صفحه 48 از 555 نخستنخست ... 282930313233343536373839404142434445464748495051525354555657585960616263646566676898148198548 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 471 تا 480 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #471
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تو كیستی كه من اینگونه بی تو بی تابم

    شب از هجوم خیالت نمی بَرَد خوابم

    تو چیستی كه من از موج هر تبسم تو

    بسان قایق سرگشته روی گردابم


    تو در كدام سحر ، بر كدام اسب سپید

    تو را كدام خدا

    تو از كدام جهان

    تو در كدام كرانه تو از كدام صدف

    تو در كدام چمن همره كدام نسیم

    تو از كدام سبو


    من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه

    چه كرد با دل من آن نگاه شیرین....آه

    مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه

    كدام نشاه دویده ست از تو در تن من

    كه ذره های وجودم تو را كه می بینند

    به رقص می آیند

    سرود می خوانند


    چه آرزوی محالی ست زیستن با تو

    مرا همین بگذارند یك سخن با تو


    به من بگو كه مرا از دهان شیر بگیر

    به من بگو كه برو در دهان شیر بمیر

    بگو برو جگر كوه قاف را بشكاف

    ستاره ها را از آسمان بیار به زیر


    تو را به هر چه تو گویی ، به دوستی سوگند

    هر آنچه خواهی از من بخواه ، صبر مخواه

    كه صبر راه درازی به مرگ پیوسته ست

    تو آرزوی بلندی و دست من كوتاه

    تو دوردست امیدی و پای من خسته ست


    همه وجود تو مهر است و جان من محروم
    چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته ست

  2. #472
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    کاش یک لحظه به جایم بودی
    تا بدانی که چه دردی دارد:
    وقتی اندازه سنگینی یک کوه دلت غمگین است
    و به اندازه تنهایی یک چاه تو هم تنهائی
    و به اندزه آوارگی باد تو هم آواره

    کاش یک لحظه به جایم بودی
    تا بفهمی که چه دردی دارد:
    باغبانی که تبر می سازد
    و درختی که به اندیشه هیزم شدن از سبز شدن دل کنده
    و اجاقی که از آتش خالیست
    کاش یک لحظه به جایم بودی
    تا بدانی که چه دردی دارد
    وقتی از عشق نداری سهمی
    و در آنجا که دلی هست وسیع
    نیست یک ذره برایت جایی

    کاش یک لحظه به جایم بودی

    ........
    نه پشیمانم از این گفته خویش
    که اگر یک لحظه
    و فقط یک لحظه
    تو به جایم بودی می شکستی آسان
    نه پشیمانم از این گفته خویش
    کاش هرگز تو نباشی چون من

  3. #473
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دل من رای تو دارد، سر سودای تو دارد
    رخ فرسوده‌ی زردم غم صفرای تو دارد
    سر من مست جمالت، دل من دام خیالت
    گهر دیده نثار کف دریای تو دارد
    ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم
    که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد
    غلطم گر چه خیالت به خیالات نماند
    همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد
    گل صد برگ به پیش تو فرو ریخت ز خجلت
    که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد
    جگر و جان عزیزان چو رخ زهره فروزان
    همه چون ماه گدازان که تمنای تو دارد
    دل من تابه‌ی حلوا ز بر آتش سودا
    اگر از شعله بسوزد نه که حلوای تو دارد؟
    هله چون دوست بدستی همه جا جای نشستی
    خنک آن بی‌خبری كو خبر از جای تو دارد
    اگرم در نگشایی ز ره بام درآیم
    که زهی جان لطیفی که تماشای تو دارد
    به دو صد بام برایم به دو صد دام درآیم
    چه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد
    خمش ای عاشق مجنون به مگو شعر و بخور خون
    که جهان ذره به ذره غم غوغای تو دارد...

  4. #474
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

    به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور

    به همان سایه همان وهم همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم می گیری

    به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

    به تبسم به تکلم به دل آرایی تو به خموشی به تما شا به شکیبایی تو

    به نفسهای تو وسایه سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

    شبهی چند شبست آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است

    در من انگار کسی درپی انکار من است یک نفرمثل خودم تشنه دیدار من است

    یک نفر ساده چنان که از سادگیش می توان یک شبه پی برد به دلدادگیش

    آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده بر سر روح من افتاده و آوار شده

    در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است

    یک نفر سبز چنان سبز که از سر سبزیش می توان پل زداز احساس خدا تا دل خویش

    رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است

    آی بی رنگ تو از آینه یک لحظه بایست راستی این شبه هر شبه تصویر تو نیست

    اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست

    حتم دارم که تویی آن شبه آینه پوش عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش

    آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

    اینک از پشت دل آینه پیدا شده است و تماشا گه این خیل تماشا شده است

    آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبه شاد شبانگاه تویی

  5. #475
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    بگذار كه آتش به دل اندازد عشق
    در سینه زند چنگی و بنوازد عشق
    بگذار كه سوزاند و آتش گیرد
    و آنگاه بمیراند و دل بازد عشق
    بگذار كه فرهاد صفت در دل كوه
    شیرین صفتی را به دل اندازد عشق
    بگذار كه همنوای شمعی در شب
    با شعله خود مرا بلرزاند عشق
    بگذار كه در حسرت رویش هر شب
    در خواب خوشش مرا برقصاند عشق
    بگذار كه در تلخی زهر هجران
    شیرینی وصل را بچشاند عشق
    بگذار ”سیا“ كه در لحظه پایانی عمر
    با وصلت او مرا بخنداند عشق

  6. #476
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دلتنگی های من
    بی قراری های دل من
    تویی تمام هستی من
    بسته است وجودت به زندگی من
    حال و هوای عجیب من ، من یک عاشقم ، این است جرم سنگین من.
    قصه ی زندگی ام ، گذشته های پر از غمم ، بی خیال آنها ، از امروز است ، روز نفس کشیدنم.
    نفس کشیدنم با تو ، همیشه گفته ام که وجودم برای تو
    لبخند روی لبانم به شرط بودن تو ،دیوانه میکند مرا آن چشمهای زیبای تو…
    اشکهای من ، تو دور از منی و من در بستر غم
    حرفی بزن به من ، اسم مرا صدا کن عشق من
    صدا کن اسمم را ، که این رازیست برای آرامش دل من
    میترسم از فردایی که نیستی در کنار من
    دست خودم نیست ، این کاووسی است که می آید به خواب هر شب من
    بگذریم ، میرویم به سراغ درد دلهای هم
    گفته بودی که مرا دوست داری عزیز من
    گفته بودی که تنها مرا میخواهی عشق من
    گفته بودم تو باش تا من نیز بمانم ،
    نمیخواهم همچنان از غصه گذشته ی تلخم بنالم
    نمیخواهم از ترس عاشق شدن تنها بمانم،
    یا اینکه هنوز به انتظار به حقیقت پیوستن قصه عشق بمانم
    من که چشمهایم را بسته ام ، تنها تو را میبینم
    اینبار هم حرف دلم را گوش میکنم و
    عاشقانه با تو در کنار ساحل عشق مینشینم!
    دلتنگی های من ، بی قراری های دل من ،
    تویی تمام وجود من ، خودت را رها کن در آغوش من…

  7. #477
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    هر چه تو را نگاه میکنم سیر نمیشوم
    با داشتن تو ، حتی با غصه های بازی این زمانه پیر نمیشوم
    تو به من محبت برسان ، من با بی محبتی هیچکس دلگیر نمیشوم
    تو تنها در قلب من باش ، در این راه نفسگیر زندگی ، همنفسم باش
    قلبم با قلب هیچ غریبه ای درگیر نمیشود.
    اسیری بودم در قفس تنهایی ،
    حالا گرفتارم در قلب تو ،
    مطمئن باش با هیچ کلیدی آزاد نمیشوم
    اشکم را در نیار ، نا امیدی را به قلبم نرسان ،
    من با هیچ حادثه ای پشیمان نمیشوم
    هر چه از نبودن بگویی ، من از بودن می گویم
    هر چه از فاصله بگویی ، من از در کنار تو بودن میگویم
    هر چه از من نفرت داشته باشی ، من از عشق تو میگویم
    هیچگاه از عاشق بودن خسته نمیشوم
    در خلوت عاشقانه ی من ، تو در رویاهای منی
    ببین که با تو چه رویاهایی در سر دارم ،
    عزیزم هیچگاه از این خیالات دلزده نمیشوم
    روزی در خیال عشق تو بودم ،
    تا تو را به دست نیاوردم بی خیال نشدم
    با همان خیال خوش ، عاشقت شدم ،
    با همان خیال ، همان آرزوی محال ،
    در دریای بی کران عشقت غرق شدم.
    هر چه تو را نگاه میکنم سیر نمیشوم ،
    ای سرنوشت هر چه میخواهی با دلم بازی کن ،
    من هیچگاه بازنده نمیشوم!

  8. #478
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دیدنت در خواب نیز برایم شیرین است
    دیدنت در رویاها برایم دلنشین است.
    تو در رویاهای منی
    تو شبها در آسمان تاریک دلم ، ماه منی
    دیدنت در خواب آغاز یک روز زیباست
    به عشقت میگذارنم روزها و شبها را
    تا بیاید لحظه ای که شب و روز در کنارت باشم
    تو خوابی و من در آغوشت باشم
    تو از خواب بیدار میشوی و من نظاره گر آن روی ماهت باشم
    تمام رویاها و تمام لحظه های زندگی ام پر شده از رازهای شیرین عشق تو
    این راز آغازیست برای دلتنگی ات ، آوازیست برای تو را خواندن ، پروازیست برای به سوی تو آمدن
    تا بیاید لحظه ای که تو را از دور دستها ببینم و از شوق در آغوش کشیدنت بالهایم را با عشق به پرواز درآورم
    آنقدر بال بزنم تا لحظه ها را از دست ندهم
    تو بر روی ابرها نشسته ای و من در لا به لای ابرها چهره درخشانت را میبینم
    ابرها را کنار میزنم و به سوی تو می آیم
    این لحظه چقدر زیباست!
    دیدنت در خواب نیز برایم شیرین است
    دیدنت در رویاها برایم دلنشین است
    عشق من به تو یک عشق آتشین است
    میسوزم در آتش عشقت و خاکستر میشوم تا باور کنی چقدر دوستت دارم

  9. #479
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دیگر به خاطر من ستاره ها را نمی شماری.
    به خاطر من قید همه کس و همه چیز را نمیزنی.
    چرا دیگر به خاطر من آن چشمهای زیبایت را خیس نمیکنی ٬ و گلهای
    رنگارنگ باغچه را دسته دسته برایم نمیچینی.
    دیگر به خاطر من سر به بیابان نمیگذاری ٬ و خاطره های تلخ را از یاد نمیبری.
    دیگر مثل گذشته با خواندن متنهایم اشک نمیریزی٬ و هیچ احساسی نسبت به من
    ،عشقم و درد دلهایم نداری.
    دیگر عکس مرا در آغوشت نمیگیری و با آن درد دلهایت را نمیگویی.
    دیگر صحبت از آینده و آن رویای شیرین به هم رسیدنمان نمیکنی.
    دیگر لحظه به هم رسیدنمان را در ذهنت به تصویر نمیکشی و حتی خواب آن لحظه های
    شیرین را نمی بینی.
    دیگر دائما نام مرا در زیر لبانت زمزمه نمیکنی و کلمه دوستت دارم را مثل گذشته ها
    به زبان نمی آوری.
    دیگر احساسات مرا نمیپرستی و قلب مرا قبله دوم عبادتت قرار نمیدهی.
    دیگر زمان گریه کردنم چشمهای تو بارانی نمیشوند و دیگر قبل از لحظه ای که
    صدای مرا بشنوی تپش قلبت تند تند نمیزند.
    چرا دیگر به خاطر من ٬ به خاطر عشقت ٬ به خاطر آنکه سالهای سال به پایش سوختی
    و ساختی محبت و امید هدیه نمیکنی.
    انگار که تو هم مثل همه بی وفا شده ای

  10. #480
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    عشقم برای تو ، احساسم برای تو ، زندگی ام برای تو ، من هیچ نمیخواهم.
    با قلب و احساس من بازی کن ، این قلب سرگرمی تو.
    تو شاد باش ، من میسوزم ، تو بی خیال باش ، من میسازم.
    در راه عشق تو مثل آتش سوختم و اینک نیز تنها خاکسترم بر جا مانده است.
    خاکستری که تنها با باد محبت و عشق تو دوباره شعله ور خواهد شد.
    در راه عشق تو چه سختی هایی کشیدم ، چه شکنجه هایی دیدم ،چه غم
    و غصه هایی چشیدم ، و چه اشکهایی که نگو برای تو ریختم ، غرورم را شکستم
    و از همه گناههایت گذشتم ، همه اینها فدای آن قلب بی وفای تو.
    از آن سو تو از عشق سرد شدی ، از این سو من در عشق تو میسوختم
    از آن سو تو بیخیال این دل عاشق من بودی ، از این سو من لحظه به لحظه
    به یاد تو و دلتنگ تو بودم.
    این دل من برای توست هر چه میخواهی آن را بشکن ، بشکن تا من نیز
    همچنان بسوزم … سوختن در اتش عشق تو به من گرمای
    یک زندگی پر از امید را میدهد.
    تو در آن سو در آسمان به ستاره هایی که چشمک میزنند نگاه کن
    من نیزدر این سو با حسرت به تو نگاه می اندازم و در حسرت آن
    روزهایی مینشینم که در کنار هم بودیم ، عاشق هم بودیم ، و هیچکس
    مثل ما همدیگر را دوست نمیداشت.
    عزیزم تو با آرامش زندگی کن تا من نیز با آرامش تو عاشقانه زندگی کنم.
    اگر با شکستن این دل من ، دیدن ان لحظه که در عشق تو میسوزم و
    با عشقت میسازم تو را آرام میشوی ، حرفی نیست دلم را بشکن و با آن بازی کن

صفحه 48 از 555 نخستنخست ... 282930313233343536373839404142434445464748495051525354555657585960616263646566676898148198548 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •