صفحه 75 از 555 نخستنخست ... 255556575859606162636465666768697071727374757677787980818283848586878889909192939495125175225 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 741 تا 750 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #741
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اين آخرين پاييزيه ، که مــــن در انتظــارتم

    ديگه تورو نمي بينم ،‌شبــــا کنـــار پنــجره

    من موندم و اين کوچه و عمري که داره مي گذره

    وقتي که دلتنگت مي شم حس مي کــــنم کنــارتم

    اين آخرين پاييزيه ، که مــــن در انتظــارتم

    مي خواي بيا مي خواي نيا ديگه گذشت آب از سرم

    منم مي خوام مثل خودت از هرچي دارم بــــگذرم

    از عشق تو بگــــذرم و راحــت شم از دلواپسي

    ديره اون روزي که بخواي بياي به دادم بـــرسي

    اون عکس يادگاريتم ،‌هنــــوز کنج اتــــاقمه

    گاهي بهش زل مي زنم ،‌بــــا چشمي که پر از غمه

    بعضي روزا حس مي کنم ، هنوز توهم بـه يادمي

    اما يادم مي افـــــته تـو گفتي که بيخيالمي

    من مي دونم الان دلــــت پشيمون از دل کندنه

    از راه دور حرف دلت ،‌رو عکست اينجا مي زنه

    راستش الان تنهاييام ،‌با خـدا خلوت مي کنم

    درد و دلامو گوش مي ده ازش که دعوت مي کنم


  2. #742
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    نمی دانم چه می خواهم خدايا ، به دنبال چه می گردم شب و روز

    نمی دانم چه می خواهم خدايا ، به دنبال چه می گردم شب و روز

    چه می جويد نگاه خسته من ، چرا افسرده است اين قلب پرسوز

    ز جمع آشنايان می گريزم ، به كنجی می خزم آرام و خاموش

    نگاهم غوطه ور در تيرگيها ، به بيمار دل خود می دهم گوش

    گريزانم از اين مردم كه با من، به ظاهر همدم و يكرنگ هستند

    ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پيرايه بستند

    از اين مردم كه تا شعرم شنيدند ، برويم چون گلی خوشبو شكفتند

    ولی آن دم كه در خلوت نشستند ، مرا ديوانه ای بدنام گفتند

    دل من ای دل ديوانه من ، كه می سوزی از اين بيگانگی ها

    مكن ديگر ز دست غير فرياد ، خدا را بس كن اين ديوانگی ها


  3. #743
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تو گفتی گریه کن تا آروم بشی ...

    آره... یه وقتهایی با گریه آروم میشدم...

    دیگه هر چقدر هم اشک بریزم بازم آروم نمیشم...

    دیگه تا کنار پنجره می ایستم بی خودی بغض میکنم ...بی قرار میشم...

    تو گفتی بیا با خودم حرف بزن ...به خودم بگو...

    نمیتونم...اگه با حرف نزدن بمیرم ...میمیرم و هیچی نمیگم...

    تو گفتی دستتو بده به من و از اون گوشه بلند شو...آخه این جا هم جا شد تو میشینی؟؟؟

    ولی من دلم میخواد همیشه این گوشه خودمو مخفی کنم...

    به زور خندیدم تا غصه نخوری

    به زور جلوی اشک هامو گرفتم تا غصه نخوری ...

    به زور غذا خوردم تاغصه نخوری ...

    گفتی الان حالت خوبه؟...بهت دروغ گفتم که آره

    گفتی ناراحت نیستی؟...بهت دروغ گفتم که نه

    گفتی حوصله ی منو داری؟...بهت دروغ گفتم که آره

    گفتی دلت گرفته؟...بهت دروغ گفتم که نه

    من واسه قلب مهربونت بمیرم که منو تحمل میکنه...

    دیگه تحمل خودمم واسم سخته...

    دیگه به یه جایی رسیدم که آخرشه...

    .

    از این شبانه خسته ام

    از این ترانه خسته ام

    از این بهانه خسته ام

    مگر گناه من چه بود؟

    بهار هستیم فنا

    مگر چه کرده ام خدا؟

    عذاب بی خطا چرا؟

    مگر گناه من چه بود؟


  4. #744
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    ای آرام جانم،

    ای نقاش روزهای آبی و سبز و سفید،

    ای دمنده آیه خوشبختی،

    ای بهترین بهانه سرودن،

    ای زیباترین موضوع نوشتن،

    ای الهام گر فکرهای خوب

    غزلواره و شعر و ابهام

    هیچ کدام سخنگوی کلام من نیست.

    ای رها شده در پهنه خیالم،

    ای پنهان شده در عمق جانم،

    ای پرنده پر سفید،

    ای مالک سپهر،

    ای مزه شیرین دوست داشتن،

    و ای مهربان، ای صاحب خواب های رنگی،

    ای دمیدنت برابر خوشبختی من،

    وای اشاره ات نگارگر زندگی من،

    ای عزیزترین عزیز من،

    دوستت دارم.

    دستانم را بگیر

    قدم هایم را در راه بگذار

    و چشمانم را به خوبی ها روشن کن

    که محتاج توام و دلتنگ

    دلتنگ تو، و محتاج تو

    ای خوب ترین.


  5. #745
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض


    چند کلمه درد و دل با خدا
    کوچیک تر که بودم فکرمیکردم بارون اشک خداست!!!!!!!!!!!!!!

    ولی مگه خدا هم گریه میکنه؟
    چرا باید دل خدا بگیره؟دوست داشتم زیر بارون قدم
    بزنم تا بوی خدا رو حس کنم،اشک خدارو تو یه
    کاسه جمع کنم تا هروقت دلم گرفت کمی بنوشم
    تا پاک و آسمانی شوم.آسمان که خاکستری
    میشد دل منم ابری می شد حس میکردم که آدما
    دل خدارو شکستند و یا از یاد خدا غافل شدند.
    همه میگفتند:"باران رحمت خداست"ولی حس
    کودکانه من می گفت:.........خدا دلش گرفته و
    از دست آدم بدا داره گریه میکنه!!
    ای خدا جون یعنی زمانی که بارون میباره دلت تو هم از دست ما آدمای بد گرفته و گریه میکنی؟
    پس اگر تو هم دلت میگیره وگریه میکنی؟پس ما کجا بریم ودرودلمونو با کی در میون بذاریم ؟من می دونم که تو از کارای عجیب و غریب ما بنده هات دلت می گیره و اینو هم می دونم که حتی به روی بنده هات هم نمی یاری و همیشه منتظری که به طرفت بیاییم.......

  6. #746
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  khoda.jpg
مشاهده: 241
حجم:  44.4 کیلوبایت
    دلم گرفته، ای خدا

    این روزا هیچکی غیر تو ، درد من ونمی دونه .

    دلم گرفته، ای خدا

    حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه.

    دلم گرفته ازهمه

    از این روزای سوت و کور .

    از این ترانه مردگی، از این شبهای بی عبور.

    تمام لحظه های دلم زیر هجوم حادثه منتظر

    یه راهیه تا دوباره به توبرسه .

    دلم گرفته، ای خدا

    گریه امونم نمی ده ،چرا دیگه حتی دلم

    تو رونشونم نمی ده .

    گناه بی باوری مو ، خودم به گردن می گیرم.

    اگر نگیری دستامو ، تو دستای غم می میرم .

    دلم گرفته ، ای خدا

    واسه رسیدن به تو ،یه فرصت تازه می خوام .

    دوباره دستامو بگیر ، مثل روزای بی کسی.

    دلم گرفته ،ای خدا حتی بهشتو نمی خوام




  7. #747
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    خدایـــا دلــــــم بـــاز امشب گــــــرفته…

    بیــــــا تا کمی با تـــو صـــــحبت کنـــم

    بیا تا دل کوچــــــــــکم را

    خدایـــا فقــــط با تـــو قسمت کنم

    خدایـــــا بیــا پشت آن پنــجــره

    که وا می شود رو به ســــــوی دلــــــــم

    بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن..

    که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم

    خدایـــا کمـــک کـــن :

    که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد..

    کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش…

    مبـــادا بمیـــرد…!!!

    خــــدایــا دلــــــم را

    که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت..

    اگر چه شــــــکســــــته

    شبــــی می فرســــتم بــرایــت…

    گنجشک با خدا قهر بود…

    روزها گذشت و گنجشگ با خدا

    هیچ نگفت

    .فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر

    بار به فرشتگان این گونه می گفت:

    می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و

    یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود

    نگاه میدارد…

    و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

    فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،

    گنجشک هیچ نگفت و…

    خدا لب به سخن گشود :

    با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

    گنجشک گفت :

    لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه

    بی کسی ام.

    تو همان را هم از من گرفتی.

    این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم

    کجای دنیا را گرفته بود؟

    و سنگینی بغضی راه

    کلامش بست…

    سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر

    انداختند.

    خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را

    واژگون کند.

    آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.

    گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

    خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و

    تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!

    اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

    ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت… های های گریه هایش

    ملکوته خدا را پر کرد


  8. #748
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن

    من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن

    به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای

    دل گرفته ی ما بین و دلگشایی کن

    دلی چو آینه دارم نهاده بر سر دست

    ببین به گوشه ی چشمی و خودنمایی کن

    ز روزگار میاموز بی وفایی را

    خدای را که دگر ترک بی وفایی کن

    بلای کینه ی دشمن کشیده ام ای دوست

    تو نیز با دل من طاقت آزمایی کن

    شکایت شب هجران که می تواند گفت

    حکایت دل ما با نی کسایی کن


  9. #749
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    همچنان لحظه های سرد تنهایی میگذرد اما هنوز باور ندارم که تنهایم.
    همچنان عمر میگذرد ولی هنوز باور ندارم که در این دو روز دنیا دو روز آن پر از غم است .
    همچنان زندگی ساز خودش را میزند ولی سرنوشت با آن ساز نمی رقصد.
    همچنان در حسرت بهار نشسته ام ، اما نمیدانم که خزانی زیباتر از بهار را پشت سر گذاشته ام .
    این دل لحظه به لحظه بهانه هایش را بیشتر میکند اما نمیداند حتی این بهانه ها نیز دیگر به یاری او نمی آید .
    همچنان هوای چشمهایم گریان است ، روزها بارانیست و شبها طوفانیست.
    همچنان این لحظه های نفسگیر زندگی را میگذرانم اما هنوز باور ندارم که دیگر هیچ امیدی در قلبم نیست.
    امید من دیروز بود که گذشت ، امید من فرداست که از فردا نیز نا امیدم.
    دیروز هر چه بود گذشت ، اما هر چه پیش خواهد آمد دیگر نخواهد گذشت و در دلم باقی خواهد ماند.
    همچنان از نگاه گل پژمرده در گلدان خشک میفهمم که پرپرم.
    همچنان از آواز بی صدای پرنده در قفس میفهمم که من نیز در قفسی به بزرگی دنیا اسیرم!
    همچنان از سکوت سرد شبانه میفهمم که آسمان بی مهتاب است و امشب نیز شب دلگیریست !
    کسی نیست که به داد این دل برسد ، هر کسی به داد دل خودش میرسد،به داد و فریاد این دل تنها نمیرسد.
    همچنان باید درون خودم فریاد بزنم ، درون خودم اشک بریزم و ناله کنم .
    ای خدا تو شاهد روزگار من باش ، و بیا این درد بی درمان مرا درمان کن.
    دلم میخواهد شاد باشم ، اما شادی جای دیگری اسیر است.
    دلم میخواهد امیدوار باشم ، اما امید من خواب است .
    همچنان لحظه های سرد زندگی میگذرد اما هنوز باور ندارم که وجودم از سردی
    لحظه ها یخ زده است.

  10. #750
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  khoda.jpg
مشاهده: 230
حجم:  36.1 کیلوبایت
    همه چی واسم غریبه

    .
    همه چی رنگ فریبه

    .
    ای امید نا امیدان

    .
    برسون هر چی نصیبه

    .
    ای خداااا , ای خدا , ای خدا

    .

    .
    دیگه نیست صبرو قراری

    .
    آخ چه روزو روزگاری

    .
    مگه ما رو دوست نداری

    .
    ای خدا کجای کاری

    .
    ای خداااا , ای خدا , ای خدا

    .

    .
    ای خدا قسم به عشقو

    .
    به همین حال پریشون

    .
    به وفای عاشقونو

    .
    به صفای چشم گریون

    .
    دیگه طاقتم تمومه

    .
    دیگه فرصتی نمونده

    .
    واسهء عشقو عبادت

    .

    ای خدا قسم به رازم

    .
    که ازت نبوده پنهون

    .
    به تموم اشک چشمام

    .
    به همین شام غریبون

    .
    دیگه طاقتم تمومه

    .
    دیگه فرصتی نمونده

    .
    واسه عشقو عبادت

    .
    دیگه نیست صبرو قراری

    .
    آخ چه روزو روزگاری

    .
    مگه ما رو دوست نداری

    .
    ای خدا کجای کاری

    .
    ای خداااا , ای خدا , ای خدا

    .

    .
    روزگارمون خزون شد

    .
    عشقمون فدای عشق دیگرون شد

    .
    ما که هستیم و نمردیم

    .
    پس چرا عشقو به دیگرون سپردیم

    .
    ما که با زمونه ساختیم

    .
    بد و خوبشو شناختیم

    .
    ای خدا برنده باشیم

    .
    ما که زندگی رو باختیم

    .
    ای خداااا , ای خدا , ای خدا



صفحه 75 از 555 نخستنخست ... 255556575859606162636465666768697071727374757677787980818283848586878889909192939495125175225 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •