صفحه 92 از 324 نخستنخست ... 4272737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112142192242 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 911 تا 920 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    با این دل بی خبر چه سازم

    جان می‌سوزدم دگر چه سازم

    از دست دل اوفتاده‌ام خوار

    چون خاک بدر بدر چه سازم

  2. #2
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    خواندی: « زیرِ باران باید رفت »
    و رفتی.
    از باران، بدم می‌آید دیگر!

  3. #3
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    من از راه رفتن های بی تو خسته ام
    از این همه تنهایی و بی کسی خسته ترم

    من از طلوع خورشیدهای بی تو بیزارم

    از شب های بی کسی بیزارتر

    پس کی تمام میشود این بی کسی های دلم

    یا تو به من برسی با من به مرگ برسم

  4. #4
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    در دادگاه عشق متهم قلبم بود. وکیلم دلم

    حضارجمعی از عاشقان. قاضی نامه را

    خواندو گناهم را دوست داشتن تو اعلام

    کرد. محکوم شدم به تنهایی وبی کسی

    و وقتی در پایه چوبه دار از من خواستند

    تا آخرین خواستمو بگویم و من گفتم

    به اوبگویید دوستش دارم

  5. #5
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    از خواب می پرم

    چیزی یادم نمی آید

    فقط از چشمان خیسم می فهمم كه خواب تو را می دیده ام


    ای كاش در كنارم بودی


    تا همانگونه كه دلم را شكستی


    سكوت تنهاییم را نیز بشكنی


    كنار پنجره می روم


    آسمان بر خلاف دل ابریم صاف است


    مانند هر شب ستاره ها را می شمارم


    یكی كم است...


    شاید امشب هم در جایی كسی مانند من ستاره اش را به بهای دل


    شكسته ای داده است.


  6. #6
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تنهایی، شاخه‌ی درختی‌ست پشتِ پنجره‌اَم
    گاهی لباسِ برگ می‌پوشد
    گاهی لباسِ برف
    اما؛ همیشه هست

  7. #7
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    چرا دنیا پر از حادثه های وارونست

    عاشق کسی میشی که عاشقی نمی دونه

    من به دنبال تو و تو به دنبال کسه دیگه
    هیچکدوم از ما دوتا به اون یکی راس نمی گه
    من واسه چشمهای ناز تو یه دیوونه ام
    حالا که می خوای بری بزار نگاهت بکنم
    چون می خوام یه بار دیگه این دلو ساکت بکنم
    آدما فکر می کنن شاعرا خیلی غم دارن
    کاش فقط این بود اونا خیلی کسا رو کم دارن
    عاشق کسی می شی که عاشقاش فراوونن
    بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونن
    اونی که دوست داری چرا تورو دوست نداره
    شایدم دوست داره اما به روش نمیاره

  8. #8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    درحرف هایش جای شک بود ونگفتم

    عشقش پراز دوز و کلک بود و نگفتم
    شعرش پر از قند است اما حرفهایش
    بر زخم های من نمک بود و نگفتم
    می گفت تنها بوده و لای کتابش
    دیدم که عکس دخترک بود و نگفتم
    دیشب پر از حرف نگفته بودم وای
    پشت خطوط مشترک بود و نگفتم

  9. #9
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    هی زل زدم به چشم تو تا عاشقت شدم */*من سوختم به پای تو یا عاشقت شدم
    آخر بگو که سهم من از چشمات چیست */*تا من بگویمت که چرا عاشقت شدم
    ای مرده شور هرچه غزل تو که نیستی*/*فریاد می زنم که بیا عاشقت شدم
    خوابی پر از شکوفه خیالی پر از بهار*/*رویا نبود کی وکجا عاشقت شدم
    رویای عاشقانه ی من چشمهای توست*/*باور نمی کنی؟؟ به خدا عاشقت شدم
    در انتهای فصل شکفتن مرددم*/* من سوختم به پای تو یا عاشقت شدم


  10. #10
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    how can you see into my eyes like open doors

    چگونه می توانی از میان چشمانم چنان درهای گشوده بنگری

    leading you down into my core

    و راه خود را تا اعماق وجودم بیابی

    where I’ve become so numb without a soul my spirit sleeping somewhere cold

    آنجا که بی روح در رخوت فرو رفته ام و روحم در مکانی سرد بخواب رفته است

    until you find it there and lead it back home

    تا آن لحظه که بیابیش و راهنمایش به منزل باشی

    (Wake me up)

    مرا بیدار کن

    Wake me up inside

    مرا در درون بیدار کن

    (I can’t wake up)

    من نميتوانم بيدار شوم

    Wake me up inside

    مرا در درون بیدار کن

    (Save me)

    مرا نگه دار

    call my name and save me from the dark

    نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

    (Wake me up)

    مرا بیدار کن

    bid my blood to run

    بگذار خونم به جریان بیافتد

    (I can’t wake up)

    من نميتوانم بيدار شوم

    before I come undone

    پیش از آنکه از دست بروم

    (Save me)

    مرا نگه دار

    save me from the nothing I’ve become

    حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

    now that I know what I’m without

    حال می شناسم آنچه را که ندارم

    you can't just leave me

    نمی توانی ترکم کنی

    breathe into me and make me real

    نفست را در من بدم و مرا حقیقی کن

    bring me to life

    مرا به زندگی باز گردان

    (Wake me up)

    مرا بیدار کن

    Wake me up inside

    مرا در درون بیدار کن

    (I can’t wake up)

    من نميتوانم بيدار شوم

    Wake me up inside

    مرا در درون بیدار کن

    (Save me)

    مرا نگه دار

    call my name and save me from the dark

    نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

    (Wake me up)

    مرا بیدار کن

    bid my blood to run

    بگذار خونم به جریان بیافتد

    (I can’t wake up)

    من نميتوانم بيدار شوم

    before I come undone

    پیش از آنکه از دست بروم

    (Save me)

    مرا نگه دار

    save me from the nothing I’ve become

    حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

    Bring me to life

    مرا به زندگی باز گردان

    (I've been living a lie, there's nothing inside)

    Bring me to life

    مرا به زندگی باز گردان

    frozen inside without your touch without your love darling only you are the life among the dead

    اندرون اینجا سرد است بی لمس سر انگشتان تو بدون عشق تو محبوبم تو تنها زندگی در میان مرگی

    all this time I can't believe I couldn't see

    در تمام این زمان باور نداشتم که نمی بینم

    kept in the dark but you were there in front of me

    محبوس تاریکی و تو ایی که در مقابل من ایستاده بودی

    I’ve been sleeping a thousand years it seems

    می نماید هزاران سال خواب بوده ام

    got to open my eyes to everything

    می خواستم چشمانم را به همه چیز بگشایم

    without a thought without a voice without a soul

    بدون فکر بدون صدا بدون روح

    don't let me die here

    مگذار اینجا بمیرم

    there must be something more

    باید چیزی بیش از این در میان باشد

    bring me to life

    مرا به زندگی باز گردان

    (Wake me up)

    مرا بیدار کن

    Wake me up inside

    مرا در درون بیدار کن

    (I can’t wake up)

    من نميتوانم بيدار شوم

    Wake me up inside

    مرا در درون بیدار کن

    (Save me)

    مرا نگه دار

    call my name and save me from the dark

    نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

    (Wake me up)

    مرا بیدار کن

    bid my blood to run

    بگذار خونم به جریان بیافتد

    (I can’t wake up)

    من نميتوانم بيدار شوم

    before I come undone

    پیش از آنکه از دست بروم

    (Save me)

    مرا نگه دار

    save me from the nothing I’ve become

    حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

    (Bring me to life)

    مرا به زندگی باز گردان

    I’ve been living a lie, there’s nothing inside

    (Bring me to life)

    مرا به زندگی باز گردان


  11. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


صفحه 92 از 324 نخستنخست ... 4272737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112142192242 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •