طلب العلم فریضه على كل . مسلم)(10)
    2. در روایتى از امام صادقعلیه السلام محورهاى مهم معرفت‏به شرح زیر بیان شده است:
    الف) شناخت‏خداوند (ان تعرف ربك )
    ب) شناخت صنع خداوند به ویژه در مورد خلقت‏انسان(ان تعرف‏ما صنع‏بك)

    ج) شناخت دستورهاو برنامه‏هاى الهى (ان تعرف‏ماارادمنك)
    د) شناخت آفات و آسیب‏هاى دینى (ان تعرف ما یخرجك من دینك)(11) .
    در روایتى از امام علىعلیه السلام كمال دین به شناخت دین و عمل به آن دانسته شده و كسب‏دانش از كسب مال ضرورى‏تر شناخته شده است.(12)
    3. در حدیثى از امام صادقعلیه السلام آمده‏است:
    كسى كه عملش بر مبناى بصیرت و آگاهى نیست، بسان فردى است كه از بیراه مى‏رود،هر چه سریع‏تر رود از مقصد دورتر مى‏شود.(13)
    ابزار معرفت به‏طور كلى انسان ازچهار طریق مى‏تواند به شناخت تكوین و تشریع نایل آید كه عبارتند از:
    1. طریق حسى كه چشم و گوش از مهم‏ترین ادوات شناخت‏حسى است. معرفت‏حسى‏ویژگى‏هایى دارد; اولا: جزئى و شخصى است، ثانیا: محدود به واقعیت‏هاى مادى است،ثالثا: محدود به ظواهر پدیده‏هاى م ادى است، و به ذوات اشیاء راهى ندارد.
    بنابراین، شناخت‏حسى نمى‏تواند جهان‏بینى جامع و استوارى را براى انسان فراهم‏سازد، و اگر چه در تح قق آن سهم مؤثرى دارد و بشر از آن بى‏نیاز نیست، ولى كافى‏نخواهد بود.
    2. طریق عقلى كه مواد آن را اصول و قواعد كلى عقلى، و صورت آن را تجزیه وتحلیل‏هاى عقلى تشكیل مى‏دهد. این معرفت، ویژگى‏هایى دارد كه عبارتند از: الف)كلى‏و فراگیراست; ب)متعلق آن مطلق هستى ا عم از مادى و مجرد است; ج)تاحدى به كنه وذوات اشیاء نیز راه مى‏برد، با این حال بر درك مصادیق و ج زئیات امور رسا نیست، وچون پاره‏اى از این مصادیق و جزئیات از حوزه معرفت‏حسى نیز بیرون است، بن ابراین،معرفت‏حسى و عقلى نه به‏طور جداگانه و نه دركنار هم رفع نیازمندى معرفتى بشر توانا نیستند، هر چند در این زمینه سهم ‏بزرگى را ایفا مى‏نمایند و نظام معرفتى بشربدون آن دو صورت نمى‏پذیرد.
    3. طریق كشف و شهود باطنى كه از طریق ریاضت‏هاى روحى به‏دست مى‏آید. و از آن‏ جا كه ركن مهم این طریق همانا ریاضت و رعایت‏یك سلسله برنامه‏هاى عملى است، كسب آن‏در گرو معرفتى پیشین است كه چون عقل و حس كافى در به‏دست آوردن، آن نیستند، بایداز طریق دیگرى تحصیل نمود و آن طریق وحى است.
    4. طریق وحى كه ثبوت آن مبتنى بر حس و عقل است، آن‏گاه به معرفت‏حسى و عقلى‏انسان وسعت و عم ق مى‏بخشد; یعنى از حقایقى پرده برمى‏دارد كه از شعاع معرفت‏حسى و عقلى بیرون است، مانند آن‏چه م ربوط به جزئیات احكام و اخلاق (فروع دین) است، وآن‏چه مربوط به مراحل عالیه خداشناسى استدلالى مانند «وحدت حقه‏» ویا مربوط به‏جهان آخرت است.

  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •