شد زلزله و چینی شبدیز شکست
آوار زمان بر سر ما نیز شکست
آغاز نگون بختی این باغچه بود
تا پنجره از سیلی پائیز شکست
شاهد، پر افتادهء خونیست به خاک
آن لحظه که آرامش جالیز شکست
بی خاطر پروانه، پَر از باغ پرید
قندیل تر از دیده گل نیز شکست
کوه است دل انگیزترین کوشش سنگ
افسوس که افتاد و چنین ریز شکست
پیداست که این ایل غرورش چون شد
با آفت تحقیر گلاویز، شکست
***
امروز ببین عشق چه هتاک شده ست!
بر خاست و آئینه پرهیز شکست



پاسخ با نقل قول
