صفحه 58 از 555 نخستنخست ... 83839404142434445464748495051525354555657585960616263646566676869707172737475767778108158208 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 571 تا 580 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #571
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض



    نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد,

    نمیدانم نداشتن ات سخت است

    یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد.

  2. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  3. #572
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    این روزها زیادی ساکت شده ام
    حرفهایم نمی دانم چرا به جای گلو ؛
    از چشمهایم بیرون می آیند ...


  4. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  5. #573
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    ديگر نخواهم گفت من و تنهايي

    ديگر نخواهم نوشت من تنها هستم
    ديگر از فاصله ها دلگير نخواهم شد

    ديگر بدون تو بغض نخواهم كرد
    چرا كه ديگر در اين دنيا زندگي نخواهم كرد

  6. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  7. #574
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/12/31
    سن
    31
    نوشته ها
    766
    سپاس ها
    66
    سپاس شده 251 در 162 پست

    پیش فرض

    چیزایی که من یاد گرفتم ...
    آموخته ام که سکوت تنها درسیه که ما نمی تونیم یاد
    بگیریم . آموخته ام که به خودم احترام بذارم .
    آموخته ام که این ترس از مشکلات
    است که انسان را می کشد نه خود آن .
    آموخته ام که حفظ کردن دشوار تر از پیدا کردنه .
    آموخته ام که آزاد باشم . آموخته ام که نگذارم عصبانیت بر من چیره شود .
    آموخته ام که نمی توان یک باره همه چیز را تغییر داد .
    آموخته ام که خونسرد باقی بمانم .
    آموخته ام که یک طرفه به قاضی نروم .
    آموخته ام که آرامش یه نعمت خیلی بزرگه اگر قدر اون را بدونیم .
    آموخته ام که بهترین کلاس درس دنیا زیر پای پیر ترین فرد دنیا است .
    آموخته ام که پول شخصیت نمیاره .
    آموخته ام که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک نیستم دعا کنم
    آموخته ام که مهربان بودن خیلی مهمتر از درست بودنه .
    آموخته ام که گاهی تمام چیز هایی که یک شخص می خواهد فقط
    در دستی است برای گرفتن دست او و قلبی واسه فهمیدنش .
    آموخته ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید پس چه چیز
    باعث شد که من به این بیندیشم که می تونم همه چیز را دریک روز به دست بیارم."

  8. #575
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/12/31
    سن
    31
    نوشته ها
    766
    سپاس ها
    66
    سپاس شده 251 در 162 پست

    پیش فرض

    من از یک شکست عاشقانه می آیم. بگذار همه برای این اعتراف تلخ
    سرزنشم کنند.سرزنش هایشان را خواهم پذیرفت به بهانه تولد حقایق
    غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند .شکست ن
    ه برای پنهان کردن است و نه بهانه پنهان شدن.
    آری من شکست خویش را از بلندای بلندترین قله ها و با صدایی هر چه
    محزون تر به محزونی آواز نی لبک چوپان پهن دشت بی انتهای تنهایی
    فریاد خواهم زد.
    میگویند از طلوع صبح بنویس و نیز از آفتاب. ومن چگونه از خورشید
    بنویسم زمانی که باران غم هجران تو پی در پی بر پنجره چشمانم
    میزند .
    پس از آن روز جدایی و فراق به دل بیقرارو بیچاره ی خود گفتم که باید
    نفش شکستی تلخ و تیره را در خاطرات سپید خود با رنجی تیره تر
    آذین کند.
    آه ای مریم من ، ای مریم شبهای تارم ، ای تمامت هم خوبی و ای
    وجودت همه یاس ، بی تو همچون فاخته ای در زمستانی سرد،
    بنشسته بر شاخه درختی فرد چشم به راه آشنایی از دیار
    غریبستانم.

  9. #576
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/12/31
    سن
    31
    نوشته ها
    766
    سپاس ها
    66
    سپاس شده 251 در 162 پست

    پیش فرض

    ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙[/IMG]♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙[/IMG]تکرار مي کنم که خدايا !! دلم گرفت !!♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙[/IMG]♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙[/IMG]
    من باختــــــــــــــــــــم ... من پذيرفتم شكست خويش را پندهاي عقل دورانديش را من پذيرفتم كه عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشت كنم در فراموشي هم آغوشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را
    امروز فهمیدم که زندگی خراب است آروز سراب است امروز فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند وشمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند اره همه میتونند اینطوری باشن حتی عزیز ترین ...........!
    دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست ، اسراف در محبت است . اگر میخواهی همیشه آرام باشی ، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس . اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد ، سعی نکن از او متنفر شوی، بلکه سعی کن او را فراموش کنی

  10. #577
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/12/31
    سن
    31
    نوشته ها
    766
    سپاس ها
    66
    سپاس شده 251 در 162 پست

    پیش فرض

    حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمی‌زنه
    تو لحظه‌های بی‌کسیش پرنده پر نمی‌زنه
    با کوله بار خستگی ، تو جاده‌های خاطره
    مسافر خسته من ، یه عمره که مسافره

  11. #578
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/12/31
    سن
    31
    نوشته ها
    766
    سپاس ها
    66
    سپاس شده 251 در 162 پست

    پیش فرض

    حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمی‌زنه
    تو لحظه‌های بی‌کسیش پرنده پر نمی‌زنه
    با کوله بار خستگی ، تو جاده‌های خاطره
    مسافر خسته من ، یه عمره که مسافره

  12. #579
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/12/31
    سن
    31
    نوشته ها
    766
    سپاس ها
    66
    سپاس شده 251 در 162 پست

    پیش فرض

    کاش می شد خالی از تشویش بود

    برگ سبزی تحفه ی درویش بود

    کاش تا دل می گرفت و می شکست

    عشق می آمد کنارش می نشست

    کاش با هر دل , دلی پیوند داشت

    هر نگاهی یک سبد لبخند داشت

    کاش لبخندها پایان نداشت

    سفره ها تشویش آب ونان نداشت

    کاش می شد ناز را دزدید و برد

    بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

    کاش دیواری میان ما نبود

    بلکه می شد آن طرف تر را سرود

    کاش من هم یک قناری می شدم

    درتب آواز جاری می شدم

    آی مردم من غریبستانی ام

    امتداد لحظه ای بارانیم

    شهر من آن سو تر از پروازهاست

    در حریم آبی افسانه هاست

    شهر من بوی تغزل می دهد

    هرکه می آید به او گل می دهد

    دشتهای سبز , وسعتهای ناب

    نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

    باز این اطراف حالم را گرفت

    لحظه ی پرواز بالم را گرفت

    می روم آن سو تو را پیدا کنم

    در دل آینه جایی باز کنم .

  13. #580
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/12/31
    سن
    31
    نوشته ها
    766
    سپاس ها
    66
    سپاس شده 251 در 162 پست

    پیش فرض


    نمي بخشمت...
    .
    بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي....بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .....
    نمي بخشمت .....
    بخاطر دلي كه برايم شكستي .....بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي.....
    نمي بخشمت .....بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي....
    و مي بخشمت
    بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

  14. کاربر روبرو از پست مفید SAM.XXL221922 سپاس کرده است .


صفحه 58 از 555 نخستنخست ... 83839404142434445464748495051525354555657585960616263646566676869707172737475767778108158208 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •