صفحه 50 از 555 نخستنخست ... 3031323334353637383940414243444546474849505152535455565758596061626364656667686970100150200550 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 491 تا 500 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #491
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تا تو رفتی همه گفتند
    که از دل برود هر که از دیده برفتـــــــ..
    ودر آن لحظــــه ی ناباوری و غصـــه ی من خندیدند. . .
    و تو ایـــــــ کاش میدانستی که در این تنگ بلور شفافـــــــ
    ماهی ســــــرخ تو زندست هنوز...
    ودر این کلبه ی سرد. . . یادگار تو به جاستـــــــ..
    و تو ای کاش می آمدی و می دیدی
    "که از دل نرود هر که از دیده برفتــــــــ". . .

  2. #492
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اگر تـو نباشی...
    اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند..
    و ابرهای مهربان هم نمی توانند..
    غباری را که بر دلم خواهد نشست بشویند..
    اگر تـو نباشی...
    چه خواب باشم و چه بیدار..
    حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده در گوشه ای از خیابان ..
    خیابانی که پای هیچ عاشقی به آن باز نشده است..
    اگر تـو نباشی...
    چه در کنار پنجره بایستم..
    چه در شبستانی نمور و بی نور بنشینم..
    اشتیاقی برای دیدن آفتاب ندارم..
    اگر تـو نباشی...
    دوری تـو را بی تعارف بگویم..
    حتی به اندازه یک نفس کشیدن تاب ندارم.

  3. #493
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    میدانم که دلتنگ منی ، و دلت همیشه با من است دلم را فدای آن قلب
    مهربانت میکنم!
    میدانم که مرا دوست داری و تنها آرزویت من هستم تا آخرعمرم عاشقانه
    برایت میخوانم ترانه عشق را !
    میدانم که همه لحظه به من می اندیشی ،تمام لحظه هایم به این می اندیشم که
    چگونه اینهمه عشق و محبت را به تو ابراز کنم !
    میدانم که به انتظار من نشسته ای ،اکر تو بگویی تا آخر عمر به انتظارم بنشین
    ، من تاآخرین حد این انتظار منتظر آمدنت مینشینم!
    میدانم که برایت ارزش دارم و همه زندگی ات هستم ، تا آخرین نفس به پای تو
    می نشینم و تا آخرین نفس ، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم!
    میدانم که چقدر دوستم داری دلتنگی که سهل است دلم برای یک لحظه
    درکنارهم بودن پرپر میزند!
    اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ، روزی صدها بار آرزو میکنی که
    به آرزویم برسم!
    اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها
    رامی شماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی
    اگر بدانی که برایم یک دنیا ارزش داری ، سفری به دور دنیا میروی
    تا بفهمی چقدربرایم عزیزی...
    دوستت دارم ....

  4. #494
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    سلام یکی یه دونه ی دل بی قرارم
    عزیزترینم !
    نمی دونی چقدر لذت بخشه که از تو می نویسم !
    شاید کسی درک نکنه اما حسی که من دارم رو نمیشه وصف کرد !
    باز هم برای تو می نویسم که امید دیدار نگاهت منو زنده نگه می داره !
    تویی که شهد شیرین عشق رو بر لبانم نوشاندی تا بار دیگر زندگی رو از سر بگیرم ... !
    مهتاب بدون نور چشمهای تو خاموشه ٬ تو می تابی و دل خسته ام رو بی تاب تر می کنی .
    مث بارون بر تن تشنه ام می باری و سیرابم می کنی .
    این همه شور و هیجان رو مدیون صدای مهربون توام .
    تمام فصلها با وجود پاک تو زیبا و شیرینه و بی تو زیباترین ها و تمام لحظاتم سرد و غمگینه !
    بمون تا برای همیشه با تو عاشق بمونم ... !

  5. #495
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    منم آن شعله آتش که از هر شمع برخیزم

    تمام هستی خود را فقط به پای تو ریزم

    درون قلب من فرمانروایی کن

    که از موی تو برخیزد همه عطر دل انگیزم...

    من عاشق آن دیده چشمان سیاهم
    بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم
    گر مستی چشمان سیاه تو گناه است
    من طالب آن مستی و خواهان گناهم..

  6. #496
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    مثل نسیمی در هوای من رها باشی

    یادت می آید بارها با شوق می گفتی

    تا پای جان هستم کنارت هر کجا باشی

    دیروز و امروزت تفاوت دارد اما حیف

    اینگونه در چشمم چرا باید دو تا باشی

    در روزگار رونق چشمان رنگارنگ

    باید هم اینگونه به من بی اعتنا باشی

    وقتی که بسیار است خاطر خواه اشرافی

    پا سوز عشق مستمند من چرا باشی

    هرگز تصور هم نمی کردم که تو اینقدر

    در وادی دلدادگی ها بی وفا باشی

    تنها ترینم پیکرم یخ بسته اما کاش

    می شد تنم را باز خط استوا باشی

    اما نه! باید دل برید از با تو بودن ها

    دیگر امیدی نیست! خاطر خواه ما باشی

  7. #497
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    …تو آخر خوب قصه هائی و یه رویای قشنگ


    تو یه فرشته نجات توی کابوس وحشت خوابی


    و یه دست مهربون برای نوازش گلبرگ…


    تو یک حقیقتی، یک حقیقت بی پایان…


    تو رقص دلربای ساقه های طلائی گندم تو موسیقی لطیف بادی…


    تو یه غزل عاشقانه توی رساترین شعر ذهن کودکانه منی…


    تو مثل قهر بی ریای نسترن، زیبا و جذابی …


    تو آشوب دلتنگی غم انگیز دریا برای رسیدن به لحظه غروبی…


    تو مثل یه مروارید همخونه صدف نگاه منی…


    تو مثل یه سکوت قشنگ رو دستای پر از نیایش گل های یاسی…


    تو یک حقیقتی، یک حقیقت باور نکردنی…


    یک وجود صبور و یک قلب پر از سخاوت…


    تو شیرین ترین واقعیت زندگی منی…


    تو با وقارترین و با غرور ترین نقطه شروع بهشتی خنده های منی…


    تو یه باور قشنگی تو ذهن و قلب ناباور من…


    تو یه حس لطیف تو سرسختی غربت آسمون خواسته های شیرین ر‌‌ؤیاهامی…


    شیواترین کلام شاعرانه من


    دوستت دارم… دوستت دارم…دوستت دارم…


    تو زیباترین و بی نظیرترین قاب عکس دیوار خالی نفس های منی…


    صدای تو زیباترین و شیواترین غزل بارون از آسمون پاک خداست…


    لطافت طنین لحن مهربون صدای تو


    توی خلوت سکوت تن من زیباتر از لحن قشنگ یک گیتاره…


    تو دست نیافتنی ترین بهانه لحظه های پر از دلتنگی منی…


    تو اولین لبخند زیبا رو لبهای غصه دار منی…


    تو بهترین تکنواز آهنگ حضور بهار تو زمستون سرد دلمی…


    تو عارفانه ترین نور چشمای بی فروغ منی…


    تو مثل یه بوسه لطیف رو گلبرگ پاک گل شقایقی…


    تو زیباترین و بی همتا ترین آرایش کلبه کهنه قلب منی…


    تو زیبا ترین، مونس ترین و خواستنی ترین حقیقت دلربای زندگی منی…

  8. #498
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    لحظه ها را در پی اصوات دلنواز تو....

    اصوات را در پی کلمات عاشقانه تو...

    عاشقانه ها را در پی لمس دستان تو..

    دستانت را در پی گرمی دنیای تو...

    و دنیا را در پی لحظه ای با تو بودن...

    قدم میزنم......

    من برای با تو بودن قدم میزنم

  9. #499
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    شبی از گوشه ی چشمم

    غمی می ریزد از اشکم

    و سیلی می شود ناگاه

    و من در شب ، به زیر نور زرد ِ ماه

    کمی می گویم از آیات دلتنگی

    که ای خالق:

    میان قلبهای سربی ِ سنگی

    خدایی دیگر و دنیای دیگر گشته ام طالب!

    زمستان است و بی برگی

    و من از آتش ننگی

    که جان خسته ام را می برد مرگی

    دگر سیرم از این دنیای تکراری

    بدم می آید از این مردم آزاری

    به دستت عالمی دیگر بکن جاری

    پر از عشق و وفاداری

    خداوندا بکن کاری

    که من سیرم ز رنج و غصه و دنیای تکراری

  10. #500
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    هر جا كه سفر كردم ، تو همسفرم بودی
    وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی
    با هر كه سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنيدم

    بر هر كه نظر كردم ، تو در نظرم بودی

    در خنده ی من چو گل ، در كنج لبم خفتی

    در گريه ی من چو اشك، در چشم ترم بودی

    در صبحگاه عشرت ، همدوش تو ميرفتم
    در شامگاه غربت، بالين سرم بودی
    آ واز چو می خواندم، سوز تو به سازم بود
    پرواز چو ميكردم، تو بال و پرم بودی
    هرگز دل من بر تو، يار دگری نگزيد
    گر خواست كه بگزيند ، يار دگرم بودی

صفحه 50 از 555 نخستنخست ... 3031323334353637383940414243444546474849505152535455565758596061626364656667686970100150200550 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •