موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #1531
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند
    آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند...
    ...و عاشق هم شدند.
    کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد،
    و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم..
    بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم»
    کرم گفت:« من هم عاشق سرتا پای تو هستم.قول بده که هیچ وقت تغییر نمی کنی..»
    بچه قورباغه گفت :«قول می دهم.»
    ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد.
    درست مثل هوا که تغییر می کند.
    دفعه ی بعد که آنها همدیگر را دیدند، بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود.
    کرم گفت:«تو زیر قولت زدی»
    .

    بچه قورباغه التماس کرد:« من را ببخش دست خودم نبود...من این پا ها را نمی خواهم...
    ...من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»
    کرم گفت:« من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را می خواهم.
    قول بده که دیگر تغییر نمیکنی.»
    بچه قورباغه گفت قول می دهم.
    ولی مثل عوض شدن فصل ها،
    دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند،
    بچه قورباغه هم تغییر کرده بود. دو تا دست درآورده بود.
    کرم گریه کرد :«این دفعه ی دوم است که زیر قولت زدی.»
    بچه قورباغه التماس کرد:«من را ببخش. دست خودم نبود. من این دست ها را نمی خواهم...
    من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»
    کرم گفت:« و من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را...
    این دفعه ی آخر است که می بخشمت.»
    ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد.
    درست مثل دنیا که تغییر می کند.
    دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند،
    او دم نداشت.
    کرم گفت:«تو سه بار زیر قولت زدی و حالا هم دیگر دل من را شکستی.»
    بچه قورباغه گفت:« ولی تو رنگین کمان زیبای من هستی.»
    «آره، ولی تو دیگر مروارید سیاه ودرخشان من نیستی. خداحافظ.»
    کرم از شاخه ی بید بالا رفت و آنقدر به حال خودش گریه کرد تا خوابش برد.
    یک شب گرم و مهتابی،
    کرم از خواب بیدار شد..
    آسمان عوض شده بود،
    درخت ها عوض شده بودند
    همه چیز عوض شده بود...
    اما علاقه ی او به بچه قورباغه تغییر نکرده بود.با این که بچه قورباغه زیر قولش زده بود، اما او تصمیم گرفت ببخشدش.
    بال هایش را خشک کرد.
    بال بال زد و پایین رفت تا بچه قورباغه را پیدا کند.
    آنجا که درخت بید به آب می رسد،
    یک قورباغه روی یک برگ گل سوسن نشسته بود.
    پروانه گفت:«بخشید شما مرواریدٍ...»
    ولی قبل ازینکه بتواند بگوید :«...سیاه و درخشانم را ندیدید؟»
    قورباغه جهید بالا و او را بلعید ،
    و درسته قورتش داد.
    و حالا قورباغه آنجا منتظر است...
    ...با شیفتگی به رنگین کمان زیبایش فکر می کند....
    ...نمی داند که کجا رفته.

  2. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  3. #1532
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    آری
    دوستی دو نيمه دارد
    نيمی از آن عشقی است که دل تو را بيقرار کرده است
    و نيمِ ديگر آن محبتی است که در دل من می تپد

  4. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  5. #1533
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی ...
    دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم ...
    درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی ...
    گوش خواهم داد بی هیچ سخنی ...
    در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی ...
    در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی !!!...



    این گونه شاید احساساتم نمیرد

  6. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  7. #1534
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ی نویسم: " د ی د ا ر"

    تو اگر بی من و دلتنگ منی یك به یك فاصله ها را بردار

    می نویسم: " د ی د ا ر"

  8. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  9. #1535
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    شب را دوست دارم بخاطر تاریکی....
    تاریکی را دوست دارم بخاطر تنهایی...
    تنهایی را دوست دارم بخاطر فکر کردن ...
    فکر کردن را دوست دارم بخاطر تو...
    تو را دوست دارم بخاطر چشمانت...
    چشمانت را دوست دارم
    بخاطر قطرات اشکی که میدانم بر سر مزارم خواهی ریخت

  10. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  11. #1536
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من نمیتونم بخوابم چه جوری تو خواب خوابی میشه عاشقت بمونم چه سوال بی جوابی
    من فراموشت نکردم تو فراموشم کی کردی این همه واسه تو مردم تو یه بارم تب نکردی
    کاش میدونستی چقدرتودلم جات خالیه دیگه باورم شده زندگی یه بازیه...
    توکجایی که ببینی چه سیاه روزگارم دل به هیچکسی ندادم بااینکه توروندارم
    من ازاین زمونه سیرم شاید همین روزا بمیرم
    توقشنگترین از همیشه من همون جوون پیرم
    توقشنگترین از همیشه من همون جوون پیرم

  12. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  13. #1537
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    کاش میدونستی...
    کاش می دونستی چقدردلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز

    کاش می دونستی

    چقدردلم هوای با تو بودن کرده

    کاش می دونستی چقدردلم ازاین روزهای سرد

    بی توبودن گرفته

    کاش می دانستی چقدردلم برای ضرب اهنگ قدمهایت

    گرمی نفسهایت، مهربانی صدایت تنگ شده

    کاش می دانستی چقدردلواپس توام

    کاش می دانستی چقدرتنهام ، چقدرخسته ام

    وچقدربه حضورسبزت محتاجم

    وهمیشه ازخودم می پرسم

    این همه که من به توفکرمی کنم

    توهم به من فکرمی کنی؟....

  14. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  15. #1538
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    قلب من در هر زمان خواهان توست
    اين دو چشمان عاشقم مهمان توست
    گرچه لبريز از غمي درمانده ام
    اين نگاهم در پي درمان توست

  16. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  17. #1539
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    چرا وقتی می‌روی
    همه جا تاریک می شود؟
    انگار از اول مرده بودم
    و ترسیده بودم
    و تو هم نبودی …


    نه اینکه گریه کنم، نه
    فقط دارم تعریف می‌کنم چرا بغض کرده بودم
    و آرام نمی‌گرفتم.


    چه آرزوی دل‌انگیزی‌ست!
    نوشتن افسانه‌ای عاشقانه
    بر پوست تنت
    و خواندن آن
    برای تو …


    چه آرزوی شورانگیزی‌‌ست!
    تملّک قیمتی‌ترین کتاب خطی جهان
    ورق ورق کردنش،
    دست به آن کشیدن،
    و همین نوازش ساده
    که زیر نگاهم لبخند بزنی …


    چه افسانه‌ی قشنگی
    به تنت می‌نویسم
    بانوی من!
    چه قشنگ به تنت افسانه می‌خوانم
    سراسیمه آمدن
    و دستپاچه بوسیدن
    با تو
    زیر نگاهت افسون ‌شدن
    با من.


    می‌دانی؟
    حتا صدای قلبم هم نمی‌آمد
    انگار همه‌اش را برای نفس‌هات شمرده باشم
    حالا تمام شده بود …


    نه اینکه ترسیده باشم، نه
    فقط می‌خواستم بگویم چرا نصف شب پاشدم
    و رفتم زیر تخت خوابیدم که خدا مرا
    بی تو نبیند

  18. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


  19. #1540
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    حیف نمیشه بمونی کنارم من که جزتو کسی رو ندارم

    کاش که پیش بمونی یه لحظه این یه لحظه یه یک عمر می ارزه

    تو چشمام نگاه کن یه روده این چشما بی تو عاشق نبوده

    من نمیخوام که با غم بسازم من نمیخوام به اشکام بنازم

    ای تو که از نگاه من بریدی با چنگ و دندون به هوا پریدی

    خواستم با اشکام راهتو ببندم حیف که چشماتو بستی و ندیدی

    حیف که چشماتو بستی و ندیدی...

  20. کاربر روبرو از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده است .


صفحه 154 از 555 نخستنخست ... 454104134135136137138139140141142143144145146147148149150151152153154155156157158159160161162163164165166167168169170171172173174204254304 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •