صفحه 95 از 555 نخستنخست ... 4575767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112113114115145195245 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 941 تا 950 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #941
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تو گفتی که براش می میری و مردی

    آره مردی همون فردا ، آدم برفی
    دیگه یخ سمبل قلبای سنگی نیست
    سفیدی داشتی و سرما ، آدم برفی
    تو آفتاب و می خواستی تا دراومد اون
    واسش مردی ، چه قدرزیبا ، آدم برفی

  2. #942
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    پشت پلک های غروب



    چشم او منتظر است


    مثل دیوانه گیسو در باد


    مثل پروانه زخمی در باد


    دست او اشک مرا می کاود


    پشت آن پنجره باران خورده


    دلم انگار فرو می ریزد


    هیچ کس اینجا نیست


    منم و خیال یک عشق غریب


    او چقدر نزدیک است


    پشت یک ثانیه او جا مانده


    من به این فاصله می اندیشم


    و به آواز نگاهی که مرا می خواند


    او چقدر نزدیک است

  3. #943
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    باور نداشتم
    که گل آرزوی من،
    با دست نازنین تو بر خاک ها اوفتد

    با این همه، هنوز به جان ، می پرستمت

    به ا...اگر که عشق ،چنین پاک اوفتد

    می بینمت هنوز به دیدار واپسین

    گریان ، در آمدی که فریدون،خدا نخواست

    غافل که من بجز تو خدایی نداشتم

    اما دریغ و درد نگفتی چرا نخواست

    بیچاره دل خطای تو در چشم او نکوست

    گوید به من " هر آنچه که او کرد خوب بود"

    فردای ما نیامد و خورشید آرزو

    تنها سپیده ای زد وآنگاه غروب کرد

  4. #944
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
    بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
    تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
    چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
    تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
    که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
    مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
    چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
    چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
    که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب
    تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
    حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
    دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

    چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
    کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟

    که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

  5. #945
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    سالها رفت و هنوز

    یک نفر نیست بپرسد از من

    که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

    صبح تا نیمه ی شب منتظری

    همه جا می نگری

    گاه با ماه سخن می گویی

    گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

    راستی گمشده ات کیست؟

    کجاست؟

    صدفی در دریا است؟

    نوری از روزنه فرداهاست

    یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

  6. #946
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    مرا از غصه می‌میرانی ای عشق
    خودت می‌بینی و می‌دانی ای عشقمن از پروای تو شوق تو دارم
    که تو هم درد و هم درمانی ای عشق که می‌گوید نمی‌گریند مردان؟
    تو اشک هر شب مردانی ای عشق معمایی برایم طرح کردی
    که خود در حل آن می‌مانی ای عشق که حل آن نه وصل است و نه هجران
    نه در وصل و نه در هجرانی ای عشق هزاران قلب را ویرانه کردی
    ولی کُنج دل ویرانی ای عشق چه جرمی داشتند قربانیانت؟
    سزای جرم بی‌تاوانی ای عشق جواب سخت پرسش‌های آسان
    چقدر پیچیده و آسانی ای عشق هوای ابر و باران بهاری
    پر از آرامش و عصیانی ای عشق جهان مثل تو غوغایی ندیده‌ست
    عجیب از دیده‌ها پنهانی ای عشق گهی در کوزه‌ی این سینه هستی
    گهی هم بحر بی‌پایانی ای عشق چنان باران سیل آسایی هستی
    ولی نه سیل و نه بارانی ای عشق به هر چیزی تو را تشبیه گویم؛

    به آن چیز دگر می‌مانی ای عشق گهی پر می‌کشی از فرش تا عرش
    گهی هم آفت ایمانی ای عشقتو بودی میوه‌ی ممنوعه‌ی ما
    درنگ لحظه‌ی انسانی ای عشق چه آسان می‌نمودی اول راه
    ندانستم بلای جانی ای عشق اگرچه درد تو درمان ندارد
    دوای درد بی‌درمانی ای عشق

  7. #947
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی،بوته ای در دامنه ای باش،

    ولی بهترین بوته‌ای باش كه در كناره راه می‌روید.
    اگر نمی‌توانی بوته‌ای باشی،علف كوچكی باش و چشم‌انداز كنار شاه راهی
    را شادمانه‌تر كن.......
    اگر نمی‌توانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچك باش،
    ولی بازیگوش‌ترین ماهی دریاچه!
    همه ما را كه ناخدا نمی‌كنند، ملوان هم می‌توان بود.
    در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ،
    كارهای كمی كوچكتر و آنچه كه وظیفه ماست،
    چندان دور از دسترس نیست.
    اگرنمی‌توانی شاه راه باشی،كوره راه باش،
    اگر نمی‌توانی خورشید باشی، ستاره باش،
    با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند. هر آنچه كه هستی، بهترینش باش..........

  8. #948
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    با من باش...

    خاطرم نیست تو از بارانی

    یا که از نسل نسیم.....

    هر چه هستی گذرا نیست خیالت...

    یادت.....

    فقط اهسته بگو با دلم میمانی....؟؟

  9. #949
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دست هايم به آرزوهايم نمی رسند

    آرزوهايم بسيار دورند

    ولی درخت سبز صبرم می گويد

    اميدی هست ، خدايی هست

    اين بار برای رسيدن به آرزوهايم

    يک صندلی زير پايم می گذارم

    شايد اين بار

    دستم به آرزوهايم برسد

  10. #950
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    فانوس مهربانیت را

    شعله پایین کشیدی


    که حتی


    درکوچه تاریکی دل


    سو سوی امید وروشنی


    هدیه نمیکنی؟

صفحه 95 از 555 نخستنخست ... 4575767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112113114115145195245 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •