صفحه 9 از 17 نخستنخست 1234567891011121314151617 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 162

موضوع: درد و دل و مناجات با خدا

  1. #81
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خداوندا
    به سختی قرارم دادی
    تنبیه تو در توان من نیست
    خود گفتی به اندازه صبر مصیبت است
    این چه مصیبتیست که از گنه کاران حمایت میکنی

    کاش من هم گنه کار بودم و میبخشیدی

    اگر پاکم چرا نمی بخشی
    اگر گنه کارم چرا کمک نمیکنی ، تو به گنه کاران هم کمک کردی و من دیدم

    پس من چه هستم

  2. #82
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    اگر مرا توان آن باشد که نام خدا را پیوسته تکرار کنم...
    نامی که
    شیرین تر از همه نام هاست ،
    مالک همه زیباییها ،
    ابرهای سپید ،
    ماه تابان ،
    نیلوفرهای پرطراوت طبیعت و موسیقی های طبیعت است ...
    نیاز به هیچ نیایش دیگری نیست
    خدایا
    مرا توانایی آن ده که
    نام های زیبایت را در تمام مراحل زندگی
    در تمام لحظه های زندگیم
    زمزمه کنم و
    به درک کامل برسم

  3. #83
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خدایا دلی که در تب و تاب معشوق می تپد، مشغول ما سواه نمی شود. ظرف دل ما را از هرچه جز شهد عشق تهی کن!

    خدایا اگر ابتدا پاک باید شد و آنگاه نظر بر رخ آن پاک انداخت، این وجود آلوده ما و دست مطهر تو.


    خدایا اگر اول باید خانه دل از اغیار خالی کرد و آنگاه مهمان طلبید، تویی که خود صاحبخانه ای، خانه ات را دریاب.

    خدایا کسی که گمشده دارد، در جمع غفلت زدگان پیدا نمی شود. و اگر پیدا شد همدل و همنوا نمی شود. و اگر به جسم پیدا شد روحش از طلب جدا نمی شود. روح مارا طالب و جستجو گر محبوب قرار بده.

  4. #84
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    گفتم:يا الهی الذی امرتنی بالدعا و ضمنت الاجابهُ پس چرا آمال مرا اجابت ننمايی؟
    گفت: آيا فراموش کرده ايد آن صبح صادق روشنی را که به سه کلمه طيبه تکلم فرمودم که با دلهای مرده که به آمال و آرزو آلوده شده نزد من ميائيد.
    گفتم: خدايا مگر نگفتی چشم به ملکوت ابهی برگشا و آنچه خواهی از او خواه!
    گفت: باز هم می گويم آيا فراموش کرده ايد که فرمودم آنچه برای شما نخواهم هرگز مخواهيد.
    گفتم: پس چه بخواهم ؟
    گفت: حب مرا سرمايه خود کن و چون بصر و جان عزيزش دار.
    گفتم: چگونه نشان دهم که حب تو را در دل و جان دارم؟
    گفت: لکل شئی علامة و علامة الحب الصبر فی بلائی .
    گفتم:اگر عامل نباشم چه می شود؟
    گفت: ان لم تحبنی لن احبک ابداٌ
    گفتم: قبول. اگر عامل نباشم چه می شود؟
    گفت: فاحببنی کی اذکرک و فی الروح الحياة اثبتک.

    گفتم: اگر بخواهم بر بلايت صبر نکنيم چه کنيم؟
    گفت: فليطلب ربا سوائی
    گفتم: ببخشيد حرفم را پس گرفتم ما را با حب و عشق تو چقدر فاصله است؟
    گفت: قدمی فاصله قدم اول بردار و قدم ديگر در عالم قدم گذار.
    گفتم: برايم ثقبل است راه آن چيست؟
    گفت: قلب را به صيقل روح پاک کن و آهنگ ساحت لولاک نما.
    گفتم: از چه راهی به ساحت لولاک توان آمد؟
    گفت: در سبيل قدس چلاک شو و بر افلاک انس قدم گذار.
    گفتم: بر افلاک انس چگونه توان قدم گذاشت.
    گفت: انس دونی و آنس بروحی .
    گفتم: چگونه توان به روحت انس گرفت؟
    گفت: هرگز شنيده ايی که يار و اغيار در قلبی بگنجد پس اغيار را بران تا جانان به منزل خود درآيد.
    گفتم: با اين قلب چه توان کرد؟ اغيار را چگونه برانم؟
    گفت: املک قلباَ جيداَ حسناَ منيراَ لتملک ملکاَ دائماَ باقياَ ازلياَ قديماَ.
    گفتم: بعد از به دست آوردن اين ملک چه کنم؟
    گفت: پس در سرادق خلد وارد شو.
    گفتم: در سرادق خلد در چه خانه ای ساکن شوم؟
    گفت: جز در گلبن معانی جای مگزين و در صبای جانان وطن مگير و جز در قاف وفا محل مپذير اين است مکان تو اگر بلامکان به پر جان بر پری و آهنگ مقام خود رايگان نمائی.

  5. #85
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    الهی! آن زمان که غم های ناشناخته،

    قلب های فرسوده ما را می خراشد،

    قطره ای از دریای بی کران لطف خود را بر روی ما بیفشان.

    الهی! آتش ها در محبت تو سرد است و همه نعمت ها بی لطف تو درد.

    الهی! اگر غافل ار عبادت تو هستیم،کافر بر وجودت نیستم.

    الهی! اگر تو را دور می دانند،نزدیکتر از جانی و هرچه نشان می دهند،برتر از آنی.

    الهی! تو را می پرستیم و دل هایمان بر وجودت گواهی می دهد.

    صفایمان ببخش و فلبهایمان را جایگاه وفا کن.

  6. #86
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خدايا به هر که ميوه سنگين عشق می دهی ٬ شاخه وجودش را می شکنی . تو خود

    مرهم شاخه های شکسته باش.

    ديده ام عشقهايی را که می آيند و خيالاتی را که جان می گيرند

    گذرانده ام ٬ شبهايی از جنون را و شبهايی که تا بی انتهايی امتداد دارند

    عاشق گشته ام از برای سرگرمی و از برای دل

    ديده ام لبهای بر افروخته و نا محدود بودن احساسات را

    و آن بوسه هايی که گويای دوست داشتن است

    هر آنچه هستم و هر آنچه دارم را فدا کرده ام درد عشق ورزيدن را کشيده ام

    و پوست ماه شب چهارده را لمس کرده ام پوستی که تو آنرا به زهر آلوده کرده ای

    من فرشته ای را از نزديک ديده ام و بهشت را در پشت خانه ام...

    اما همچون تو کسی نديده ام.

    خدايا ! ما اگر بد کنيم ٬ تو را بنده های خوب بسيار است

    تو اگر مدارا نکنی ما را خدای ديگری کجاس

  7. #87
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خداوندا

    مرا انسانی بساز که ترا بشناسد و خودرا بشناسد.

    مرا چندان قوی گردان که به گاه ناتوانی از سستی خود آگاه گردم.

    چنان جسور و با شهامتم کن که بهنگام وحشت جرات مقابله بــا خويشتن را داشته باشم.

    مرا انسانی بساز که بهنگام شکست شرافتمندانه درخوداحساس کبر و غرورکنم و به گاه پيروزی فروتن ونجيب باشم.

    مرا انسانی بساز که از ناملايمات زندگی روی بر نتابم .

    به هنگامی که بايد سينه سپر کنم پشت بر نگردانم.

    مرا به جاده آسايش راهنمايی نکن بلکه به راهی سخت و دشوار مرا مورد آزمون خود قرار بده تا باناملايمات دست به مبارزه بزنم و سربلند بيرون آيم.

    مرا انسانی قرار بده که دلش روشن و صاف و هدف زندگيش عالی باشد .

    پيش از اينکه در انديشه فرمانروايی بر ديگران باشد بر خويشتن حکومت کنم.

    مرا انسانی بساز که خنديدن را بياموزد اما گريستن رانيزهرگز از خاطر نبرد.

    انسانی که گام درآينده بگذارد ولی گذشته را نيز هرگز فراموش نکند.

    واز همه مهمتر در مقابل چشمان جادويی و افسونگر هيچ کس تسليم نشو دو مسحور نگردد.

    خدايا من تاب تحمل ندارم مرا به حال خود وامگذار

    اي مهربانترین مهربانان و ای بهترین تکیه گاه و پناه امید واران

  8. #88
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خدايا عاصی و خسته به درگاه تو روو کردم

    نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم

    دلم ديگر به جان آمد در اين شبهای تنهايی

    بيا بشنو تو فريادی که پنهان در گلو کردم

    دلم ديگر به جان آمد در اين شبهای تنهايی

    بيا بشنو تو فريادی که پنهان در گلو کردم

  9. #89
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خدايا...

    تو مسئولی خداوندا مرا بی آنکه خود خواهم اسير زندگی کردی..

    کدامين دست جز دست تو غم ريزد به کام من

    چرا شد قرعهء محنت بنام من

    که حتی نيمه شبها اشک غم ريزم بپای تو

    به اميد صفای تو ... به اميد دوای تو ...

  10. #90
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    (معــبود)
    ای خــدا ای خــالــق کــــون و مکـــان
    ای تـــویی دانـــای پیـــــــدا و نهـــــان

    ای منــــزه صــــاحب بخشــش تـویی
    پـاســـخ هـــر حاجت و پرسش تـویی

    غیــــر تـو هرگـــز خـدایی ای کـــــریم
    نیستی معبودی به جز تو ای کــــریم

    ایمـــــنی بخــــش دل حیـــــــران مــا
    صــــاحب ایـن روح ســـــرگــــردان مـا

    خـــالــــــق نـور و ز آن بـــرتــــر تـویی
    بـر تمـــــام کـائنـــــات ســــرور تـویی

    آنچــــه بـاشـــد در زمین و آســـــمان
    میکــــند تســــبیح تـو بـا هــــر زبــان

    دافـــع رنج و غمـــــی نـامت دواست
    ای جمیل ای مهربان ذکرت شفاست

    ای کـه اکنــون حجتت در پــرده است
    خوان لطفت هر طرف گسـترده است

    آتش ســـوزان گلســـتان از تـو شـــد
    عـالم امکـــان نمــــــایـان از تـو شـــد

    آب دریـا بهـــر مـوســــایت شـــکافت
    کــس بـه کــــنه لایــزالت ره نیــــافت

    ای خــدای کعـــــــبه ای پـروردگـــــار
    ای مهــــیمن ای نعـــــیم ای پـایــدار

    ای خجـــــسته ای امیــــد بیکســـان
    از حـریم فضــــــل خـود مــا را مــــران

    مقـــــتدر ای خـالـق هفت آســـــمان
    مـا را از نــار جهــــــــنم وا رهـــــــــان

صفحه 9 از 17 نخستنخست 1234567891011121314151617 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •