نامه ای برای ادیسون عزیز:آقای ادیسون چند وقتی است که قدر ومنزلت شما بیشتر برای من وخانواده ام مشخص شده است ومادرم بیشتر از همیشه برای شما دعا می کند ومدام می گوید خدا پدر ومادر ادیسون را بیامرزد!!به دلیل اینکه شنیده بودم زن چراغ خانه است می خواستم ازدواج کنم....با چند نفر مشورت کردم.....برای بار اول به یک لوستر فروشی در بالای شهر رفتم وگفتم: آقا چراغ خوب دارید ؟گفت: پسرم داریم. چی می خوای؟گفتم: یک چراغ تکی می خواهم که تا آخر عمر خانه ام را روشن کند.گفت :ما چراغ تک نمی فروشیم .چه معنا دارد آدم چراغ داشته باشد. شما باید مثل من چلچراغ داشته باشید. گفتم: اما من پولم به چراغ هم نمیرسد!!تازه مگه این همه نمی گویند صرفه جویی. بهینه سازی.الگوی بی مصرف و.....گفت: اگر اینطور است برو وبه لامپ فروشیها سری بزن(یکطوری بانگاهش داشت میگفت: هری !!بیرون!!)من که داشتم بیرون میرفتم .شنیدم مغازه دار زیر لبش میگفت: اگر یک لامپ داشته باشی وآنهم بسوزد چه خاکی بر سرت میکنی؟ ما که می توانیم. دارندگی وبرازندگی.من که اصلا به لوسترها نگاه نکردم(وای که چه لوستر هایی..... همه جای بدنم آب افتاد.)راهم را به سمت مغازه های وسط شهر ادامه دادم...وارد یک لامپ فروشی شدم. گفتم؟ آقا لامپ میخوام!!فروشنده گفت: چه نوعی میخوای؟! کم مصرف؟ پر مصرف ؟کوچک؟ بزرگ؟ مهتابی؟ یا ......؟گفتم: کم مصرف باشد بهتر است واز آنجا که روی یار را به مهتابی تشبیه کرده اند پس مهتابی هم باشد وارزان هم اگر بود بهتر.ازنگاه مغازه دار فهمیدم که باید بیرون بروم.همینطور که بیرون میامدم داشت باخودش میگفت: برو چراغ پیه سوز یا گرد سوز بخر.راستش بد هم نمیگفت .ما خودمان یکی از این چراغهای قدیمی توی خانه داریم وخیلی هم دوستش داریم .گفتم بروم وتا آخر عمر ور دل همان چراغ بنشینم.نا امیدانه راهم رابه سمت خانه مان در پایین شهر پیش گرفتم.......................یک روز در خانه نشسته بودم که دیدم دارند در میزنند. رفتم دم در. لامپ کوچک مهتابی همسایه مان بود. آش نذری آورده بود. خوشم آمد با مادر به خانه همسایه رفتیم وگفتیم: ما خواهان لامپ مهتابی کوچک شما هستیم اگر کم مصرف هم باشد!!همسایه گفت: ما در خانه لامپ مهتابی فراوان داریم .اما این یکی کم مصرف ترین آنهاست.ما هم اورا به خانه آوردیم وحالا خانه ما از وجودآن مهتابی کوچک روشن است!!!البته جناب ادیسون این داستان ربطی به تشکر مادرم از شما ندارد چون این روزها زیاد برق میرود ومادرم مدام می گوید: خدا پدر ومادر ادیسون را بیامرزد!!
(برگرفته از یه جایی)





پاسخ با نقل قول
