تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدارشدند
قدر آینه بدانیم چون هست
نه در آن وقت که اقبال شکست
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدارشدند
قدر آینه بدانیم چون هست
نه در آن وقت که اقبال شکست
من خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن . .
عالم همه محو گل رخسار حسین است
ذرات جهان در عجب از کار حسین است
دانی که چرا کعبه حق گشته سیه پوش
یعنی که خداوند هم عزادار حسین است
سرنوشت ننوشت گرنوشت بدنوشت اما باور کن سرنوشت را نمی توان ار سر نوشت
لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم.دریغ وافسوس خوشبختی لحظاتی بود که گذراندیم
در شگفتم که سلام آغاز هر کاریست
ولی در نماز پایان آنست
شاید این بدین معناست
که پایان نماز آغاز دیدار است(دکتر علی شریعتی)
حاصل عشق مترسک به کلاغ...ویرانی یک مزرعه بود...
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
دلمان خوش است به لذت هاي كوتاه
به دروغ هايي كه از راست بودن قشنگ ترند
به اينكه كسي برايمان دل بسوزاند
يا كسي عاشقمان شود
با شاخه گلي دل مي بنديم
و با جمله اي دل مي كنيم
دلمان خوش مي شود به برآوردن خواهشي و چشيدن لذتي
زندگی مثله یه نقاشی میمونه
طوری زندگی کن که هیچوقت حسرت یه پاکن رو نخوری