صفحه 46 از 555 نخستنخست ... 262728293031323334353637383940414243444546474849505152535455565758596061626364656696146196546 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 451 تا 460 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #451
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    شد زلزله و چینی شبدیز شکست
    آوار زمان بر سر ما نیز
    شکست
    آغاز نگون بختی این باغچه بود
    تا پنجره از سیلی پائیز
    شکست
    شاهد، پر افتادهء خونیست به خاک
    آن لحظه که آرامش جالیز
    شکست
    بی خاطر پروانه، پَر از باغ پرید
    قندیل تر از دیده گل نیز
    شکست
    کوه است دل انگیزترین کوشش سنگ
    افسوس که افتاد و چنین ریز
    شکست
    پیداست که این ایل غرورش چون شد
    با آفت تحقیر گلاویز،
    شکست
    ***
    امروز ببین عشق چه هتاک شده ست!
    بر خاست و آئینه پرهیز
    شکست




  2. #452
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    قامت پنــجره اینبارشکست
    حیف شد حرمت دیدار
    شکست
    آمدم پیش تو آهـی بکشم
    بغض بین در و دیوار
    شکست
    آنقدر سخت به من سنگ زدی
    که دل سنگ هم انگار
    شکست
    خواب دیدم که به دارم زده ای
    گریه کردم کمر دار
    شکست
    قلمــم حکم سرافـرازی ها
    پیش تو خم شد و ناچار
    شکست




  3. #453
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    از جنسِ شیشه بود دلم،شیشه را شکست
    فکرش، چراغ ِ دلکَشِ اندیشه را
    شکست
    فرهاد قصّه اش شده بودم به بیستون
    شیرینِ من نشد ،لبه ء تیشه را
    شکست..!
    من شیر سَرکَش و نَر و غُرّنده اش شدم
    دندانِ من کشید و دلِ بیشه را
    شکست...!!
    من تک درختِ سروِ بیابان ِ او شدم..!
    آبم نداد و شاخ و تن و ریشه را
    شکست
    بازیگرش شدم که شوم نقشِ دوّمـــش...!!!
    در پُشتِ صحنه ،عکسِ هنر پیشه را
    شکست...!!
    درویشِ زن شدم که بسوزد دلش کَمی...!!
    مویم کشید و کاسهء درویشه را
    شکست...!!!!!




  4. #454
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    طوفان عشق کشتی تقدیر را شکست
    آیینه سنگ شد دل تصویر را
    شکست
    ای کاش بوی عقل نمی داد هیچ وقت
    دیوانه ای که حرمت زنجیر را
    شکست
    بیدار شد برای
    دلم خواب دیده بود
    خوابید و باز فرصت تعبیر را
    شکست
    تفسیر عشق داشت به اثبات میرسید
    فریاد عقل رشته ی تفسیر را
    شکست
    از تازیانه های خزان گریه ام گرفت
    مرگ بهار بغض گلوگیر را
    شکست
    ساکت شو ای موذن مست سیاه دل
    بوی شراب رونق تکبیر را
    شکست ..




  5. #455
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    شیشه عمر شب از شیون و فریاد شکست
    حرمت پنجره با حنجره ی باد
    شکست
    آنکه می بست تفاّل به لب شیرین اش
    بیستون را به کف همت فرهاد
    شکست
    صید عشقیم و به چنگال عقابش در بند
    کاسه ی صبر من از غفلت صیاد
    شکست
    عقلم از دایره ی بسته به بیرون نرود
    کوه اگر بود دل از ظلمت و بیداد
    شکست
    تازیان می خورد ار صورتم از جبر زمان
    لطف تفویض من از سیرت جلاد
    شکست
    خفته در کلبه به رویای عبث می بینم
    کاخ اقبال من از پایه و بنیاد
    شکست




  6. #456
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    قلبم به یک باره تپید و شکست
    هزار خاطره بیرون کشید و
    شکست
    در خاطرم نمانده مسیر های سخت
    با این که به سیاهی رسید و
    شکست
    تکه های قلبم از اشک سرشار است
    چون بهترین لحظه را ندید و
    شکست
    سالها میوه ای رسیده بر تاک عشق
    افسوس که قلب مرا نچید و
    شکست




  7. #457
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    عاشق شدم؛
    زمانه نمی‌خواست...
    شیشه‌ی عشق مرا باش که افتاد
    شکست
    عشق نه...حادثه!...در لحظه‌ی میلاد
    شکست
    آسمان اشک شد و خون به سر سنگ دوید
    خبری بود که حتی کمر باد
    شکست
    سر سنگی بنشین منتظر شاه بمان
    که دگر کوه، صدا، تیشه‌ی فرهاد
    شکست
    عشق من با هوس مسخ شده فرقی داشت
    به که فریاد برم؟ قامت فریاد
    شکست
    کاش ما آن دو خط صاف موازی بودیم! *
    کاش ای کاش... که ما را کج اضداد
    شکست
    سرنوشت من و این درد، گره خورده به هم:
    ماجرای گل و خارش که ز بیداد
    شکست




  8. #458
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تا نوشتم عشق ، قلب کاغذ کاهی شکست
    روی تنگ دفترم شکل دو تا ماهی
    شکست
    گفتم این سر را دگر سالم به گورش می برم
    ناگهان فرق سرم با ضرب دهشاهی
    شکست
    در تمام طول شب چیزی شبیه یک غزل
    بغض سنگین مرا با سردی آهی
    شکست
    در میان کوچه شب پرسه میزد سایه ام
    زیر پایت جثه اش با ردّ گهگاهی
    شکست
    من به عشق دیدنت صابون به دل مالیده ام!
    از کجا باور کنم یک شب مرا خواهی
    شکست؟
    ایستادم در کنار آینه ، دیدم تو را
    ناگهان آیینه هم با لرزشی واهی
    شکست




  9. #459
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    سنگ پرتاب شد و باز دل آب شکست
    نه فقط آب دل نازک مهتاب
    شکست
    سنگ پرتاب شده با دل آیینه چه کرد؟
    وقتی از سیلی آن آیینه با قاب
    شکست!
    دل آیینه همان روز که در خاطر سنگ
    به وجود آمده بود ایده ی پرتاب،
    شکست
    سنگ پرتاب شده خواب کسی را آشفت
    باز در پلک کسی پنجره ی خواب
    شکست
    زیر تیغ آنقدر آرام نگاهش می کرد
    -بره ی رام-که آخر دل قصاب
    شکست
    بعد یک عمر که یک ماهی از آنش می شد
    ماهی آنقدر کلان بود که قلاب
    شکست. .




  10. #460
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دیدی دلم چه بی صدا شکست......
    دیدی با این همه عهد وپیمان
    قلبم
    شکست
    دیدی که این شیشه نازک عمرم
    بازیچه ای بیش نبود
    دیدی چه بی صدا فریادم را
    اشکهای غلطان بی گناهم را
    دیدی با این همه آرزوی نارس
    طلب عشق تو مرا نبود فریاد رس
    دیدی که غم چگونه مرا هم سفره بود
    عشقی که در دل داشتم مرهم زخمم نبود
    دیدی چه آسان عشقم شد فراموشت
    جز حسرت کسی نبود هم آغوشم
    آخر تو هم دیدی بی تو تنهاییم را
    آتش سرد پنهان دل
    شکسته ام را
    دیدی از نگاهم آخرین التماسم را




صفحه 46 از 555 نخستنخست ... 262728293031323334353637383940414243444546474849505152535455565758596061626364656696146196546 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •