صفحه 128 از 555 نخستنخست ... 2878108109110111112113114115116117118119120121122123124125126127128129130131132133134135136137138139140141142143144145146147148178228278 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,271 تا 1,280 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #1271
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    دلم پر است پر از لحظه هاي باراني
    پرم ز گريه پر از گريه هاي طولاني
    طلسم بغضم ااگر بشكند زدلتنگي
    شكسته دل ترم از ابر هاي باراني
    بيا به دامنم اي اشك لحظه اي بنشين
    مگر غبار دلم را دوباره بنشاني
    بيا كه چشم به راهت نشسته اي اشك
    بيا كه با تو شبم مي شود چراغاني
    شب است و خلوت و تنهايي و تلاطم درد
    من وخيال تو و گريه هاي پنهاني
    به روي شانه ي دل سر نهاده مي گريم
    به ياد چشم تو و آن نگاه پاياني
    مرا در آبي چشمان خود رها كردي
    چگونه بگذرم از موج هاي طوفاني
    به وسعتي كه ندارد كرانه يعني عشق
    عبور مي كنم اما به سمت ويراني
    بيا كه با سر زلفت به هم گره خورده است
    شب سياه من و قصه ي پريشاني
    تمام پنجره ها را گشوده ام بر صبح
    بيا به خلوتم اي آفتاب روحاني
    ميان اين همه گل هاي عشق پرورده
    به برگ تازه گل هاي ياس مي ماني
    تو آرزوي مني با دلم هم احساسي
    چرا براي دل من غزل نمي خواني

  2. #1272
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    در حجم خالی حضورت،
    تمام لحظه‌ها را آجری
    و از هر آجری ديواری ساختم.
    هوايی برای نفس‌کشيدن نيست
    و گامهای زيادی تا فاصله ...
    نازدانه من!
    اگر حجم ثانيه‌ها امانت دادند، بدان:
    به اندازه تمام انتظارها، بی‌قرارت بوده‌ام ...

  3. #1273
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    چه کسی می داند ؟

    چه کسی می داند ؟

    شاید امشب شب آخر باشد که مرا می بینی

    شاید امشب ،زمان رفته به خواب بر چشم ترم بنشیند

    چه کسی می داند؟

    شاید اینجا پس این پرده ی شب

    یک نفر بیدار است که مرا خواب کند

    شاید این فاصله ها ،شاید حرمت این عشق بزرگ

    نام ننگین مرا آوازه کند

    چه کسی می داند؟

    شاید امشب شب آخر باشد ،که مرا می بینی

    مگذارم تنها

    مگذارم که چنین خسته بمانم در راه

    لحظه ای با من باش...

  4. #1274
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خداحافظ
    خداحافظ همین حالا
    همین حالا که من تنهام
    خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شدن چشمام
    خداحافظ کمی غمگین
    به یاد اون همه تردید
    به یاد آسمونی که من رو از چشم تو می دید
    اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست
    نه اینکه می شه باور کرد دوباره آخر جادست
    خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
    بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
    خداحافظ همین حالا...

  5. #1275
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    هنوز
    دامنه دارد
    هنوز هم که هنوز است
    درد
    دامنه دارد

    شروع شاخه ادراک
    طنین نام نخستین
    تکان شانه خاک
    و طعم میوه ممنوع
    که تا تنفس سنگ
    ادامه خواهد داشت

    و درد
    هنوز دامنه دارد...

  6. #1276
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    تو شبا با من مي گفتي

    توگفتی بايد رها بود

    و الا از پا مي افتي

    تو گفتي كه دل رو بسپار

    به تلاطم زمانه

    گوش بده به حرف قلبت

    به سكوت عاشقانه

    تو گفتي دنيا دو روزه

    جائي نيست براي ترديد

  7. #1277
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته
    شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته
    من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي
    ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي

  8. #1278
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    لحظه‌ها را قدر دان
    همدلیها، لذت دیدار را...
    خوب می‌دانم که
    یک دو روزی دیگر، فرصتم می‌میرد
    می‌رسد وقت سفر؛
    بعد از آن هم شاید که نگاه من و تو،
    باز در حسرت دیدار بمانند ولی؛
    من به این معتقدم:
    زندگی یک لحظه است
    و همین یک لحظه، مملو از خاطره‌هاست...
    لحظه‌ها را قدر دان...
    می‌رسد وقت سفر
    یک دو روزی دیگر...

  9. #1279
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من سكوتم، تو ترانه! من يه فانوس، تو زبانه!
    من نگاه مات ُگنگم، تو نگاهي عاشقانه!
    من يه زخمم، تو يه مرهم، من به ندرت، تو دمادم!
    من یه باغ گر گرفته! تو مث نزول شبنم!
    من و تو دو تا عروسك با چشاي تيله اي!
    منو تو زندونی خاطره هاي پيله اي!
    من يه عكس پر غبار از يه ترانه ساز لال،
    اما تو هنوز مث باور يك قبيله اي!
    من پر از شكست تردید، تو شكوه تخت جمشيد!
    من شب شب پره مرده، تو مث طلوع خورشيد!
    من يه شهر بی پرنده، تو بلیط برنده!
    بگو تو حراج چشمات، قیمت ِستاره چنده؟

  10. #1280
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    هیچکی از رفتن من غصه نخورد
    هیچکی با موندن من شاد نشد
    وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
    بغض هیچ آدمی فریاد نشد

    وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
    وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد

    وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
    هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
    اگه شب میرفتم و خورشید نبود
    آسمون خوب میدونم مهتابی بود

    چهره هیچ کسی پژمرده نبود
    گلا اما همه پژمرده بودن
    کسائیکه واسشون مهم بودم
    همه شاید یه جوری مرده بودن...

صفحه 128 از 555 نخستنخست ... 2878108109110111112113114115116117118119120121122123124125126127128129130131132133134135136137138139140141142143144145146147148178228278 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •