-
مدیر بازنشسته
به روي گونه تابيدي و رفتي
مرا با عشق سنجيدي و رفتي
تمام هستي ام نيلوفري بود
تو هستي مرا چيدي و رفتي
كنار انتظارت تا سحر گاه
شبي همپاي پيچك ها نشستم
تو از راه آمدي با ناز و آن وقت
تمنای مرا دیدی و رفتی
شبي از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم براي قصه ام سوخت
-
-
مدیر بازنشسته
گر چه میدانم وسعت یک قلب به اندازه یک عشق به بزرگی دل نازنینت برای تمام لحظه های آرامش من گنجایش این وجود کوچکم را ندارد .
گر چه میدانم دستهای کوچک خیال من بیهوده در تمنای احساس دستهای نوازش تو میگردد میان همه ی صفحات سفید خیال رهای تو.
من میمانم شرمنده از آمدنم و خجل از رفتنم در فضای دل انگیز دل عاشق تو که جواب تو به هر کنجکاوی من آشوبی بزرگ برای اسیری است که دلهره امانش را بریده...
-
-
مدیر بازنشسته
!! چه زود می گذرد روزهای بی تو
! در میان کدامین چهار راه ، در امتداد کدام راه نا تمام مانده ای
که دیگر خبری از تو به گوش نمی رسد
! به راستی هستی ، یا تو هم
عادت نکرده ام به نبودنت ، اینرا نگاههای بی دلیلم می گوید
اینرا ... ، چه می دانم ، خودم که می فهمم چه می گویم
! تو هم اگر مرا شناخته باشی می فهمی
! می گویند نزدیک است آمدنت ، باور نمی کنم ،
آخر آدمهای اینجا زیاد دروغ می گویند
! ولی بعضی وقتها عجیب حست می کنم
... بگو که گاه مونس تنهاییهایم میشوی ،
بگو که اشتباه نمی کنم ، بگو که سفر می کنی به لحظه هایم
! نمی شنوم ، کمی بلندتر ، کمی شمرده تر ، کمی نزدیکتر ، کمی مهربانتر
!! ، می بینی ، هنوز فراموشت نكرده ام
-
-
مدیر بازنشسته
من اگر می دانستم
تعبیر بوسه در خواب های کودکی
دوری هم آغوشی لبخند و عاطفه است...
هوای سرد لالایی های تو
در عصر های دلگیر پاییز به سرم نمی زد
من اگر می دانستم...
اصلا همان دست ها و نگاه و خاطره
همانگونه ساده و مهربان
برایم کافی بود!
مراچه به رویای "دوستت دارم"ها
و حدیث باز آمدن هایی که دیگر
حتی خوابش را هم نمی بینم!!!
-
-
مدیر بازنشسته
من نمی دانستم اما
باران های گاه گاه پاییزی
در دستان تو بود
و زمستان با نگاه سرد تو آغاز شد...
من نمی دانستم
تو ٬انجماد ارادی عاطفه ای!
و بهانه لجبازی های تقدیر
و...
و نمی دانم
چرا در انتظار طلوع بهارم!!!
-
-
مدیر بازنشسته
یاد دارم هر زمان با دوریت یارای پیکارم نبود
چشمها می بستم
در خیالم با دو بال خویشتن
سوی تو پر میزدم
اوج پرواز خیالم بی افق بود
مرزهای بسته ی هفت آسمان را می گشود
کاش میدانستی
چشم من از باز بودن خسته بود
کاش می دانستی
من به چشم بسته از آن آسمانها می گذشتم
تا بدانجا می رسیدم
کز خودم چیزی نبود
هر چه هم بود از تو بود
در من این حال غریب
لحظه لحظه اوج و شدت میگرفت
روزها و هفته ها و ماه ها
راستی انگار
وقت و لحظه معنی خود را نداشت
در من امید نگاه عاشقانه اوج می یافت
آه اما در خیال خام خود بودم...
و نمی دانستم
دست تقدیر برایم چه نوشت!
قبل از آن که صید صیادم شوم او صید شد
و از آن روز دگر
غصه ی آن عشق نافرجام در من مانده است
و از آن لحظه فقط
اشکها یار و وفادار من اند
درک من از عشق این شد
که اگر
زندگي ات با رفتنم بهترخواهد شد
من میروم
-
-
مدیر بازنشسته
سکوتی است جاده انتظارم
تنهاست ستاره شبهای بی کسی ام
داغ دیده شدند اشک هایی که پا به پای رفتنت چکیدند
رها شدند کبوترهای خوش اواز زندگیم
دیگر از گذشته ، تنهایی و اشک هیچ نخواهم گفت
اما بگذار با آرامش این شب لحظه های بارانیم را
برایت با خاموشی چراغ دلم روشن کنم
رفتی مسافر من......
با رفتنت آغاز شد ثانیه به ثانیه تپش این تلخ تنهایی......
تقدس خیال من ، مرا ببخش
-
-
مدیر بازنشسته
دلم براي کسي تنگ است که آفتاب صداقت را
به ميهماني گلهاي باغ مي آورد
و گيسوان بلندش را به بادها مي داد
و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد
دلم براي کسي تنگ است
که چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
و شعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند
دلم براي کسي تنگ است
که همچو کودک معصومي
دلش براي دلم مي سوخت
و مهرباني را نثار من مي کرد
دلم براي کسي تنگ است
که تا شمال ترين شمال با من رفت
و در جنوب ترين جنوب با من بود
کسي که بي من ماند
کسي که با من نيست
کسي که . . .
- دگر کافي ست.
-
-
مدیر بازنشسته
ابرهای غم"
چه بارانی است در بیرون این اتاق!
باران؟
ابرهای همه غم های تاریخ،
یک باره بر سرم باریدن گرفته اند.
کسی نمی داند که در چه دردی و تبی
می سوزم و می نویسم!
-
-
مدیر بازنشسته
هر لحظه حرفی در ما زاده میشود
هر لحظه دردی سر بر میدارد
و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش میکند
این ها بر سینه میریزند و راه فراری نمییابند
مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایشاش چه اندازه است؟
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن