فصل اول
شناخت احكام

برنامه‏هاى نجات‏بخش اسلام به سه دسته تقسیم مى‏شود:

الف: برنامه‏هاى اعتقادى یا اصول دین.
ب: دستورهاى عملى كه فروع دین یا احكام نامیده مى‏شود.
ج: مسائل روانى كه اخلاق نام دارد.

دسته اوّل برنامه‏هایى است در رابطه با سالم‏سازى فكر و اعتقاد انسان، و مكلّف باید نسبت به آنها تحصیل یقین كند و از روى دلیل آنها را پذیرفته و معتقد باشد. و چون این دسته از برنامه‏هاى اسلام، امور اعتقادى است و محتاج به یقین مى‏باشد پیروى از دیگران (تقلید) در آنها راه ندارد.
دسته دوّم كه برنامه‏هاى عملى است مشتمل بر یك سرى بایدها و نبایدها است كه با انجام و ترك آنها (همراه با اعتقاد صحیح) اطاعت الهى تحقّق مى‏یابد.
شخص مكلّف براى شناخت و پى‏بردن به آن امر و نهى‏ها باید اجتهاد كرده و خود از منابع مربوط به آن بدست آورد یا از كسى كه او با اجتهاد احكام را استنباط كرده تقلید كند یا به احتیاط عمل نماید.
بنابر این وظیفه مكلّف یكى از این سه امر است.
«اجتهاد» «تقلید» «احتیاط»

قبل از توضیح هر یك از این امور به جاست كه به توضیح اصطلاح «مكلّف» و شروط تكلیف و همچنین تقسیم احكام بپردازیم.

شرایط تكلیف

خداوند، آدمى را با گوهر گرانبهاى تفكر و تعقّل و قوّه انتخاب و اختیار از سایرین جدا كرده و كرامت مسئولیت تكالیف الهى را به او ارزانى داشته است، كه با عمل به آنها به سعادت ابدى خواهد رسید.
افرادى كه داراى شرائط ذیل باشند مكلّفِ به آن تكالیف خواهند بود.
الف: بلوغ. ب: عقل. ج: قدرت.(١)
بنابر این فرد عاقل و بالغ كه قادر بر انجام وظایف شرعى باشد در مقابل امر و نهى‏هاى الهى مسئولیت دارد، و در صورت سرپیچى از آنها عذاب خواهد شد. و به پاداش اطاعت از آن فرامین هم خواهد رسید اما فرد غیر بالغ (طفل) و همچنین غیر عاقل (دیوانه) و كسى كه قدرت بر انجام تكلیف ندارد، مكلّف نبوده و عملى بر او واجب یا حرام نیست، لذا اگر دیوانه یا طفل دروغ بگوید و یا نماز نخواند عذاب نخواهد شد. گرچه از فضل الهى در بعضى موارد بسیارى از اعمال نیك آنها ثواب دارد؛ مثل اینكه اگر طفلى بطور صحیح نماز بخواند یا حج بجا آورد، پاداش دارد. امّا مكلّف بر انجام این اعمال نمى‏باشد و در صورت ترك آنها عذاب نخواهد شد.
گرچه ولىِّ طفل و دیوانه و همچنین نظام اسلامى نسبت به بسیارى از اعمال

١ ـ اسلام شرط تكلیف نیست، یعنى واجبات و محرمات مختص به مسلمان نیست، بلكه هركس داراى شرایط ذكر شده باشد مكلّف است.

ناپسندآنها مسئول خواهند بود و بدین سبب است كه بر ولىّ طفل واجب مى‏باشد كه او را از تجاوز به حقوق مردم باز دارد و بر حاكم است كه جهت حفظ نظم عمومى و اجراى عدالت او را تنبیه كند.
امّا نسبت به فرد غیر قادر بر انجام واجب و ترك حرام در بعضى موارد تكلیف ساقط مى‏شود. مثل اینكه فرد مریض مكلّف به انجام روزه نخواهد بود گرچه در مواردى عجز از عملى، تكلیف دیگرى را به دنبال دارد كه تفصیل آنها در ابواب مختلف فقه آمده است؛ مانند كفاره روزه براى مریض.

بالغ كیست؟

فردى كه یكى از علائمى كه ذكر خواهد شد در خود ببیند بالغ است.


علائم بلوغ خروج منى ـ چه در خواب و چه در بیدارى، چه همراه با آمیزش و چه بدون آن.
روئیدن موى خشن بر عانه.(١)
كامل شدن ١٥ سال قمرى براى پسران و ٩ سال قمرى براى دختران(٢)


ظاهر شدن هر سه علامت براى تحقّق بلوغ ضرورت ندارد، بلكه با پدیدار شدن یكى از آنها بلوغ حاصل مى‏شود. پس اگر جوانى از خود منى ببیند هرچند به سن بلوغ نرسیده باشد، بالغ است و باید به تكالیف شرعى عمل نماید.

١ ـ بالاى عورت و پایین شكم.
٢ ـ تحریرالوسیله، ج ٢، ص ١٣، م ٣ .


نحوه محاسبه سن بلوغ با تاریخ هجرى شمسى

هر سال قمرى ١٠ روز و ١٨ ساعت از سال شمسى كمتر است؛ یعنى هر سال قمرى ٣٥٤ روز و ٦ ساعت مى‏باشد.
بنابراین اگر ٩٦ روز و ١٨ ساعت از ٩ سال شمسى كسر گردد، ٩ سال قمرى بدست مى‏آید و با كسر كردن ١٦١ روز و ٦ ساعت از ١٥ سال شمسى ١٥ سال قمرى معلوم خواهد شد.
افرادى كه تكالیف خود را بر مبناى تكمیل سال شمسى شروع كرده‏اند، باید وظایف ترك شده را بجاى آورند؛ مثلاً مردى كه با تكمیل ١٥ سال شمسى نماز خواندن را آغاز كرده مى‏باید به مدت ١٦١ روز نمازها را قضا كند و همچنین است نسبت به روزه و سایر اعمال.

تقسیم احكام

١ ـ واجب: عملى‏است كه انجامش لازم است وترك آن عذاب‏دارد، مانند نماز.
٢ ـ حرام: عملى كه ترك آن لازم، و انجامش عذاب دارد، مانند دروغ.
٤ ـ مستحب: عملى كه انجام آن مطلوب است و ثواب دارد ولى ترك آن عذاب ندارد، مانند نماز شب.
٤ ـ مكروه: عملى كه ترك آن مطلوب است و ثواب دارد ولى انجامش هم عذاب ندارد، مانند خوردن غذاى داغ.
٥ ـ مباح: عملى كه انجام و ترك آن مساوى است نه عذابى دارد و نه ثوابى، مانند بسیارى از اعمال.(١)

تقسیمى دیگر براى احكام

١ ـ شهید صدر، الفتاوى الواضحه، ج ١، ص ٨٣.

١ ـ بدیهى: مثل وجوب نماز و حرمت زنا كه هركس حكم آن را مى‏داند.
٢ ـ غیر بدیهى: این دسته از احكام خود بر دو قسم است:
الف: احكامى كه احتیاط در آنها امكان دارد.
ب: احكامى كه احتیاط در آنها ممكن نیست و یا طریقه احتیاط مشخص نمى‏باشد.
قسم اوّل، مسائلى است كه نیاز به تقلید ندارد. قسم دوم كه احتیاط در آنها ممكن است، انسان اگر طریقه احتیاط را بداند مى‏تواند به احتیاط عمل كند، گرچه تقلید هم مانع ندارد.(١)
امّا آخرین دسته از احكام كه نه از امور بدیهى است و نه جاى احتیاط است، مورد اجتهاد یا تقلید است، یعنى انسان باید در آن دسته از مسائل شخصا اجتهاد كرده یا از مجتهد تقلید كند.(٢)
پس از بیان این دو مقدمه (شرایط تكلیف ـ تقسیم احكام) به بیان مسائل اجتهاد و تقلید و احتیاط مى‏پردازیم.

١ آیة‏اللّه‏ خامنه‏اى: از آن جا كه عمل به احتیاط نیازمند شناخت موارد احتیاط و علم به چگونگى آن است و عده كمى از این دو آگاهى دارند، و از طرفى عمل به احتیاط غالباً محتاج به صرف وقت زیادترى مى‏باشد، بنابراین تقلید از مجتهد جامع الشرایط بهتر است. (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ٥، س ٢).
٢ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ٤، م ٦ ـ منهج الرشاد، ص ١٩.