صفحه 97 از 324 نخستنخست ... 477778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112113114115116117147197247 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 961 تا 970 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ما آدما هميشه صداهاي بلندو مي شنويم؛
    پررنگهارو مي بينيم
    و کارهاي سختو دوست داريم
    غافل از اينکه خوبها آسون ميان؛
    بي رنگ مي مونن
    و بي صدا مي رن

  2. #2
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    تویی که فک میکنی به همه چی رسیدی و دیگه چیزی نیست که نداشته باشی....به عقب نگاه کن...............!!!
    خیلی دلارو شیکوندی و از رو خیلی چیزا رد شدی...، پس هنوز همه چیز رو نداری !!!!!


  3. #3
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    کاش به جای جدایی مردن بود چون مردن یک لحظه است و جدایی ذره ذره مردن....

    ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  4. #4
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    باغ نگاه


    گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم
    وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم
    داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو
    هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم
    مـن عابـــر شــکســته دل خـلوت تو ام
    تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانیم
    یک مشـت بغض یخ زده تفسیر می کند
    انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانیم
    وقــتی پـرید رنگ تو از پشت قصه ها
    تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانیم
    تو، آن گلی که می شــکفی در خیال من
    پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانیم
    در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم
    سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانیم
    زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی
    ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانیم
    حـــالا بیـــا و غــربت ما را مرور کن
    ای یــــادگــــــار وســعت سبـز جوانیم

  5. #5
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    آن دم که با تو امای آنکه زنده از نفس توست جان من
    آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من

    آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
    می‌ریزد آبشار غزل از زبان من

    آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
    سیمرغ کی‌ رسد به بلندآسمان من

    بنگر طلوع خنده‌ی خورشید بر لبم
    زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!

    با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
    خود خوانده‌ای به گوش من این، مهربان من

  6. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  7. #6
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    باورم نیست که تنها شده ام
    و کسی چون تو ندارم که شبی نیم شبی
    زیر باران پریشانی و درد
    سایه بان شب تنهایی چترش بشوم
    باورش آسان نیست
    تلخ تلخ است ولی با این حال
    باورم نیست تو را گم کردم
    چه کنم

  8. #7
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    اومدي شبيه بارون دله من خسته خاكه


    واسه اون نم نمه چشمات ، نميدوني چه هلاكه

    نمي دوني ، نميدوني واسه من چقدر عزيزي


    شايدم مي دوني اما منو باز به هم ميريزي

    نمي دونم چي رازيه كه تو چشمات خونه كرده

    هر چي هست اونقدر قشنگه كه منو ديوونه كرده

    ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  9. #8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    ديشب که بارون مي اومد من و دلم حرف مي زديم
    دفتر خاطراتمو با همديگه ورق زديم
    از پشت صفحه هاي دور نگام به اسم تو رسيد
    دلم يه دفعه بي دليل يه آه کوتاهي کشيد
    يادم اومد روزي رو که چشام چشاي تو رو ديد
    خواستم که درگيرت نشم اما مگه دلم شنيد؟

  10. #9
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    حالا كه دست هایت چتر نمی شوند
    حالا كه نگاهت ستاره نمی بارد
    حالا كه خانه ای برای ما شدن نداریم
    از كاغذ شعرهایم اتاقی می سازم
    تا آوار تنهایی بر سرت نریزد
    و آرامش خیالت ، ‌خیس اشك هایم نشود

  11. #10
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    گوشـَـتــ را به ـمن بده
    مدت هاستــ حرف هايمـ را کنج دلـَمـ نگه داشته
    امـ
    شايد فرصـَتش رسيد
    همان فرصت طلايے که من تن بسپارمـ بهآغوش مردانه اَتــ
    و يک جا حل شوم در آن همـِ عاشقے
    همان فرصت طلايے که سهم چشمانـَـم فقط چشمانـَتــ باشد
    و دستانـَتــ گردان در گيسوانـَمـ
    اما...فرصتش پيش نيامد
    هنوز حرف هايـم کـُنج دلــــَم مانده
    و دستهايمــ از تـــــو خاليستــ
    گوشـــت را به ـمـن بده

صفحه 97 از 324 نخستنخست ... 477778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112113114115116117147197247 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •