صفحه 77 از 555 نخستنخست ... 275758596061626364656667686970717273747576777879808182838485868788899091929394959697127177227 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 761 تا 770 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #761
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    به چه می خندی !؟
    به چه چیز!؟

    به شكست دل من
    یا به پیروزی خویش !؟

    به چه می خندی...!؟
    به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟

    یا به افسونگریه چشمانت
    كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟

    به چه می خندی !؟
    به دل ساده ی من می خندی

    كه دگر تا به ابد نیز به فكر خود نیست !؟
    یا به جفایت كه مرا زیر غرورت له كرد !؟

    به چه می خندی !؟
    به هم آغوشی من با غم ها

    یا به ........
    خنده داراست.....بخند !!

  2. #762
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    من اینقدر عاشقت بودم
    که به عشقم وفا کردم
    اگر چه با عشق بی حدم
    به عشق خود جفا کردم
    من در تعریف دوست داشتن
    هم شاید خطا کردم
    ولی خوشحال از اینم که
    به عشق خود وفا کردم
    هزاران بار شکستن رو
    تحمل کردم و بازم
    پشیمون نیستم از عشقی
    که بسته بال پروازم
    هنوزم میگذره عمرو
    فقط نمیدم (نا امید ) از تقدیر
    تنم زخمیه شلاقه
    شکنجه های بی تاثیر
    تو را در خود نیالودم
    دمی راحت نیاسودم
    تو را در درد تنهایی
    فقط گهگاه دوا بودم
    همان دم که کسی پیشت
    نمیموند من خدا بودم
    به وقت عیش و مستی هات منه عاشق کجا بودم؟
    تنها بودم ولی هرجا
    مثه سایه باهات بودم
    تو با اون قلب سنگ اما
    من عاشق فدات بودم

  3. #763
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻔﺮ ﺑﺴﺘﻢ
    ﺭﻓﺘﻢ... ﺭﻓﺘﻢ... ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻔﺮ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﻫﺮﮐﺠﺎ ﻫﺴﺘﻢ
    ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ
    ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ
    ﭘﯿﺪﺍ ﺷﻮ ﭼﻮ ﻣﺎﻩ ﻧﻮ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺭﯾﺰﺩ ﮔﻞ ﺍﺯ ﺭﺧﺖ ﺩﺭ ﺁﺷﯿﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ
    ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻔﺮ ﺑﺴﺘﻢ....
    ﺁﻫﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﯼ، ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪﯼ
    ﻧﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ، ﺗﻮ ﻧﺎﺯ ﻣﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪﯼ
    ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻧﻈﺮﻡ ﻧﺮﻭﯼ ﭼﻮ ﺭﻭﻡ ﺯ ﺑﺮﺕ ﺯ ﺑﺮﻡ ﻧﺮﻭﯼ
    ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻔﺮ ﺑﺴﺘﻢ... ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺍﺩ ﻣﺎ ﺑﺮﺁﯾﺪ ﭼﻪ ﺷﻮﺩ؟ ﺷﺐ ﻓﺮﺍﻕ ﻣﺎ ﺳﺮﺁﯾﺪ ﭼﻪ ﺷﻮﺩ؟ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﺲ ﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﺒﺮ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻏﻢ ﻧﺼﯿﺒﻢ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﻧﺸﺪ ﻧﺮﻭﯼ ﯾﮏ ﻧﻔﺲ ﺯ ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﺟﻠﻮﻩ ﮔﺮ ﻧﺸﺪ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻔﺮ ﺑﺴﺘﻢ

  4. #764
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    حواست به منم باشه
    هنوز داغون داغونم
    هنوز از سردیه آهم
    نه میگریم نه میخونم
    حواست به منم باشه
    دارم جون میکنم بی تو
    چه معصومانه هر لحظه
    معنا میکنم دردو
    حواست به منم باشه
    هنوز درگیر احساسم
    به جز تو
    حتی من گاهی
    خودم روهم نمیشناسم
    حواست به خدا باشه
    تو که اینقدر بی احساسی
    تو که از من به جز اسمم
    نمیدونی نمیشناسی
    حواست به منم باشه
    خدایا از تو دلگیرم
    دارم از غصه میمیرم
    چرا قسمت همین بوده
    که محتاج و زمین گیرم
    نه آغوشتو میبینم
    نه اجابت میکنی دردم
    یه کاری کن من از اینجا
    به آغوش تو برگردم
    یه کاری کن بیام پیشت
    رو لب هام خنده پیدا شه
    نزارم منتظر بیشتر
    حواست به منم باشه
    خدایا زندگی اینجا
    کنار آدما سخته
    تو دنیا هر کی بدتر بود
    چرا بی درد و خوشبخته
    خدایا کفره حرف من
    نزار لب هام به حرف وا شه
    برای رفتن از دنیا حواست به منم باشه
    یه کاری کن بیام پیشت
    رو لب هام خنده پیدا شه
    نزارم منتظر بیشتر
    حواست به منم باشه
    حواست به منم باشه
    هنوز داغون داغونم
    هنوز از سردیه آهم
    نه میگریم نه میخونم
    حواست به منم باشه

  5. #765
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
    نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت!!!

    و لی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
    گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
    و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
    و خواب خفته گان خفته را آشفته سازد
    بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را

  6. #766
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    ای تمام فکر من در روز و شب

    ای همه هذیان من در سوز تب

    ای نهان در پیکرم چون جان شده

    همچو بوی گل به گل پنهان شده

    آه ..ای بالاترین سوگند من

    ای نهان در گریه و لبخند من

    ای به رگهایم چنان خون گم شده

    در میان دیده ام مردم شده

    ای شکوه آسمان در چشم تو

    ای فدای قهر و ناز و خشم تو

    ای بهشت و گلشن و موعود من

    خون گرم زندگی در پود من

    ای تمنای دل تنهای من

    ای چراغ روشن شبهای من

    جز تو کی دارم به جز تو گفتگو

    ای به گوشم گوشوار آرزو

    گر که یاران غافلند از یاد من

    از دل دیوانه ی نا شاد من

    عشق تو چون در دلم باشد چه غم

    چون که تا روز قیامت با توام

    خلق گویند گر که او یار تست

    مایه غم از چه در اشعار توست

    گر دل او با دل تنگت یکیست

    ناله های حسرتت پس چیست ،چیست؟

    اه من دیوانه ام ...دیوانه ام

    جز تو از خلق جهان بیگانه ام

    دوستت دارم تو می خواهی مرا

    باز می ترسم نمی دانم چرا

    وای اگر روزی فراموشم کنی

    با غم هجران هم آغوشم کنی

    وای اگر نامم بمیرد بر لبت

    یا فرو نشیند این سوز تبت

    آه می ترسم شبی طوفان شود

    ساحل امید من ویران شود

    گر ز دریا قطره ای هم کم شود

    مرغ طوفان سینه اش پر غم شود

    ای دلت دریای پاک و روشنم

    مرغ بوتیمار این دریا منم....


  7. #767
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تا تو بودی در شبم، ماه تابان داشتم

    روبروی چشم خود، چشمی غزلخوان داشتم

    حال اگرچه هیچ نذری ، عهده دار وصل نیست

    یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم

    ماجراهایی که با من زیر باران داشتی

    شعر اگر میشد قریب 5 دیوان داشتم

    بعدتو بیش از همه فکرم به این مشغول بود

    من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم

    ساده از(من بی تو میمیرم) گذشتی خوب من

    من به این یک جمله خود سخت ایمان داشتم

    لحظه تشییع من از دور بویت میرسید

    تا چندساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم....


  8. #768
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم
    «باید برم» برای تو فقط یه حرف ساده بود
    کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود
    شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه
    شاید که این عاقبتِ این جوری عاشق شدنه


    سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه
    به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه
    همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره
    میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره
    همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه
    یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه

    دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون
    اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون
    بمون برای کوچه‌ای که بی تو لبریزه غمه
    ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه

    بمون واسه خونه‌ای که محتاج عطر تن توست
    بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست...

  9. #769
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دلم تنگه ....



    گل ناز . . .

    گل نازم
    تو با من مهربون باش
    واسه چشمام پل رنگین کمون باش
    اسیر باد و بارونم شب و روز
    گل این باغ بی نام و نشون باش
    من عاشقی دلخونم
    شکسته ای محزونم
    پناه این دل بی آشیون باش
    دلم تنگه تو با من مهربون باش

    گل ناز آسمونم بی ستاره است
    مثه ابرا دل من پاره پاره ست
    دوباره عطر تو پیچیده در باد
    نفس امشب برام عمر دوباره است
    من عاشقی دلخونم
    شکسته ای محزونم
    پناه این دل بی آشیون باش
    دلم تنگه تو با من مهربون باش

    گل نازم بگو بارون بباره
    که چشماتو به یاد من میاره
    تماشای تو زیر عطر بارون
    چه با من می کنه امشب دوباره
    شب و تنهایی و ماه و ستاره
    من عاشقی دلخونم
    شکسته ای محزونم
    پناه این دل بی آشیون باش
    دلم تنگه تو با من مهربون باش

    ...
    گل ناز
    گل ناز
    گل ناز
    دست خواهش کودکانه ام قد می کشد تا ساقه ات

  10. #770
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    «خانه دوست كجاست؟»

    در فلق بود كه پرسيد سوار.

    آسمان مكثي كرد.


    رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت
    به تاريكي شن ها بخشيد
    و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت‌:


    «نرسيده به درخت‌،
    كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
    و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است


    مي روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ‌، سر به در مي آرد،
    پس به سمت گل تنهايي مي پيچي‌،
    دو قدم مانده به گل‌،
    پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني
    و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد.



    در صميميت سيال فضا، خش خشي مي شنوي‌:
    كودكي مي بيني
    رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور
    و از او مي پرسي

    خانه دوست كجاست.»

صفحه 77 از 555 نخستنخست ... 275758596061626364656667686970717273747576777879808182838485868788899091929394959697127177227 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •