نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد,
نمیدانم نداشتن ات سخت است
یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد.
کاربر سایت
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد,
نمیدانم نداشتن ات سخت است
یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد.
کاربر سایت
این روزها زیادی ساکت شده ام
حرفهایم نمی دانم چرا به جای گلو ؛
از چشمهایم بیرون می آیند ...
کاربر سایت
ديگر نخواهم گفت من و تنهايي
ديگر نخواهم نوشت من تنها هستم
ديگر از فاصله ها دلگير نخواهم شد
ديگر بدون تو بغض نخواهم كرد
چرا كه ديگر در اين دنيا زندگي نخواهم كرد
چیزایی که من یاد گرفتم ...آموخته ام که سکوت تنها درسیه که ما نمی تونیم یادبگیریم . آموخته ام که به خودم احترام بذارم .آموخته ام که این ترس از مشکلاتاست که انسان را می کشد نه خود آن .آموخته ام که حفظ کردن دشوار تر از پیدا کردنه .آموخته ام که آزاد باشم . آموخته ام که نگذارم عصبانیت بر من چیره شود .آموخته ام که نمی توان یک باره همه چیز را تغییر داد .آموخته ام که خونسرد باقی بمانم .آموخته ام که یک طرفه به قاضی نروم .آموخته ام که آرامش یه نعمت خیلی بزرگه اگر قدر اون را بدونیم .آموخته ام که بهترین کلاس درس دنیا زیر پای پیر ترین فرد دنیا است .آموخته ام که پول شخصیت نمیاره .آموخته ام که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک نیستم دعا کنمآموخته ام که مهربان بودن خیلی مهمتر از درست بودنه .آموخته ام که گاهی تمام چیز هایی که یک شخص می خواهد فقطدر دستی است برای گرفتن دست او و قلبی واسه فهمیدنش .آموخته ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید پس چه چیزباعث شد که من به این بیندیشم که می تونم همه چیز را دریک روز به دست بیارم."
من از یک شکست عاشقانه می آیم. بگذار همه برای این اعتراف تلخسرزنشم کنند.سرزنش هایشان را خواهم پذیرفت به بهانه تولد حقایقغم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند .شکست نه برای پنهان کردن است و نه بهانه پنهان شدن.آری من شکست خویش را از بلندای بلندترین قله ها و با صدایی هر چهمحزون تر به محزونی آواز نی لبک چوپان پهن دشت بی انتهای تنهاییفریاد خواهم زد.میگویند از طلوع صبح بنویس و نیز از آفتاب. ومن چگونه از خورشیدبنویسم زمانی که باران غم هجران تو پی در پی بر پنجره چشمانممیزند .پس از آن روز جدایی و فراق به دل بیقرارو بیچاره ی خود گفتم که بایدنفش شکستی تلخ و تیره را در خاطرات سپید خود با رنجی تیره ترآذین کند.آه ای مریم من ، ای مریم شبهای تارم ، ای تمامت هم خوبی و ایوجودت همه یاس ، بی تو همچون فاخته ای در زمستانی سرد،بنشسته بر شاخه درختی فرد چشم به راه آشنایی از دیارغریبستانم.![]()
[/IMG]
[/IMG]تکرار مي کنم که خدايا !! دلم گرفت !!
[/IMG]
[/IMG]
من باختــــــــــــــــــــم ... من پذيرفتم شكست خويش را پندهاي عقل دورانديش را من پذيرفتم كه عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشت كنم در فراموشي هم آغوشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد راامروز فهمیدم که زندگی خراب است آروز سراب است امروز فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند وشمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند اره همه میتونند اینطوری باشن حتی عزیز ترین ...........!دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست ، اسراف در محبت است . اگر میخواهی همیشه آرام باشی ، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس . اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد ، سعی نکن از او متنفر شوی، بلکه سعی کن او را فراموش کنی
حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمیزنهتو لحظههای بیکسیش پرنده پر نمیزنهبا کوله بار خستگی ، تو جادههای خاطرهمسافر خسته من ، یه عمره که مسافره
حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمیزنهتو لحظههای بیکسیش پرنده پر نمیزنهبا کوله بار خستگی ، تو جادههای خاطرهمسافر خسته من ، یه عمره که مسافره
کاش می شد خالی از تشویش بود
برگ سبزی تحفه ی درویش بود
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می آمد کنارش می نشست
کاش با هر دل , دلی پیوند داشت
هر نگاهی یک سبد لبخند داشت
کاش لبخندها پایان نداشت
سفره ها تشویش آب ونان نداشت
کاش می شد ناز را دزدید و برد
بوسه رابا غنچه هایش چید و برد
کاش دیواری میان ما نبود
بلکه می شد آن طرف تر را سرود
کاش من هم یک قناری می شدم
درتب آواز جاری می شدم
آی مردم من غریبستانی ام
امتداد لحظه ای بارانیم
شهر من آن سو تر از پروازهاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می دهد
هرکه می آید به او گل می دهد
دشتهای سبز , وسعتهای ناب
نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب
باز این اطراف حالم را گرفت
لحظه ی پرواز بالم را گرفت
می روم آن سو تو را پیدا کنم
در دل آینه جایی باز کنم .
نمي بخشمت....بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي....بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .....نمي بخشمت .....بخاطر دلي كه برايم شكستي .....بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي.....نمي بخشمت .....بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي....و مي بخشمتبخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي