صفحه 85 از 555 نخستنخست ... 356566676869707172737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105135185235 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 841 تا 850 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #841
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    رسوب فصلها رابرمرداب تاریخ نگاه میکنم

    وسبزه های فراموشی رابه امیدِامیدواری گره میزنم.
    حالم خوب است
    تنهاازدرون به برون راهی نمی یابم.
    بااین وجوداصلاً دلم تنگِ گشودن هیج پنجره ایی نیست.
    فصل کاشت رااینجا من،بافرصت معاش توضیح میدهم
    وهیچ ازمرد بقال نمی پرسم:
    زندگی چگونه است؟
    کوتاه میمانم تا داسهای سرنوشت،
    فصل برداشت مرابه پایکوبی ننشینند؛
    راه می روم ازروی رسوب فصلها،-
    وتٌرشدن انگشتان پاهایم را نشانه ی تعجیل وفرونرفتن میدانم
    تغیرمیدهم جهان رازیرسقفی که خانه ام نام دارد-
    وهرصبح وقتی ازدربیرون میروم،دوباره این جهانی می شوم
    باعقلی نه درحدود معاش اما برای معاش،
    درروزهایی که تنها تا غروب بطول میانجامد
    حالم خوب است وخوب می دانم
    «زندگی اشاعه ی خوبی هانیست»
    زندگی عادتِ فایده است
    بااین وجودهنوزهم حالم خوب است
    زیراتغیرمیدهم جهان راهرشام زیرسقفی که خانه ام نام دارد...



  2. #842
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تو را به ياد آن روز


    تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده


    تو را به روز اول بار ديدنت


    تو را به اولين نگاه عاشقانه


    تو را به ياد بارون روز نيامدنت


    تو را به تنهايي روز رفتنت


    تو را به بوي بارون روز برگشتنت

    .

    .

    .


    تنهايم مگذار ديگر

  3. #843
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض


    تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
    چه جنونی
    چه نیازی
    چه غمی است
    یا نگاه تو ،که پر از عصمت راز
    بر من افتد چه عذاب و ستمی است
    دردم این نیست
    ولی ...
    دردم این است که من بی تو دگر
    از جهان دورم و بی خویشتنم ...
    تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم

  4. #844
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    روزگارم همه اش تلخ نبودت شده است
    شب و روزم همه در ذکر و سجودت شده است

    گفته بودم که مرو از بر من ای صنمم
    زینکه این خانه دگر گرم وجودت شده است

    به دلم غصه زیاد است چه گویم ز غمت
    کار این سینه دگر مدح و سرودت شده است

    دوست دارم همه جا عشق تو را جار زنم
    وای زان روز که قفلی به گلویت شده است !

    عاشقت گشتم و سوزم ز فراقت گل من
    دیده مشتاق تو و دیدن رویت شده است

    لمس موی تو دگر گرچه خیالی عبث است
    دست دلتنگ تو و شانه به مویت شده است

    خانه ام پر شده از غم ، همه ی زندگیم
    حسرتم بار دگر بویش بویت شده است

    انتظارت بکشم تا به ابد همنفسم
    آی و بنگر که دلم زخم نبودت شده است

  5. #845
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    شاید این فاصله ها هرگز به رسیدن نرسد

    شاید این کالترین قصه به چیدن نرسد

    بال پروازی اگرهست به سوغات بیار

    مگذار از قفس این تن به پریدن نرسد

    از تن خسته من بی تو دراین غربت وادی

    سایه ای مانده که شاید به تپیدن نرسد

    رفته ای زود بیایی ، تو اگر بر دل من

    خنجری هست که شاید به بریدن نرسد

  6. #846
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    بی تو طوفان زده دشت جنونم
    صید افتاده به خونم
    تو چه‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟

    بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
    بی من از شهر سفر کردی و رفتی
    قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

    تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
    تو ندیدی ...
    نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

    چون در خانه ببستم،
    دگر از پا نشستم
    گوئیا زلزله آمد،
    گوئیا خانه فروریخت سر من

    بی تو من در همه شهر غریبم
    بی تو، کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
    بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

    تو همه بود و نبودی
    تو همه شعر و سرودی

    چه گریزی ز بر من
    که ز کوی‌ات نگریزم
    گر بمیرم ز غم دل
    به تو هرگز نستیزم

    من و یک لحظه جدایی؟!
    نتوانم، نتوانم
    بی تو من زنده نمانم

  7. #847
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    برای تمام روزهای پشت سر گذاشته ام


    برای تمام موهای رنگ باخته ام


    برای چک چک شمع های تولدم


    که همه در انتظار دمی برای خاموش شدنند


    از اين همه بزرگ شدن خسته ام


    از تمام اين سالها


    در کوله ام


    فقط فاصله را همراه دارم


    ...

  8. #848
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض


    آغوش تو بهشت

    روياي لحظه هاي بيداري و جنون

    يادي كه يك نفس رهايم نمي كند

    نگاه كن كه شعله ي نگاهت تعبير دوزخ است !

    من عاصي و اسير

    در حسرت بهشت

    و به كيفر كفر سجده بر جهنم

    در برزخ بي تو بودنم!

    سوزاندي ام به دوزخ نگاه و تمنا

    كي مي خواني ام به بهشت خويش

    كي مي نوازي ام به آيه اي از حضور عشق.

    .

    .

    .

    ؟!


  9. #849
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دیگه دلخوشی جز دفتر تنهایی ندارم


    دفتری که یکی یکی برگ هاش با خاطره ها پر شده


    به خودم می گم چطور ِ که دفتر طاقت غصه هام رو در بیارم


    یکی یکی برگهاشو ورق می زنم هر چی بیشتر به آخرش نزدیک

    می شم تنهاییم بیشتر بیشتر می شه ...


    نمی دونم چرا توی این سکوت منتظرم


    حس انتظاری که برای خودم هم تازگی داره


    شاید باز دلتنگ شدم


    دلتنگ مهربانی که هفت روز هفته به حرف هام گوش می ده

    و در جواب فقط سکوت رو بدرقه راهم می کنه


    ..........................


    چه زود دیر شد زودی که همیشه حقیقتی رو پشت خودش پنهان کرد

    و برای من چیزی جز حسرت نذاشت...


    دلم حتی برای گریه هام هم تنگ شده


    دیگه اشکی هم برام نموده تا دوباره آرومم کنه


    از خدا می خوام بهم آرامشی در خورم بده تا واسطه آرامش دیگران باشم


    سرم رو روی زانوهام می زارم و چشم هام رو می بندم

    و به خاطرات این چند مدت فکر می کنم ...


    خیلی آروم سرم رو بلند می کنم و جلوی چشمام طلوع اولین ستاره شب

    رو می بینم خیلی سرد بهش میگم دوست داری همراز من باشی...

  10. #850
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم.

    دوباره می خواهم به سوی تو بیایم.تو را کجا می توان دید؟

    در آواز شب اویز های عاشق؟

    در چشمان یک عاشق مضطرب؟

    در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟

    دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند،برای تو نامه بنویسم.

    و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی.

    ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز
    بخوانم.

    کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم.

    می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به
    دنیا نیایند.

    می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود.

    می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو
    هدیه نشود.

    دوباره شب،دوباره طپش این دل بی قرارم.

    دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد.

    دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم.

    دوباره شب ،دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابر های عالم پر نمی شود.

    دوباره شب،دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته.

    دوباره شب،دوباره تنهایی،دوباره سکوت،دوباره من و یک دنیا خاطره...

صفحه 85 از 555 نخستنخست ... 356566676869707172737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105135185235 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •