استمرار قدرت محلی اسپهبدان و پاذوسبانان در جبال طبرستان و رویان که با وجود ضعف و انحطاط تدریجی همچنان در بعضی دوره‏های آن دوام یافت، مانع از آن نشد که بخش هامونی طبرستان و جرجان به دنبال انقراض علویان، تا مدتها مورد منازع دو سلاله جنگجوی گیل و دیلم - آل زیار و آل بویه - بماند که افول قدرت نهایی آنها سرانجام تا طلوع دولت سلجوقیان به طول انجامید.

با آن که هر دو سلاله در آغاز ورود به صحنه تاریخ، خود را مخالف خلیفه نشان دادند، اما در پایان هم با خلیفه و هم با امرای دست نشانده‏اش کنار آمدند.

مرداویج، نخستین سردار آل زیار، رویای لغو خلافت و محو شعائر و عقاید وابسته بدان را می‏دید و تنها این مطلب که وی به رغم نقشه‏های جسورانه و افکار بلند پروازانه‏ای که در خاطر می‏پروراند، ظرفیت روحی و قدرت اخلاقی لازم را برای اجرای چنین طرحی نداشت، این تهدید را از دستگاه خلافت دفع کرد.
گذشته احوال مرداویج بنیادگذار این سلسله، که ناگهان به دنبال توقیف و قتل اسفار دیلمی به روشنایی تاریخ وارد شد، در تیرگیهای ابهام پنهان است و هر چند فطانت و غروری بی نظیر و جاه طلبی و تجمل پرستی رضا ناپذیرش او را از برادرش وشمگیر متمایز می‏ساخت، مع هذا آنچه از گذشته وشمگیر در روایات انعکاس دارد می‏تواند تصویری از گذشته احوال خانوادگی آل زیار، که بعدها نسب خود را به پادشاهان پیش از اسلام ایران و پهلوانان افسانه‏ای حماسی رساندند، عرضه دارد. این تصویر، او و برادرش را فرزندان خانواده‏ای فقیر از مردم گیلان نشان می‏دهد که اگر در مواقع جنگ به خدمت سپاه در می‏آمدند، در اوقات صلح در اطراف مزارع برنج گیلان به کارهای پر مشقتی که لازمه کشت و نشا است، مشغول بودند و پیداست که چنین اشتغالی، دعوی انتساب اخلاف آنها را به خاندانهای بزرگ نجبای باستانی چندان قابل توجیه نشان نمی‏دهد. وشمگیر برادر مرداویج نیز تنها سه سال پیش از مرگ مرداویج و به اصرار او کار در مزرعه گیلان و برنج کاری در زمینهای باتلاقی آن را ترک گفته بود «حدود 320 ق / 932 م» و در دوران قدرت مرداویج هم اندک مدتی در حکمرانی کوتاه خویش در اصفهان و سپس در ری، فرصت اشتغال به امور حکومت را یافته بود که در کار سرکردگی سپاه هم تجربه‏ای نداشت. اما علی رغم آن، خیلی زود، بیش از آن چه انتظار می‏رفت از خود شایستگی بروز داد و توانست از همان ابتدای حکمروایی خویش، استعداد درخشانی از خود نشان دهد. دوران حکمروایی وشمگیر نیز میدان نزاع دو خاندان زیار و بویه بر سر متصرفات بود که قدرت گیری آل بویه، وشمگیر را ناچار ساخت تا به آل سامان نزدیک شود و خود را در پناه ایشان قرار دهد. اما این دروان کوتاه نیز با سقوط وشمگیر از اسب و کشته شدنش در 356 ق / 967 م پایان یافت.