-
مدیریت کل سایت
* كتاب زرتشت بر چهار زمينه بنيادي استوار است :
1- بينش تازهاي درباره خدا ( يكتايي و سرچشمهي بزرگي )
2- بينش تازهاي درباره انسان ( عرصه پيكار ميان انسان و آنچه و آنكس كه مانع انسانيكردن و انساني شدن جهان باشد. )
3- بينش تازهاي درباره زندگي ( پيوند ميان انسان و ملكوت نه از راه قرباني كردنهاي خونين، بلكه شناخت خدا در درون خود و رسيدن به او با خود، به طوري كه زندگي انسان خداگونه ادامه يابد.)
4- بينش تازهيي درباره طبيعت ( احترام به همه حيات، همه جانداران از حيوان گرفته تا گياهان.)
( روژه گارودي )
* علو مقام و ارزش اخلاقي سراينده گاتها قابل تحسين است.
( هورن )
* زرتشت اساس آيين و تعاليم خود را برپايه رفيعي بنا نهاد كه از هرگونه اوهام بدور و اقدام زرتشت در اهوراپرستي نه تنها نمونهاي از شجاعت و اراده قوي است، بلكه درجه معرفت او را به حقيقت كامل نشان ميدهد.
( رابيندرانات تاگور )
* آنچه فتح و پيروزي را نصيب اين مرد تنها، بي پناه و رانده شده ميسازد، قدرت كلام و ايمان اوست.
( شدر )
*زرتشت يكي از بزرگترين نوابغ ديني است كه جهان تاكنون به خود ديده است.
( ر.س.زينر )
* زرتشت مردي است كه از دايره استعداد زمان پا فراتر گذاشته و در آن عهد باستان راه و رسم يكتاپرستي را بنيان نهاده است. استحكام فلسفه، كوشش پيگير، بيآلايشي سخن و اهميت اصول اخلاقي او را ميتوان از گات ها درك كرد.
( گيگر )
* تعاليميكه زرتشت ميدهد، در جهت ايجاد يك زندگي پاك و راست و درست بوده و داراي نتايج علمياست.
( هومباخ )
* مزديسنا ديني است كه از پيروانش تقاضا ميكند ا زكشتن بيجهت، حتي حيوانات، خودداري كنند و اين دستور هم موقعي داده شده كه اجداد فرانسويها و انگليسيها عادت داشتند قرباني هاي انساني تقديم خدايان خونخوار خود كنند.
( اشپيگل )
* زرتشت كار را مقدس و آنرا عاليترين جلوه تلاش انسان براي خدمت به پروردگار ميداند. ( فرانسيس گرانت )
* زرتشت پس از رسالت خويش، از همه مراسم ظاهري و قربانيهاي خونين و نثار هوم و غيره كه پيش از او در ايران رايج بود روي گردانيد. اين اقدام زرتشت نه تنها نمونهاي از شجاعت و اراده قوي است، بلكه درجه معرفت او را به حقيقت كامل نشان ميدهد.
او با كمال جديت در برانداختن اين خرافات كوشيده و اساس مذهب خود را بر تعاليم اخلاقي نهادهاست. ( رابيندرانات تاگور )
* شخصيت زرتشتي كه ما در گات ها با او برخورد ميكنيم، به كلي با زرتشتي كه در اوستاي متاخر معرفي ميشود متفاوت است. او كاملاً متضاد با شخصيت معجزهگر و شگفتانگيزي است كه در اسطوره هاي بعدي ارايه ميشود. او فقط مردي است كه پيوسته بر زمين واقعيت ايستاده است، مردي كه تنها اسلحه او اعتماد به خدا و متحدان قدرتمند اواست. ( گلدنر )
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن