صفحه 22 از 555 نخستنخست ... 2345678910111213141516171819202122232425262728293031323334353637383940414272122172522 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #211
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اخم هایت را باز کن! تا آن زمان که زنده ییم، خوشبختی نیز-مانند آب و مهتاب-نمی تواند دروغ باشد.

    ما همانگونه که به داشتن امید محکومیم، به تصرف خوشبختی نیز.

    برای ما، راهی جز حفظ اعتقاد به خوشبختی و تلاش خیره سرانه به قصد رسیدن به این منزل باقی نمانده است.

    باید از باید ببریم که محتمل است سعادت چیزی دور از دسترس باشد; چرا تنها اعتقاد به اینکه سعادت، دور از دسترس ماست، سعادت را دور از دسترس ما نگه می دارد.

    هیچ چیز، همچون اراده به پرواز، پریدن را آسان نمی کند.

    هیچ چیز همچون باور ساده دلانه و صمیمانه ی سعادت، سعادت را به محله ی ما، به کوچه ی ما، و به خانه ی ما نمی آورد.

    سعادت، شاید، چیزی نباشد الا همین اعتقاد مومنانه به سعادت.

    اخم هایت را باز کن!


  2. #212
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دلم طوفانیست و مواج

    می خواهم از بزرگسالی استعفا دهم

    می خواهم به کودکی هایم برگردم ، تا شاید دل ناآرام و

    طوفان زده من در ساحل آرامش پهلو بگیرد ...


  3. #213
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    بسیاری از نخستین ها، توهم است: نخستین روز، نخستین ساعت، نخستین نگاه، نخستین کلمات عاشقانه...

    یاد، عین واقعه نیست، تخیل آن است، یا وهم آن.

    یاد، فریبمان می دهد. حتی عکس ها راست نمی گویند. حتی عکس ها.

    چیزی بیش از یاد، بیش از عکس، بیش از نامه های عاشقانه، بیش از تمام نخستین ها عشق را زنده نگه می دارد: جاری کردن عشق: سیلان دائمی آن. در گذشته ها به دنبال آن لحظه های ناب گشتن، آشکارا به معنای آن است که آن لحظه ها، اینک، وجود ندارند.

    آتشی که خاکستر شده، عزیز من، آتش نیست- حتی اگر داغ داغ باشد.

    نگذاریم شعله بمیرد. فریب حرارت را نخوریم. اصل، رقص شعله هاست نه گل های سرخی زیر قبای خاکستر.

  4. #214
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    خدایـــا دلــــــم بـــاز امشب گــــــرفته.!!

    بیــــــا تا کمی با تـــو صـــــحبت کنـــم...

    بیا تا دل کوچــــــــــکم را

    خدایـــا فقــــط با تـــو قسمت کنم..!

    خدایـــــا بیــا پشت آن پنــجــره..

    که وا می شود رو به ســــــوی دلــــــــم!!

    بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن..

    که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم!!!

    خدایـــا کمـــک کـــن :

    که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد..

    کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...

    مبـــادا بمیـــرد...!!!

    خــــدایــا دلــــــم را

    که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت..

    اگر چه شــــــکســــــته!!!

    شبــــی می فرســــتم بــرایــت...!!!


  5. #215
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    آدم ها، آمدند... ادعاها كردند... و رفتند.
    اما، همه ادعا بود.
    شما آمديد... ساكت و آرام و صبور، مانديد.
    و همين مهم است... مانديد.
    پس بمانيد، تا برسيد.
    ديگران كه در رفتنند براي رسيدن،
    هيچگاه، نخواهند رسيد.
    اينجا، تنها جايي است كه، براي رسيدن، بايد ماند
    در برابر شكوه عشق زيبايتان، چيزي ندارم كه بگويم.
    كه؛ حرمت حضور سبز و باراني تان، گوياترين است
    پس؛ بيش از اين سخن جايز نيست.
    سكوت؛سكوت...


  6. #216
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    جوانی مان حتما یک جای زندگی می میرد ،
    اما ما
    به همین چند سطر رسیده ایم...

    به اینکه
    زندگی مان یک جای جوانی مرد!!!


  7. #217
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو
    روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم
    روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!
    گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدم
    گفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدم
    روزی آمد که من مال تو بودم و تو عاشق کسی دیگر
    اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد
    تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته همدم غمها شده ام
    راهی ندارم برای بازگشت ، به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت
    نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ، نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی
    میدانستم تو نیز مثل همه …
    نمیبخشم تو را …
    دیگر مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم در لحظه های بوسیدنت
    نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را
    دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی به کسی دیگر مرا
    مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!
    نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام
    مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم
    تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و غم
    تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو حتی نمیریزد یک قطره اشکم!


  8. #218
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    شقایقها

    چه بی پروا...به خاک سرخ رقصیدند

    چه زیبا رنگ رویا را

    به خواب خویش بخشیدند

    به روز روشن ِ وحشت، چه زیبا ترس را کشتند...

    چه رنگارنگ و رویایی

    سوار بال اسب نور تا سقف زمان ،

    زیبا خرامیدند و کوچیدند...

    و ما در انتظاری رنگ پوسیدن

    تمام باغها را خواب می بینیم

    تمام رنگها را برگ می خوانیم

    تمام دردها را خوب می فهمیم...

    عجب قربانیان ساده ای هستیم!


    و در تاریکی مطلق...


  9. #219
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    قلبم که همه چیزم بود گرفتی
    تو همه چیزم شده بودی
    وقتی به تو گفتم
    خودت را هم از من گرفتی
    شاید تو ندانی
    اما اشک . . . !

    خیالت راحت
    جای بوسه ی تو با اشک پاک نمی شود ...

    رازی است میان اشک و بوسه
    اشک ماند و جای بوسه ات
    به جای همه چیزم که گرفتی ...


  10. #220
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اگر پرنده ی قفسی ام، برای تو می خوانم
    ترانه ی گلو گيرم را شنيده ای ، می دانم

    بيا كمی نگاه به بال شكسته ام بنداز
    فقط به خاطر عبور رهایی ات می مانم


صفحه 22 از 555 نخستنخست ... 2345678910111213141516171819202122232425262728293031323334353637383940414272122172522 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •